بنایی بزرگ از دوره هخامنشیان در نزدیکی تخت جمشید کشف شده‌است. باستان‌شناسان معتقدند این بنا که در دوره کوروش ساخته شده، احتمالا نیایشگاهی از دوره هخامنشیان بوده که به دست هنرمندان بابلی پدیدی آمده‌است. شاهد این امر کشف آجر‌های منقوش لعابدار به نقش موشخوشو، نماد مردوک، خدای بابلیان است.

باستان‌شناسان موفق به کشف بنایی منحصر به‌فرد از دوره هخامنشی شدند
باستان‌شناسان موفق به کشف بنایی منحصر به‌فرد از دوره هخامنشی شدند

هیات باستان‌شناسی ایران و ایتالیا در کاوشی مشترک موفق به کشف بنای بزرگی از دوره هخامنشی در نزدیکی تخت‌جمشید شدند. به گفته باستان‌شناسان این بنا احتمالا در دوره کوروش بزرگ ساخته شده‌است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از میراث فرهنگی؛ محوطه‌ای باستانی‌ است که این‌روزها با کلنگ باستان‌شناسان ایرانی و ایتالیایی جان دوباره‌ای گرفته‌است. هیات باستان شناسی چندی پیش و در پی سومین فصل کاوش خود در این محوطه، موفق به کشف بنایی بزرگ از دوره هخامنشیان شدند.

«علیرضا عسگری چاوردی»، سرپرست ایرانی هیات کاوش در تل آجری، دراین‌باره  گفت: «طی کاوش‌های باستان شناسی هیات مشترک ایرانی- ایتالیایی در حریم تخت جمشید، در شهر پارسه بنایی شگفت انگیز متعلق به روزگار نخستین هخامنشیان در فارس کشف شد. ابعاد این بنا حداقل 33 در 33 متر است و هزاران آجر لعابدار در ساخت آن بکار گرفته شده است.»

معماری بدست آمده در تل آجری

معماری بدست آمده در تل آجری

وی در ادامه گفت: «ضخامت دیوارهای این بنا 10 متر است. کشف چنین بنایی با این عظمت، حجم و تعداد آجرهای لعابدار در منطقه فارس برای نخستین بار انجام می شود.»

بخش‌های بدست آمده از معماری در محوطه باستانی تل آجری
بخش‌های بدست آمده از معماری در محوطه باستانی تل آجری

آنچه در کشف این بنا بسیار اهمیت دارد، آجرهای لعابداری است که به نقوشی از جمله حیوانات افسانه‌ای مزین شده‌اند.

عسگری دراین‌باره گفت: «آجرهای لعابدار بکار رفته در این بنا مزیّن به ترکیبی از نقوش اسطوره های ایران و بین النهرین باستان است. تا آن حدود که حتی قالب های بکار رفته در تزئین نقش حیوانات با قالب نقش اسطوره های دروازه ایشتار در بابل بین النهرین یکسان است.»

نمونه‌از از نقش روی آجر؛ احتمالا متعلق به قسمت گردن موشخوشو
نمونه‌از از نقش روی آجر؛ احتمالا متعلق به قسمت گردن موشخوشو

این باستان‌شناس می‌افزاید: «از این بنا کتیبه‌ای به خط میخی آکدی بابلی بدست آمده است. مجموع نقش‌ها، فنون بکار رفته در تزئین آجرهای لعابدار، استفاده گسترده از ملات قیر در اندود آجرها، بکارگیری انواع رنگ و نقش در تزیین بنا با استفاده از موتیف‌های اسطوره‌ای نظیر نقش سمبل ایزد مَردوک در بابل همراه با انواع گل‌های لوتوس شانزده پَر همه از جمله دلایلی است که نشان می‌دهد این بنا در دوره کوروش هخامنشی بنا شده‌است.»

نمونه‌از از نقش پای گاو که در تل آجری بدست آمده‌است
نمونه‌از از نقش پای گاو که در تل آجری بدست آمده‌است

به گفته عسگری موضوع نقش‌های این بنا با آنچه در آجرهای لعابدار دوره داریوش هخامنشی و دیگر پادشاهان پس از وی در تخت جمشید بکار رفته متفاوت است. کوروش در سال 539 پیش از میلاد بابل را فتح کرد و در آن زمان کاهنان بابلی به دلیل ثروت و قدرت از بین تمام دیگر ایزدان، ایزد مَردوک را برگزیده بودند و ایزد مردوک در دوره بابل نو ایزد آسمان‌ها و زمین بود و در زمانی که کوروش بابل را فتح کرد این ایزد در بین‌النهرین بیشترین قدرت را داشت.

ملات قیر برای محافظت از آجرهای لعابدار
ملات قیر برای محافظت از آجرهای لعابدار

به اعتقاد باستان شناسان احتمالا پس از فتح بابل، کوروش به کاهنان بابلی اجازه داده است در منطقه فارس یعنی در خاستگاه ایدئولوژیک قدرت هخامنشیان بنایی ساخته شود که این بنا را هنرمندان بابلی با همان نقش‌ها و موتیف‌های مذهبی اسطوره‌ای و سمبلیک نظیر نقش موشخوشو برای ایزد مَردوک ساخته‌اند.

بخشی از معماری بدست آمده در تل آجری
بخشی از معماری بدست آمده در تل آجری

عسگری در ادامه می‌افزاید: «کشف تعداد زیادی از موتیف این حیوان اسطوره ای تردیدی باقی نگذاشته که بنا مربوط به دوره کوروش است. اما اینکه این بنا در دوره داریوش هخامنشی با صبر و شکیبایی مذهبی تحمل شده و با تغییر نگرش‌های مذهبی خشایارشا از دیگر ایزدان به ایزد اهورامزدا چه کارکردی پیدا کرده است، همه از جمله مواردی است که کشف این بنا پرسش‌های جدیدی را در ارتباط با نگرش‌های مذهبی جامعه هخامنشی مطرح کرده است. تحقیقات باستان‌شناسی در ارتباط با کشف این بنای مهم ادامه خواهد داشت.»

باستان‌شناسان احتمال می‌دهند که این بنا نیایشگاه باشد
باستان‌شناسان احتمال می‌دهند که این بنا نیایشگاه باشد

این فصل از مطالعات باستان‌شناسی شهر پارسه تخت جمشید در چارچوب برنامه‌های پژوهشی پژوهشکده باستان شناسی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد، سازمان میراث فرهنگی فارس و دانشگاه بولونیا ایتالیا انجام شده است.

تصویری از موشخوشو که در دروازه ایشتار بابل کشف شده‌است
تصویری از موشخوشو که در دروازه ایشتار بابل کشف شده‌است

برنامه مطالعات میدانی این فصل از شهر پارسه از اول مهرماه آغاز شده و در آبان ماه به پایان خواهد رسید. سرپرست ایرانی مطالعات شهر پارسه علیرضا عسکری چاوردی از دانشگاه شیراز و سرپرست ایتالیایی برنامه پی یر فرانچسکو کالیری از دانشگاه بولونیا است.

 

مقاله قبلیوضعیت اسف‌بار ۱۲۰ معلول ذهنی در دو سوله در شیراز
مقاله بعدیجریمه شراب: چهار مسیحی ایرانی محکوم به شلاق شدند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.