پیمان قاسم‌خانی درباره اعتراضاتی که به برخی فیلم‌ها و سریال‌ها وارد می‌شود،‌ گفت: مدیران بیش از حد ملاحظه می‌کنند؛ در حالی‌ که با قطعیت و احترام می‌گویم که این اعتراض‌ها وارد نیست.

پیمان قاسم‌خانی ، درباره اعتراضات گاه و بیگاه صنفی و قومی که به فیلم‌ها و سریال‌هایی مانند «سرزمین کهن»، «ساختمان پزشکان»، «پایتخت» و … می‌شود، گفت: اینکه کلا ظرفیت شوخی نداریم، در ذات ماست. در هر فیلمی، هر کاراکتری متعلق به یک قوم است و شغلی دارد. اینکه هر نقطه ضعفی در کاراکترها را به آن قوم یا حرفه نسبت دهیم، مثل یک جوک می‌ماند.

وی با اشاره به اعتراضات مطرح شده درباره سریال «سرزمین کهن» که به توقف پخش این سریال منجر شد، افزود: نمی‌دانم چه اتفاقی در رده‌ی بالای مدیریت می‌افتد که اینگونه تصمیم‌گیری می‌شود. من اگر مدیر بودم چنین اعتراضاتی را نادیده می‌گرفتم، چون خیلی طبیعی است که باید صبر کرد تا ببینیم در ادامه داستان سریال چه اتفاقی می‌افتد. چطور ممکن است یک جمله فیلم را به عنوان مانیفست آن و نظر کارگردان در نظر بگیریم؟

این فیلمنامه‌نویس در ادامه با یادآوری اعتراضاتی که به سریال «شب‌های برره» شد، اظهار کرد: آن موقع گفتند کلمه «فسا» را از دیالوگ‌ها حذف کنید، در حالی که ما مرتب داشتیم از آنجا تعریف می‌کردیم و حتی از اهالی «فسا» بازخوردهای مثبت زیادی هم گرفتیم، ولی می‌گفتند چون سریال کمدی است لابد مسخره کردنی در کار است! در سریال «پژمان» هم جایی به «فسا» اشاره کردیم که سریع تذکر گرفتیم و مجبور شدیم بعضی جاها را مجددا صداگذاری کنیم.

پیمان قاسم‌خانی با بیان اینکه معترضان به فیلم‌ها همیشه در اقلیت بوده‌اند، گفت: با قطعیت و احترام می‌گویم که «به نظرم این اعتراض‌ها وارد نیست» و کسانی که معترض هستند در اقلیت قرار دارند، ولی این اقلیت پرسر و صدا همیشه توانسته‌اند حرف خود را به کرسی بنشنانند.

فیلمنامه‌نویس فیلم سینمایی «طبقه حساس» در بخش دیگری عنوان کرد که «در مقابل اعتراض‌ها، دستان مدیران فرهنگی بالاست»: فکر می‌کنم مدیران بیش از حد ملاحظه می‌کنند و شاید این کار را هم به خاطر احترام به مردم می‌کنند، اما اتفاقا تحویل گرفتن این نوع اعتراض‌ها، بی‌احترامی به اکثریت است.

وی ادامه داد: باید این فرهنگ ایجاد شود که شوخی با مسخره کردن متفاوت است. درباره همین سریال «سرزمین کهن»، اتفاق بامزه‌ای برای مهراب (قاسم‌خانی) افتاد. او متن طنزی را نوشت با این مضمون که تهرانی‌ها بی‌غیرت‌ترین مردم هستند، چون اکثر نقش‌های دزد و قاچاقچی را تهرانی‌ها بازی می‌کنند. در این متن کاملا معلوم بود که جمله‌ها به طنز نوشته شده‌اند، اما کلی آدم در فیس‌بوک به او فحش دادند، تعدادی از تهرانی‌ها گفتند، ما خیلی هم غیرت داریم و یکسری از لرها هم گفتند منظورت ما هستیم؟ که دوباره آن‌ها هم به محراب فحش دادند و …؛ این یعنی که خیلی‌ها شوخی را متوجه نمی‌شوند.

فیلمنامه‌نویس سریال «پژمان» در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا قبول دارد که آستانه تحمل برخی ذی‌نفوذان در برابر شوخی پایین است، تصریح کرد:‌ به نظرم درمورد برخی آقایان اصولا آستانه تحملی وجود ندارد که حالا پایین باشد یا بالا!

پیمان قاسم‌خانی در پایان این گفت‌گو با تاکید بر اینکه صفحه‌ای در فیس‌بوک ندارد، گفت: به دلیل همین عدم وجود آستانه تحمل، خوشحالم که در فیس‌بوک هیچ صفحه‌ای ندارم و از همین‌جا فعالیت خودم را در صفحه‌هایی که به من نسبت داده شده است تکذیب می‌کنم.

cinemapress.ir

مقاله قبلیانبار کردن 30 شیر آفریقایی درقفسی تنگ در سیرک قشم
مقاله بعدیزندگی بانوی جنجالی اوکراین فیلم می‌شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.