یکی شان دستور پیگیری داد، آن دیگری بیانیه صادر کرد. سومی تسلیت گفت و عذرخواهی نمود! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
172

بسیار خوب، اما چه کسی دستور حمله موشکی به هواپیمای اوکرائینی را صادر نمود؟ پایه های تمامی جنایاتی، که طی چهل و یک سال اخیر در ایران، و چه بسا در جاهای دیگر در دنیا هم به انجام رسیده اند. زمانی ریخته و گذاشته شد، که آیت الله جیمی کارتر معلوم الحال، ریاست جمهوری دموکرات ایالات آمریکا، به فرمان سرکردگان حزب متبوع خویش، که از پادشاه انساندوست و میهن پرست ایرانزمین، اعلاحضرت محمد رضا شاه پهلوی، جهت اجابت نکردن دو خواسته ی ضد بشری دولتمردان آمریکائی در چهار و اندی دهه پیش عصبانی و ناراضی بودند شکل گرفت؛ و منجر به برچیدن حکومت همواره موجه پادشاهی پهلوی گردید؛ و جایگزینی آن با حاکمیت استبدادی آخوندی اسلامی، که مشتی ملای بی سر و پا و تازی زاده و جنایت پیشه را، در کهندیار باستانی ما به حاکمیت رساندند و در جایگاه ریاست و مدیریت چنین سرزمین والائی نشاندند!

آمریکائی ها در آن زمان، از شاهنشاه آریامهر انتظار داشتند؛ که ایشان مجوز برقراری یک پایگاه نظامی آمریکائی در کشورمان را به آنان بدهند؛ و ضمن آن، سلاح های جنگلی آمریکائی ها را، که با هدف ادامه پیدا کردن جنگ فرسایشی میان اسرائیل و فلسطینی ها را، به طور مخفیانه به دست اعراب فلسطینی برسانند. اما آن پادشاه بزرگ و شخصیت بی نظیر و سیاستمدار واقعی، به آنها اجازه نداد؛ که در ایران نیز بتوانند؛ مانند بسیاری دیگر از ممالک منطقه خاورمیانه پایگاه نظامی داشته باشند؛ همچنین نپذیرفت، که با آنها برای ارسال تسلیحات جنگی فراوان، جهت ادامه یافتن یک جنگ دایمی و بدون هرگونه منطق سیاسی همکاری نماید!

اما آمریکائی ها، که همواره دو هدف بزرگ را سر لوحه برنامه های کشورداری خویش قرار داده و می دهند. ( جز به منافع ملی خودشان بها ندهند؛ و نیز یکه تاز بودن شان در سراسر جهان را حفظ نمایند. ) ، به هیچ امر دیگری پایبندی نداشته و ندارند. با همدستی برخی از سران دولت های اروپائی، و همداستان نمودن آنان با خودشان، آن حکومت شاهنشاهی ارجمند و سربلند را از سر راه خود برداشت. تا نوکران قسم خورده اش را، که جز به بار آوردن فضاحت های اخلاقی و ضد بشری هنر دیگری ندارند. را با نام حاکمیت منحوس و منفور اسلامی در ایران اهورائی، به جاه و مقامی که اصلا صلاحیت و لیاقت اش را هم نداشته و ندارند برسانند!

از همان زمان تا کنون، بارها و بارها شاهد فجایعی بوده و هستیم؛ که توسط سرکردگان این رژیم جهنمی به انجام می رسند. رذالت و پستی شان را نیز تا به حدی رسانده و پیش برده اند؛ که دیگر فقط به کشتن ایرانی ها و آزار رساندن به هم میهنان ما بسنده نمی کنند. بلکه در نهایت ناانسان بودن شان، به کشتن مردم بی گناه ملت های ممالک دیگر نیز اقدام نموده و می پردازند!

پس از سه روز که از فاجعه سقوط هواپیمای موشک خورده اوکرائینی در اطراف فرودگاه خمینی ملعون می گذرد. و بعد از به هم بافتن دروغ های متعدد در این باره از طرف جمهموری خبیث آخوندی، و تحویل ندادن « جعبه سیاه » هواپیمای مربوطه به کارشناسان، که با سقوط اش، جان تعداد زیادی از افراد بی گناه از ملیت های مختلف را نیز، گرفت و ایشان را از هستی گرانقدر خودشان ساقط نمود. خاطیان و جنایتکاران سپاه ننگ آفرین حاکمیت نادان اسلامی، بالاخره دهان پلیدشان را گشودند؛ و علت روی دادن چنین سهل انگاری دیوانه آسائی را مطرح نمودند!

یکی شان( فرمانده بخش هوا و فضا سپاه، سردار حاجی زاده ) گناه شکل گرفتن این اشتباه ننگین تاریخی را بر گردن خود گرفت؛ و مسؤلیت رخ دادن این فاجعه بزرگ بشری را، که بقیه همکاران نابخرد سپاهی اش تحقق بخشیدند را پذیرفت!

اما سه تن خطاکار اصلی و مسؤل مستقیم چنین رویداد دهشتناکی، که جان صد و هفتاد و شش تن از انسان های بی گناه را، که در میان شان نخبگان ایرانی زیادی هم بودند را گرفت؛ و هستی ایشان را بر باد داد. هنوز تا این ساعت(یک بامداد روز یکشنبه دوازدهم ژانویه ۲۰۲۰ میلادی) ، جز نشان دادن سه واکنش میان تهی و بی مصرف از خودشان، در این باره کار دیگری نکرده اند!

سید علی خامنه ای رهبر تروریست پرور و جنایتکار آفرین حاکمیت ددمنش آخوندی، با ارسال پیامی به فرماندهان سپاه قاتل، دستور پیگیری این موضوع را صادر کرده است. شیخ حسن روحانی رئیس جمهوری هم بی کفایت و هم بی لیاقت دولت دوازدهم رژیم خون آشام اسلامی نیز، فقط به صدور بیانیه ای در این مورد قناعت کرده است؛ و محمدجواد ظریف وزیر ناتوان و چرند پردازشان هم، با ارسال پیامی که حاوی تسلیت به بازماندگان عزیزان کشته شده، و عذرخواهی شان از این سوگواران بوده، کار دیگری را انجام نداده اند!

ای بی خردان شما را چه می شود؟ که اینگونه از آبرو و شرف نداشته خویش مایه می گذارید؛ و خودتان را نزد مردمان همه دنیا، تا به این اندازه به خفت و خواری می رسانید؟ طرف، ( سردار حاجی زاده پاسدار سپاهی) خودش اعلام نمود؛ که این خطای بزرگ و جنایتکارانه، به وسیله ماموران پدافند فضائی مستقر در فرودگاه خمینی شکل گرفته است. به همین خاطر نیز اعلام به شرمساری و ندامت شدید، از ناکار آمدی همکاران اش نمود. موضوع کاملا آشکار و بدیهی است؛ که خامنه ای دجال، با آن که از امروز دوباره صدای نفرت شدید مردم به پا خاسته ایران، نسبت به خودش و حاکمیت استبدادی و جانی پرور اسلامی را شنیده و همچنان نیز خواهد شنید؛ فقط به خاطر آن که نشان بدهد؛ که او به عنوان رهبر انقلاب و حاکم افیونی رژیم بدکاره شان، حال و نای برخاستن از کنار منقل را ندارد؛ از همانجا با ارسال فرمان پیگیری شدن موضوع، خویشتن را از زیر بار این مسؤلیت عظیم کنار می کشد. شیخ حسن روحانی نیز، به عنوان رئیس جمهور حراف و نادان و بی کفایت رژیم ننگ آفرین ملاها، با صدور یک بیانیه عاری از صداقت انسانی، شانه های عباپوش اش را، از زیر مسؤولیت رسیدگی به این پرونده خفت بار کنار می کشد. محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه شان هم، شعور تشخیص دادن این حقیقت را ندارد؛ که ارسال پیام تسلیت و عذرخواهی برای بازماندگان سوگوار جانباختگان این واقعه صد در صد عمدی، عزیزان آنها را زنده و سالم به کاشانه شان باز نخواهد گرداند!

جنایت آمیزتر هم خبری البته تایید نشده است؛ که ماموران سنگدل سپاهی، در موقع جمع آوری اجساد کشته شدگان هواپیمای مسافربری اوکرائینی، حتی در این حد از شقاوت پیشگی می باشند؛ که مصدومانی را که هنوز کاملا از دنیا نرفته بوده اند. را با شلیک « تیر خلاص » کشته اند!

« گرگ زاده گرگ شود*** هر چند که با آدمی بزرگ شود » !!

محترم مومنی

مطلب قبلیخطای انسانی و پرتاب موشک عامل سقوط هواپیمای اوکراینی
مطلب بعدیسفیر بریتانیا در تهران: در هیچ تظاهراتی شرکت نکردم
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.