بنابه گزارشات رسیده یکشنبه شب نیروهای سرکوبگر ولی فقیه به بند ۴ سالن ۱۲ زندان گوهردشت کرج یورش بردند و زندانیان سیاسی این بند را مورد اذیت و آزار قرار دادند.

شب یکشنبه ۱۱ آبان ماه برابر با ۸ محرم  حوالی ساعت ۲۲:۳۰ تعدادی از مسئولین زندان به بند ۴ سالن ۱۲ زندان گوهردشت کرج یورش بردند و زندانیان سیاسی  را که در حال انجام مراسم مذهبی عاشورا بودند مورد اذیت و آزار قرار دادند.

مأمورین  یزیدی و سرکوبگر ولی فقیه مستقیما به سوی سلول ۲۹ محل نگهداری زندانی سیاسی ارژنگ داودی یورش بردند و با رفتاری وحشیانه و غیر انسانی  با زندانی سیاسی ارژنگ داودی برخورد نمودند سپس ماموران یزیدی ولی فقیه مغول وار به بازرسی سلول وی پرداختند.

در این یورش وحشیانه ۲ نفر از لباس شخصی ها که برای هیچیک از زندانیان سیاسی شناخته شده نبودند همراه با امیریان معاون اول رئیس زندان فردی به نام  صحراگرد افسر جانشین زندان و نیز کاظمی افسر شیف زندان و تعدادی دیگر از مامورین زندان شرکت داشتند.

یکی ازلباس شخصی ها  در جواب امیریان که نام آقای داودی را از او می پرسید ،گفت:«خودشه همون کسی که تصویرش رو < من و تو> نشان داد»؟!

نیروهای سرکوبگر یزیدی ولی فقیه آخوند علی خامنه ای پدرخوانده داعش همچنین بخشی از وسایل زندانیان را جمع آوری و با خود بردند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر یزیدی ولی فقیه به سالن ۱۲ بند ۴ زندان گوهردشت کرج را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستارارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۱ آبان۱۳۹۳ برابر با۲ نوامبر  ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیمایکل بی فیلم شکست آمریکا در بنغازی را می‌سازد
مقاله بعدیدزدان دریایی تازه‌نفس راهی کارائیب می‌شوند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.