بنابه گزارشات رسیده یورش وحشیانه مرسلپور رئیس زندان و چند نفر از همراهان وی به بند زندانیان سیاسی زندان مرکزی بندرعباس و مورد توهین و فحاشی قرار دادن زندانیان سیاسی این بند.

روز دوشنبه ۶ آبان ماه حوالی ۱۰ صبح مرسلپور رئیس زندان بندرعباس همراه با محرم علی براری،غلامعباس مشایخی،عبدالله موحد به صورت ناگهانی به بند زندانیان سیاسی زندان مرکزی بندر عباس یورش بردند.آنها با عربده کشی و بکار بردن الفاظ رکیک از جمله کثافت و حیوان و بعضی از کلمات که قابل ذکر نمی باشد مستقیما به زندانیان محمد جعفر زاده،عبدالله رادبوی و احمد محمد چمردانی حمله ور شدند.مرسلپور به یکی از زندانیان سیاسی که به علت کسالت در حال استراحت بود حمله ور شد و با کشیدن ملافه از روی او، اقدام به پاره کردن ملافه این زندانی سیاسی نمود.

سپس عبدالله موحد یکی از مسئولین ولی فقیه در زندان بندرعباس دستور داد که آنتن تلویزیونی که زندانیان با هزینه خود و موافقت مرسل پوررئیس زندان تهیه کرده بودند و فقط قادر به گرفتن کانالهای تلویزیونی دولتی در استان است را تخریب نماید.

مرسل پور رئیس زندان و سایر همراهانش که با اعتراض شدید زندانیان سیاسی نسبت به رفتارهای وحشیانه و توهین به آنها و سر زده وارد شدن به سلولها مواجه شده بود وحشت زده بند زندانیان را شتابان ترک کردند

در پی آن دستور قطع تلفن بند که زندانیان فقط با خانواده های خود می توانند تماس بگیرند را صادر نمود و تلفن را قطع کردند.

غلامعباس مشایخی و جلیل مرسلپور برادر رئیس زندان بندر عباس از مسئولین زندان میناب بودند به دلیل اخاذی و زور گیر از زندانیان بی دفاع آنها را به زندان بندرعباس منتقل کرده اند.غلامعباس مشایخی از شکنجه گران بی رحم در زندان میناب بود و زندانیان به او لقب خلخالی دوم نسبت داده بودند. این فرد با بکار گیری شکنجه های وحشیانه علیه زندانیان بی دفاع که تا به حال منجر به مرگ چند زندانی زیر شکنجه های وی شده است.که از جمله آنها زندانی گل محمد و زندانی هموطن کرد به نام محمد زینتی را می توان نام برد.

در بند زندانیان سیاسی زندان بندرعباس ۱۷ نفر نگهداری می شوند که نام های آنها به قرار زیر می باشد: ارژنگ داوودی، علی مرادی، احمد محمدی چمردانی، حسن جوانی ، محمد جعفرزاده، محسن آشیان، عبدالرئوف لشقرانی، فواد بالنده، منصور زراعت کار، باقر دهقانی، قادر انصاری ، عبدالله رادبوی، شاکر بدیعیان،اسد صلواتی وچنگیز قدم خیزی تبعیدی از زندان مسجد سلیمان، و زندانی سیاسی موسی کریم زاده بیش از یک ماه است که به بند زندانیان عادی تبعید شده است و در شرایط غیر انسانی نگهداری می شود و مرسلپور از بازگشت این زندانی به بند زندانیان سیاسی ممانعت می کند.

لازم به ذکر است مرسلپور رئیس زندان بندرعباس از بستگان قاسم سلیمانی فرمانده سپاه تروریستی قدس می باشد.بستگان سلیمانی اکثر از مسئولین زندانهای کشور هستند و مشغول شکنجه و جنایت علیه بشریت در زندانها می باشند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از  فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ یورش وحشیانه به بند زندانیان سیاسی و مورد اهانت و بدرفتاری قرار دادن آنها را توسط مرسلپور رئیس زندان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۰۹ آبان۱۳۹۲ برابر با ۳۱ اکتبر۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلینامه دو درویش گنابادی به رئیس قوه قضائیه
مقاله بعدیاین تفنگ زیر آبی دقیقه‌ای 800 گلوله شلیک می‌کند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.