شکایت نامه کشیش زندانی بهنام ایرانی به کمیساریای عالی حقوق بشرو سایر سازمان های حقوق بشری در مورد یورش وحشیانه به منزلش و ۲ خادم کلیسا توسط مامورین وزارت اطلاعات کرج جهت ارسال به سازمانهای فوق و انتشار در اختیار رسانه ها  قرار داده شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن شکایت نامه کشیش زندانی بهنام ایرانی به شرح زیر است.

بنام خداوند ،

اینجانب کشیش بهنام ایرانی محبوس در زندانهای حکومت اسلامی ایران که تنها و تنها به صرف دیگر اندیشی و پایبندی به ایمان مسیح و مشارکت در اجتماعات عبادی پرستشی هم کیشان خویش به این محکومیت گرفتار شده ام اعلام میدارم که حکومت اسلامی ایران که گویی از سرکوب دگر اندیشان و گروه های مذهبی غیر مسلمان هرگزخسته نمی شود و با ولعی سیری ناپذیر دنبال برقراری یک دیکتاتوری مذهبی است بار دیگر طبق عادت دیرینه خود در آستانه کریسمس و سال نو میلادی شیرینی این ایام را به کام فرزندان ما تلخ گردید و خانه های ما را مورد هجوم ماموران اطلاعاتی خود قرار داد.

امروز مورخ ۲۴ آذر ۱۳۹۲ برابر ۱۵ دسامبر ۲۰۱۳ راس ساعت ۰۸:۵۰ دقیقه صبح ماموران وزارت اطلاعات کرج بصورت هماهنگ و همزمان در ۳ گروه ۳ نفره به منزل بنده و ۲ تن دیگر از خادمان کلیسا به نام های امین خاکی و رضا ربانی ملقب به سیلاس یورش برده و در شرایطی که فقط همسران ما و فرزندان ما در خانه بودند . همه چیز را مورد تفتیش و بازرسی قرار دادند و حتی به اتاقهای خواب و کمدهای لباسهای زیر و وسایل بسیار خصوصییمان نیز رحم نکردند. و در این بازرسیها یک کامپیوتر لاپ تاپ کتاب مقدس من و همسرم و دخترم و کلیه دست نوشته ها و جزوات مسیحی را مصادره و با خود بردند .

این یورش به حدی در روحیه فرزندانم تاثیر گذاشته که پسر ۵ ساله ام به نام آدریل در حالی که به دنبال آنان حرکت می کرد،می گفته می خواهید مادرم را دستگیر کنید، می خواهید او را هم ببرید و گویی ترسی عظیم و نهفته در درونش بوده که همان طور که پدرش را از او جدا کرده اند می خواهند مادرش را هم ببرند و بلافاصله بعد از رفتن آنها پسرم تب کرده و دچار حالت تهوع شدید گردیده است و به هرجایی که مادرش میرود به دستشویی، آشپزخانه و غیره به او می گوید مامان نرو، مامان نرو در حال حاضر که این گزارش را آماده می کنم وضعیت روحی او و دختر داوازده ساله ام اصلا خوب نیست و به علت فشار عصبی که به همسرم وارد آمده دچار درد شدید معده گردیده است.

در بازرسی منزل امین خاکی دومین کسی که منزل او را مورد بازرسی قرار داده اند. یک لپ تاپ و تعداد زیادی جزوات و نشریات و ادبیات مسیحی را مصادره کردند. در منزل رضا ربانی ملقب به سیلاس نیز هرگونه کتاب و نشریان و کتب مذهبی دیگر پیدا کرده اند جمع آوری نموده و با خود بردند.

در پاسخ به طرح این مسئله از طرف همسران امین خاکی و رضا ربانی که اگر شما زنگ می زدید همسران ما می آمدند و چرا اینگونه به خانه های ما یورش آورده اید . درحالی که شوهران ما در منزل نیستند. با پاسخی توهین آمیز گفته اند ، می دانیم که اگر صوت بزنیم ،حتما می آیند. گویی آنان جز خودشان هر دگراندیشی دیگر را همچون سگ می بینند.

بنده در شرایطی این گزارش را اعلام می کنم که در زندان هستم و جدا از مشکلات خودم باید فشارهای حاصل از فشار روانی و امنیتی را که بر کلیسا و خانواده ام اعمال می کنند دائما به دوش بکشم.

بدین وسیله به مراجعی همچون کمیساریای عالی حقوق بشر، دیده بان حقوق بشر و سازمان عفو بین الملل و کلیه مراجعی که در حوزه های حقوق بشری فعالیت می کنند از حکومت اسلامی ایران بابت رفتارهای این چنین غیر انسانی و به دور از احترا به حقوق اقلیتها اعلام شکایت می نمایم و استدعا دارم که مراجع فرق نسبت به این بی عدالتیها بی تفاوت ننشینند و صدای مظلومانه ما را به گوش جهانیان و همه ملتهای حق طلب دنیا برسانند.

با تشکر،

کشیش بهنام ایرانی

زندان مرکزی کرج

۲۴ آذر ۱۳۹۲ برابر ۱۵ دسامبر ۲۰۱۳

 

مقاله قبلیمرگ پلنگ ایرانی در ایران تمامی ندارد، مرگ یک قلاده پلنگ ایرانی اینبار در بافق
مقاله بعدیپیتر اوتول از دنیا رفت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.