بنابه گزارشات رسیده  یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات به سلول روحانی آزادیخواه و مبارز آقای کاظمینی بروجردی و به هم ریختن وسایل شخصی وی و تخریب برخی از آنها .

صبح روز شنبه مورخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۹۲، مامورین وزارت اطلاعات باهماهنگی مسئولین زندان اوین به سلول روحانی آزادیخواه آقای کاظمینی بروجردی در بند ویژه روحانیت حمله و بند ایشان را مورد تفتیش قرار دادند و وسایل شخص او را به هم ریختند و دست به تخریب آنها زدند .

این یورش در ساعت ملاقات آقای کاظمینی بروجردی با خانواده اش صورت گرفته است و زمانی که ایشان به سلول بازگشته اند با سلول و وسائل شخصی بهم ریخته روبرو شدند .هم بندیهای ایشان برایشان توضیح دادند که ماموران وزارت اطلاعات وسائل ایشان را برای یافتن نامه و بیانیه تفتیش نمودند.

آقای سید حسین کاظمینی بروجردی زندانی عقیدتی ۵۵ ساله که هشتمین سال اسارت خود را در زندان اوین بدون وقفه سپری میکند و از ناراحتی های قلبی و تنفسی و دیابت و سنگ کلیه رنج می برد و مقامات ویژه روحانیت، دسترسی ایشان به دارو و درمان را منوط به پذیرش خواسته آنها و سازش عنوان کرده اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات به سلول روحانی آزادیخواه و به هم ریختن وسایل شخصی و تخریب آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به دادگاه کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۶ اسفند ۱۳۹۲ برابر با۱۷ مارس ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه ادیان و مذاهب سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاتهام جدید محمد جواد لاریجانی: «بعد از ۸۸، غرب، صوفیه را به فعالیت سیاسی تحریک کرده است»
مقاله بعدیJAILED DERVISHES END HUNGER STRIKE IN IRANIAN PRISONS; SICK DERVISH PRISONERS TRANSFERRED TO HOSPITAL
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.