روز شنبه ۶ آبان ماه ، مأموران امنیتی به منزل آقای بروجردی حمله کرده و بعد از به هم ریختن کتب و یادداشت های وی برخی اسناد و مدارک را ضبط کردند و او را با خود به دادسرای ویژه روحانیت تهران واقع در خیابان زعفرانیه، خیابان مقدس اردبیلی، جنب فرمانداری شمیرانات بردند.

در محل این دادگاه از مراکز به ظاهر قضایي و در حقیقت عامل اجرایي حفاظت اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات است، آقای بروجردی با برخورد های وحشیانه و خشونت بار فردی به نام عبداللهی قرار گرفت که دادستان ویژه تهران می باشد. عبداللهی پس از اذیت و آزار  و تهدید بسیار و بازجویی در مورد دیدارهای اندک و جسته گریخته مردم با آقای بروجردی، محدودیت ها را بر علیه آقای بروجردی تشدید نمود.

سپس یوسفی، آخوند اجرای احکام و قاضی ناظر بر زندان و مصطفی راوندی، منشی او، بدون توجه به وضعیت ناگوار این زندانی رنجدیده، وی را مورد آزار روحی و جسمی قرار دادند. در پایان این جلسه، به ایشان گفته شد که در هیچ مراسمی حق شرکت کردن ندارد و در صورت شرکت ایشان در هر جلسه ای با حمله وسیع و برخورد خشونت آمیز حکومت مواجه خواهد شد. آنها  اذعان داشتند که دستور مستقیم دارند که با ایشان و شاگردانش برخورد شود.

 آثار یازده ساله شکنجه های وحشیانه در زندان اوین وی را دچار نارحتیهای جسمی متعددی نموده است و از این ناراحتیها شدیدا رنج می برند. ولی حکومت به جای پرداخت غرامت، همچنان به قانون شکنی و نقض حقوق شهروندی آقای بروجردی ادامه می دهد و عوامل آن مرتکب چنین برخوردهای غیرانسانی می گردند.

در حال حاضر، با وجود این که مدت حبس ناعادلانه یازده ساله آقای بروجردی به پایان رسیده است، ولی هنوز برای ایشان دو پرونده دیگر را باز گذاشته اند و این بار هم مقامات ویژه روحانیت، با اشاره به آن پرونده ها متذکر شدند که این پرونده ها همچنان باز خواهند ماند تا آقای بروجردی با هیچ جنبش مدنی همراهی نکند و مردم را به برگزاری تجمعات فرا نخواند.

نتیجه این فشارها حصر خانگی است که بسی بدتر از هر زندان می باشد، چرا که ایشان در زندان به راحتی از طریق تماس با زندانیان دیگر اعلامیه های سیاسی خود را انتقال می داد، ولی اینجا در بایکوت عملی قرار دارد.

آقای بروجردی در جریان این بازجویی خواهان بازگشت به زندان شدند، ولی چون حال جسمی و بالینی ایشان خراب بود و احتمال مرگ وی می رفت، رئیسی دادستان کل ویژه روحانیت با اصرار او مبنی بر بازگشت به زندان موافقت نکرد.

به گزارش خبرنامه مل ایرانیان به نقل از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ؛ رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای که با انفجار عمومی در جامعه ایران مواجه است. سعی دارد با تهدید و ارعاب و احضار به خیال خام خویش جلوی قیام مردم ایران که از اعدام و شکنجه ، سرقتهای میلیاردی و غارت شدن پول خویش  و هزاران معزل دیگری  که رژیم ولی فقیه برای آنها ایجاد نموده به شدت خشمگین هستند را بگیرند.

مقاله قبلیجزییات پروژه جدید تام هنکس اعلام شد
مقاله بعدیحاجیه خانم، حاج آقا، شما در قبال کودکان کار مسؤل هستید! محترم مومنی روحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.