بنابه گزارشات رسیده  روز گذشته ده ها نفر از نیروهای گارد و اطلاعات زندان به بند ۱ زندان مرکزی زاهدان یورش بردند وزندانیان بی دفاع را مورد اذیت و آزار قرار دادند.

روز دوشنبه ۲۰ مرداد ماه حوالی ساعت ۰۹:۰۰ نیروهای گارد و اطلاعات زندان به بند ۱ معروف به بند جوانان زندان مرکزی زاهدان یورش بردند، زندانیان بی دفاع را در گرمای شدید با توهین و اذیت و آزار به محوطه سرباز زندان منتقل کردند وآنها را تا ساعت ۱۲ در آنجا نگه داشتند.

سپس به سلولهای زندانیان سیاسی و عادی یورش بردند وتمامی وسایل شخصی آنها را به هم ریخته ، تخریب نموده و یا به سرقت بردند.

زندانی سیاسی محمود شه بخش به این یورش وحشیانه اعتراض نمود که با برخوردهای وحشیانه غلامی رئیس اطلاعات زندان مواجه شد و سپس او را به سلول انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان مرکزی زاهدان منتقل کردند.

در این یورش وحشیانه بیش از ۴۰ نفر از مامورین گارد و ماموران اطلاعات زندان شرکت داشتند فرماندهی این یورش وحشیانه را غلامی جنایتکار علیه بشریت ورئیس زندان و رئیس اطلاعات زندان به عهده داشتند . این جنایتکار علیه بشریت همراه با خسروی فرامین مامورین وزارت اطلاعات را به اجرا می گذارند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانه به بند زندانیان بی دفاع و قرار دادن آنها در زیر تابش شدید آفتاب برای ساعتها ، اذیت و آزار زندانیان و تخریب و ربودن وسایل شخصی آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوندعلی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۱ مرداد ۹۳ برابر با ۱۲ اوت ۲۰۱۴
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاعتصاب غذای زندانی سیاسی کریم موسی زاده در زندان مرکزی بندرعباس
مقاله بعدیبانوی ایرانی نخستین برنده زن “مدال فیلدز” ریاضی شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.