روز شنبه ۲۶ بهمن ماه مردانی همراه با تعدادی از زندانبانان تحت امرخود به سالن ۱۲ یورش بردند و زندانیان سیاسی را مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار دادند و پس از این یورش، فعال کارگری شاهرخ زمانی و رسول بداقی یکی از فعالین معلمین ایران را به سلولهای انفرادی منتقل کردند.

تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در اعتراض به این یورش و ضرب و شتم و فحاشی و انتقال ۲ تن از همبندیانشان به سلولهای انفرادی دست به اعتصاب غذا زدند و اعلام نمودند تا زمانی که همبندیانشان به سالن ۱۲ بازگردانده نشوند به اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد.

اسامی تعدادی از زندانیان سیاسی که دست به اعتصاب غذا زده اند عبارتند از ناصح یوسفی ، خالد حردانی ، سعید ماسوری، محمد علی منصوری، صالح کهندل ، محمد بنازاده امیر خیزی،حمیدرضا برهانی می باشند.

در حین این یورشها امان الله مستقیم از هموطنان بهایی وضعیت جسمی اش وخیم گردید و به بهداری زندان منتقل شد.

یورش وحشیانه و ضرب و شتم زندانیان سیاسی و انتقال آنها به سلولهای انفرادی به دستور باز جویان وزارت اطلاعات که آخوند محمود علوی وزارت آن را به عهده دارد صورت می گیرد این تصمیمات توسط آخوند حسن روحانی گرفته می شود وی همچنین مجری سیاستهای سرکوبگرانه ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانه ، ضرب و شتم و انتقال زندانیان سیاسی به سلول انفرادی و تشدید اقدامات سرکوبگرانه علیه زندانیان سیاسی اسیر و بی دفاع را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۶بهمن ۹۲ برابر با ۱۵ فوریه ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلی«فروزن» سومين انيميشن پرفروش تاريخ سينما
مقاله بعدیكجاي كارزار سوريه ايستاده ايم؟ بررسي و گزينش سناريوها
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.