بنابه گزارشات رسیده  نیروهای سرکوبگر ولی فقیه ،ساکنین خیابان باقری که گفته می شود بالغ بر ۸۰ نفر می شوند ،همراه با فرزندان،زنان، افراد سالمند و بخصوص جوانان را دستگیر و به اداره اطلاعات و آگاهی شهر زاهدان منتقل کردند.

غروب روز یکشنبه نیروهای سرکوبگر ولی فقیه که از واحد مرصاد نیروهای تروریستی سپاه قدس ، بسیج به فرماندهی محمد شاهو زهی ،نیروی انتظامی و آگاهی بودند خیابان باقری زاهدان را کاملا محاصره کردند و بنابه گفته شاهدان عینی بدون هشدارهای قبلی به منزل مسکونی خانواده هاشم زهی حدودا ۹ موشک آر . پی .جی شلیک نمودند .در پی این حمله ،درگیری گسترده ای در این محله روی داد که تا ۲۴ بعد ساعت ادامه یافت.

در این درگیری ۲ تن از اعضای خانواده هاشم زهی به قتل رسیدند و ۲ نفر دیگر از آنها دستگیر شدند.سپس نیروهای سرکوبگر منزل مسکونی آنها را که ۲ طبقه بود با لودر کاملا ویران کردند.در طی این درگیری و پس از آن ،شهر زاهدان و بخصوص این منطقه بصورت پادگان نظامی در آمده و تمامی نقاط مملو از نیروهای سرکوبگر بود.

نیروهای سرکوبگر اکثر بستگان و دوستان خانواده هاشم زهی را دستگیر و همزمان وارد خانه های مردم در این محله شدند و تمامی اعضای خانوده از جمله کودکان، زنان، افراد سالمند و جوانان را دستگیر و با خود برند. گزارش شاهدان عینی حاکی از دستگیری ۸۰ نفر می باشد.

از طرف دیگر سرهنگ پاسدار دشتی زاده فرمانده آگاهی استان سیستان و بلوچستان در این درگیری بشدت زخمی شده است و حداقل ۵ نفر از نیروهای مرصاد در این درگیری کشته و ۸ نفر از نیروهای بسیج که فرماندهی آن را فردی به نام محمد شاهو زهی بر عهده داشت زخمی شدند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، محمد شاهو زهی فرمانده بسیج منطقه کریم آباد شهر زاهدان می باشد. این فرد در ترور و کشتار و سرکوب مردم زاهدان و استان سیستان بلوچستان نقش مستقیم دارد و مورد نفرت عام این استان می باشد .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۷ آذرماه ۹۲ برابر با ۱۸ دسامبر ۲۰۱۳

مقاله قبلیاعدام های روزانه زندانیان بی دفاع در زندان مرکزی زاهدان برای مقابله با اعتراضات مردم در این استان
مقاله بعدیکشته شدن پسر یکی از فرماندهان سپاه ایران در دمشق
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.