بنابه گزارشات رسیده  یورشهای وحشیانه نیروهای گارد و اطلاعات زندان به بندهای  زندانیان سیاسی و عادی و مورد  اذیت و آزار قرار دادن زندانیان بی دفاع.

در طی روزهای گذشته  بطور سیستماتیک نیروهای گارد  و اطلاعات زندان  به بندهای ۱،۴ و ۷ زندان مرکزی زاهدان  وحشیانه یورش بردند .

زندانیان بی دفاع را از ساعت ۰۶:۰۰ از بندهای خود خارج و به محوطه زندان با ضرب و شتم و توهین و اذیت و آزار منتقل کردند و زیر تابش شدید آفتاب  تا ساعت ۱۲:۰۰ نگه می دارند .

در بین زندانیان  تعدادی زیادی زندانی  بیمار و سالخورده می باشد. زندانیان بی دفاع  در طی این مدت از نوشیدن آب محروم می باشند و همچنین حق استفاده از سرویسهای بهداشتی را ندارند.

سپس گارد ویژه و مامورین  اطلاعات زندان به سلولهای زندانیان یورش می برند و حداقل  و سایل شخصی  آنها را به هم می ریزند ، تخریب می کنند و کارهای دستی آنها را به سرقت می برند .

این یورشها  به فرماندهی غلامی رئیس اطلاعات زندان  صورت می گیرد و بیش از ۶۰ نفر از نیروهای گارد و مامورین اطلاعات زندان در آن شرکت دارند.

هدف از این یورشها اذیت و آزار زندانیان بی دفاع و سلب امنیت آنها است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، یورش به سلول زندانیان بی دفاع ضرب و شتم و مورد توهین قرار دادن آنها و همچنین تخریب  وسرقت  حداقل وسایل شخصی آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات لازم برای پایان دادن به اعمال غیر انسانی علیه زندانیان بی دفاع در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۹ خرداد  ۹۳ برابر با ۰۹ ژون ۲۰۱۴

 گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاعدام یک زندانی به دلیل دفاع از حریم خصوصی خانواده اش در مقابله با یک مامور متجاوز
مقاله بعدیادامه‌ی تحریک‌های سازمان یافته قشریون علیه دراویش گنابادی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.