یدالله جوانی٬ مشاور سیاسی نماینده ولی‌فقیه در سپاه «ابطال نظریه تقلب» در سال ۸۸ را یکی از «اهداف راهبردی» یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد که این هدف «حاصل» شده است.

به گزارش تارنمای دیگربان؛ جوانی این مطلب را روز چهارشنبه (پنجم تیرماه) در یادداشتی که در خبرگزاری «فارس» از وی منتشر شده٬ بیان کرده است.

در این یادداشت آمده است:‌ «تحقق حماسه سیاسی در انتخابات ۲۴ خرداد نه تنها ترفندهای دشمنان علیه نظام اسلامی را نقش بر آب کرد٬ بلکه نظریه تقلب را که سال ۸۸ از سوی آنها و بدخواهان داخلی مطرح شد، باطل کرد.»

جوانی نوشته «این مدیریت راهبردی» رهبر جمهوری اسلامی بود که «با تبدیل صحنه انتخابات به یک فرصت بزرگ برای نظام و کشور، چندین هدف راهبردی را به صورت همزمان در پرتو انتخابات، با خلق یک حماسه سیاسی تحقق بخشید.»

وی افزوده است:‌ «ابطال نظریه تقلب یکی از این اهداف راهبردی بود که حاصل گردید.»

جوانی در پایان یادداشت خود پرسیده است:‌ «با اثبات بی‌پایه و اساس بودن نظریه تقلب، سؤال این است که سردمداران طرح این ادعا در سال ۸۸، با توجه به خسارت‌های وارده به نظام و کشور، چه پاسخی را برای مردم در قبال مواضع و رفتار خسارت کار خود دارند؟»

در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران حسن روحانی به پیروزی رسید.

محافظه‌کاران و نظامیان نزدیک به علی خامنه‌ای بدنبال پیروزی وی٬ مدام تکرار می‌کنند که نظام در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری «تقلب» نکرده٬ چرا که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آرای آقای روحانی به طور دقیق شمرده شده است.

شماری از تحلیل‌گران معتقدند برنده بزرگ این دوره از انتخابات علی خامنه‌ای بود که توانست از سرمایه اجتماعی جنبش سبز برای خنثی‌ کردن اعتراض‌های چهار سال اخیر به خوبی استفاده کند.

مقاله قبلیتصمیم اینتل‌ست به قطع پخش شبکه‌های جمهوری اسلامی
مقاله بعدیسپاه پاسداران به جمع ناظران سواحل دریای خزر پیوست
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.