گلرخ ایرایی، فعال مدنی روز ۱۸ فروردین ۹۸ با اتمام دوران حکم اولین پرونده‌اش از زندان اوین با قرار کفالت آزاد شد. او با «قرار کفالت ۶۰ میلیون تومانی» تا روشن شدن پرونده دومش که با آتنا دائمی زندانی دیگر مشترک است از بند زنان زندان اوین آزاد شد.

گلرخ ایرایی فعال مدنی و همسر آرش صادقی، زندانی عقیدتی به اتهام «توهین به مقدسات» از طریق نوشتن داستان منتشر نشده‌ای که در زمان تفتیش خانه آنها از سوی ماموران امنیتی کشف شد به پنج سال حبس محکوم شد و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» از طریق شرکت در تجمعات مختلف مقابل زندان اوین، دیدار با زندانیان سیاسی و خانواده‌های کشته شدگان سال ۸۸ به یک سال حبس محکوم شد.

این حکم از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی صادر شد و در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد.

براساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، او باید بیشترین مجازات را که شامل پنج سال حبس برای اتهام توهین به مقدسات بود متحمل می‌شد.

گلرخ ایرایی سوم آبان ماه ۹۵ بدون دریافت احضاریه کتبی در منزلش توسط ماموران امنیتی برای اجرای حکم به زندان اوین منتقل شد. مدتی بعد او مورد عفو برای  ۳۰ ماه حبس قرار گرفت و حکم نهایی او ۲ سال و نیم شد. با این حال خانم ایرایی پرونده دیگر قضایی نیز به همراه آتنا دائمی فعال مدنی دیگر دارد که برای آن با قرار کفالت ۶۰ میلیون تومانی فعلا آزاد شده است.

یک منبع مطلع درباره این پرونده دوم گفت: «این پرونده با شکایت آقای چهارمحالی رییس زندان اوین گشوده شد و اتهامات زیادی علیه این دو در آن مندرج شد مانند اتهام توهین به رهبری، تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام. با این حال آتنا و گلرخ دفاعیات خود را انجام داده‌اند و در برخی موارد اتهامات حذف شده است. هنوز آخرین دفاعیات آنها باقی مانده و بنابراین اتهام نهایی برای این پرونده مشخص نیست.»

گلرخ ایرایی و اتنا دائمی که از زمان بازداشت به بند زنان زندان اوین منتقل شدند در تاریخ چهارم بهمن ماه ۹۶ همراه با ضرب و شتم ماموران از زندان اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. زندان قرچک به زندانی با عدم رعایت تفکیک جرایم و وضعیت نامناسب بهداشتی و امنیتی معروف است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ این دو فعال مدنی در اعتراض به انتقال غیرقانونی خود از روز ۱۴ بهمن ۹۶ دست به اعتراض غذا زدند. خانم ایرایی در تاریخ ۱۴ فروردین ماه به دلیل وخامت حالش به دلیل اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد.

مقاله قبلیکدام سازمان‌ها و گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی در لیست تروریستی آمریکا قرار دارند
مقاله بعدیتعدادی از سناتورهای آمریکا از قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی استقبال کردند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.