کتابی با عنوان «ناهارهای من با اورسن» که شامل گفتگوهای اورسون ولز کارگردان مشهور سینما با هنری جگلوم است، منتشر شد.

به گزارش مهر به نقل از هرالد تایمز، این کتاب که با عنوان کامل «ناهارهای من با اورسن: مکالمات بین هنری جگلوم و اورسن ولز» منتشر شده از سوی متروپولیتن بوکز به بازار آمده است.

هنری جگلوم که کارگردان و بازیگری بریتانیایی است در این کتاب حاصل گفتگوهایش با اورسن ولز کارگردان و بازیگر مشهور آمریکایی را توسط پیتر بیسکیند جمع آوری کرده است.

ولز برای گفتگو با او از در پشتی وارد آشپزخانه رستوران «ما مزون» در لس آنجلس می‌شد تا دیگران او را نشسته روی صندلی چرخدار نبینند.

کارگردانی که فیلم مشهور «همشهری کین» را در سال 1941 ساخته بود، روی صندلی رستوران می‌نشست و با هنری جگلوم گفتگو می‌کرد. این اتفاق که چندین سال ادامه یافت، تقریبا هر هفته تکرار می‌شد. جگلوم که کارگزار و نماینده غیررسمی ولز بود، سعی داشت تا پروژه‌های سینمایی دوستش را جمع آوری کند. در حال خوردن ناهار آنها در عمل درباره هر چیزی صحبت می‌کردند و ولز که وزنش خیلی بالا رفته بود بی ملاحظه به حضور ضبط صورت، درباره چیزهای مختلف نظراتش را ابراز می‌کرد.

او در این گفتگوها درباره بازیگرها گفته است: بازیگران انگلیسی خیلی فروتن‌تر از آمریکایی‌ها هستند، چون هرگز آموزگار بازیگری «متد»ی به نام لی استراسبرگ نبود که به آنها طوری آموزش بدهد که حتی بهتر از کارگردان‌ها درک کنند.

citizenkanebd

او درباره لولا پارسونز و هدا هوپر دو ستون نویس شایعات در روزنامه گفته است: نمی دانی این دو تا گاو چه قدرتی در شهر دارند! مردم روزنامه را باز می‌کنند و از هر چیز مهمی می‌گذرند تا یکسر به سراغ لولا و هدا بروند.

او درباره ایرلندی‌ها هم گفته است: آنها از خودشان متنفرند. من چند سال در ایرلند زندگی کردم. اکثریت افراد ایرلندی، ایرلندی‌ها را دوست ندارند و حق هم دارند.

چند دهه پس از درگذشت ولز که در سال 1985 به وقوع پیوست، پیتر بیسکیند این گفتگوها را از نوارهای متعدد پیاده کرده و ولز را بدون هیچ سانسوری در این کتاب ارایه کرده است.

در این کتاب می‌توان دریافت که اورسن ولز که به عنوان یکی از نابغه‌های سینما و نمایش شناخته می‌شد، در سال‌های آخر زندگی اش از قدرت خلاقیتش تهی شده بود. نه این که او دیگر اندیشه خلاقه‌ای نداشته باشد، اما توان نگهداری این افکار و عملی کردنشان را نداشت.

او در این گفتگوها درباره چهره‌های برجسته سینما اظهار نظر و بیرحمانه آنها را توصیف کرده است. او لارنس اولیویه بازیگر مشهور بریتانیایی را واقعا احمق و همفری بوگارت بازیگر آمریکایی را ترسو و جون فونتین را یک بازیگر پیر بد خوانده است.

اما او خیلی‌ها را هم تحسین کرده که کلارک گیبل و کارول لومبارد از جمله آنها هستند.

سلیقه فیلم او هم شگفت‌انگیز است و او خیلی از فیلم‌های آمریکایی از جمله فیلم‌های آلفرد هیچکاک را دوست ندارد و «سرگیجه» هیچکاک را فیلمی توصیف کرده که در آن همه چیز احمقانه است. وی این فیلم را بدترین نامیده است.

ولز اگر بیشتر زندگی می‌کرد می‌دید که سال پیش «سرگیجه» جای «همشهری کین» را در فهرست بهترین فیلم از نظرمنتقدان در نظرسنجی «سایت اند ساوند» گرفت.

مقاله قبلیاسپیلبرگ از ساخت فیلم “تک‌تیرانداز آمریکایی” انصراف داد..
مقاله بعدیمدیری به دنبال لوکیشن سریال جدیدش..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.