ربابه رضایی، همسر رضا شهابی گفت همسرش به دلیل عوارض ناشی از اعتصاب غذا دچار مشکلات جسمی جدی شده و به مراقبت درمانی و بستری شدن نیاز دارد اما مسئولان قضایی از اعزام او به بیمارستان خودداری می‌کنند.

رضا شهابی، فعال کارگری و از اعضای هیئت مدیره «سندیکای کارگران شرکت واحد اوتوبوسرانی تهران و حومه» از روز هجدهم مرداد ۱۳۹۶ در اعتراض به زندانی شدن دوباره‌اش دست به اعتصاب غذا زده است. ربابه رضایی که روز هشتم شهریور در زندان رجایی شهر کرج با همسرش ملاقات کرد، گفت همسرش پس از بیش از بیست روز اعتصاب غذا به سردرد و کمردرد شدید مبتلا شده و سمت چپ بدنش بی‌حس شده است: «روز چهارشنبه (هشت شهریور) به ملاقاتش رفتم حالش اصلا خوب نبود، کاهش وزن و نوسان فشار و قند که در اعتصاب غذا طبیعی است ولی سردرد و کمردرد شدید دارد و سمت چپ بدنش بی‌حس شده که علائم بدی است، بیمارستان که پزشک متخصص ندارد، همسرم نیاز به بستری شدن دارد ولی زندان و دادستانی اجازه نمی‌دهد.»

رضا شهابی راننده اتوبوس ۴۵ ساله، به دلیل فعالیت‌های کارگری در قالب «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه» در خرداد سال ۱۳۸۹ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به شش سال زندان و ۵ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد. او پس از  اعتصاب غذاهای مکرر در زندان‌های اوین و رجایی شهر، در چهاردهم مهر ۱۳۹۳ با سپردن وثیقه دویست میلیون تومانی برای پیگیری درمان بیماری‌هایش به مرخصی درمانی آمده بود.

مسئولان قضایی به رضا شهابی اعلام کردند ایام مرخصی درمانی‌اش نیز به عنوان محکومیت محسوب شده و او دیگر به زندان باز نخواهد گشت. همزمان نمایندگان جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۵ آزادی مشروط و بازگشت به کار او را به سازمان جهانی کار اعلام کردند. در گزارش شماره ۳۷۵ که سازمان جهانی کار درباره همکاری با ایران در ژوئن ۲۰۱۵ منتشر کرد، آمده است: «در مورد توصیه های مکرر برای آزادی آقای رضا شهابی از زندان، باید گفت که دولت ایران اشاره کرده که آزادی مشروط او از سوی مقامات قضایی صادر شده و در حال حاضر آزاد است و به سر کار برگشته‎است.»

با وجود قول شفاهی به خانواده و گزارش رسمی به سازمان جهانی کار مبنی بر آزادی، قوه قضائیه پس از سه سال، در سال ۱۳۹۶ با این استدلال که سه ماه از محکومیت رضا شهابی مرخصی محسوب نشده، او را مجددا به زندان فراخواند. رضا شهابی روز هیجدهم مرداد و پس از دریافت اخطار ضبط وثیقه، خود را به زندان رجایی شهر کرج معرفی کرد.

ربابه رضایی گفت همسرش پس از مراجعه به زندان رجایی شهر متوجه شده است که بیشتر زمان مرخصی‌اش محسوب نشده و علاوه بر آن یک سال زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام در دوران زندان هم به پرونده‌اش افزوده شده و باید حدود سه سال دیگر هم در زندان بماند و به همین دلیل تصمیم به اعتصاب غذا گرفته است.

همسر رضا شهابی گفت برخی از نشانه‌های جسمی همسرش مانند سردرد شدید و بی حس شدن یک سمت از بدن را «نگران کننده» خواند و گفت زندان وظیفه‌اش مبنی بر مراقبت درمانی از زندانیان را انجام نمی‌دهد: «نگران کننده است چون دفعه قبل هم که اعتصاب غذا کرد، بدنش همینطور بی حس شد تا جایی که به بیمارستان اعزام شد و از آنجا با حالت نیمه فلج به مرخصی درمانی آمد، زندان وظیفه دارد همسرم را به بیمارستان اعزام کند، ولی این کار را نمی‌کند، نه تنها رضا بلکه هیچ کدام از زندانیانی را که اعتصاب غذا کردند، به بیمارستان خارج از زندان منتقل نکردند.»

طبق ماده ۱۰۲ آیین‌نامه سازمان زندان‌ها بهداری موسسه یا زندان مکلف است دست‌کم ماهی یک بار نسبت به تست پزشکی کلیه محکومان اقدام نماید، ماده ۱۰۳ این آیین نامه نیز خروج محکوم از زندان برای معالجه در موارد ضروری را پیش‌بینی کرده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ ربابه رضایی گفت مطالبه اصلی همسرش در اعتصاب غذا، آزادی بی قید و شرط و رسیدگی به «پرونده‌سازی» علیه همسرش در یک دادگاه عادلانه است: «خواسته‌اش آزادی بی قید و شرط است، چون رضا می‌گوید طبق قانون خودشان حبسش را کشیده است و بقیه مدت زندان حتی طبق قانون خودشان غیرقانونی است، رضا خواسته‌اش این است که آزادش کنند و یک بار برای همیشه در یک دادگاه عادلانه به پرونده‌اش رسیدگی کنند نه این که زمانی که در زندان است یک پرونده جدید درست کنند و بعد هم که آزاد شد یک پرونده دیگر و هر روز به یک بهانه‌ای به زندان احضارش کنند.»

مقاله قبلیمادر احسان مازندرانی روزنامه نگار زندانی: دادستان تهران مسئول جان فرزندم است
مقاله بعدی‌کی‌روش: به بازیکنانم افتخار می‌کنم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.