گسترش « جنگ سرد » میان دولت های ایران و آمریکا، فقط مساله برجام نیست! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
171

در حالی که دولت جو بایدن هنوز مساله « فشار حد اکثری » ، که در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ علیه رژیم ملاها به کار گرفته شد را رد نکرده است. بلکه در مذاکرات وین، برای بازگشت به توافق مربوطه نیز، شروط سخت گیرانه تری را هم مطرح نموده، که چنین موضع و سیاستی از سوی رئیس جمهوری کنونی ایالات متحده آمریکا، توسط صاحبنظران مسائل سیاسی، هیچگاه قابل پیش بینی نبود؛ حتی در دیدگاه های جوامع بین المللی هم نمی گنجید!

« طونی عیسی » یکی از نویسندگان روزنامه « الجمهوریه » چاپ لبنان، در باره این موضوع توضیح داده و توشته است: « به نظر می رسد دو جبهه ایران و آمریکا، در حال وارد شدن به مرحله جنگ سرد هستند.» ( احتمالا ایشان شاید فراموش نموده که جنین جنگی، از همان سال های آغازین روی کار آمدن انقلاب شوم اسلامی در ایران آخوندزده شروع گشته، و به دلائلی که تاریخ نگاران جهان سیاست در آینده به آن خواهند پرداخت؛ علل و عوامل این نمایش کاملا توطئه آمیز، افشاء و بر ملا خواهند گشت. ) ؛ وی همچنین معتقد می باشد: که هیزم ادامه یافتن چنین جنگی، دو موضوع « پول و اقتصاد » است ؛ و پیش بینی و ادعا می کند؛ که ایران( حکومت پلید اسلامی) در دوره جو بایدن، بیش از دوره دونالد ترامپ، از اختلاف میان دو کشور رنج خواهد کشید!

روزنامه نگار لبنانی با بیان این سؤآل، که آیا جو بایدن نظر و رفتارش در مورد پرونده هسته ای ایران را تغییر داده یا خیر؟ نوشته است: « به بیان بهتر، آیا بایدن متقاعد شده است؛ که شیوه « فشار حد اکثری » که رقیب سرسخت او دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی به کار بست، درست بوده است؟ اگر اینطور باشد؟ تبعات این امر، بر موازنه قدرت در حوزه خاور میانه چطور خواهد بود؛ و برای لبنان چه اتفاقی رخ خواهد داد.» ؟!

« طونی عیسی » نویسنده روزنامه الجمهوریه در لبنان، پاسخ خود به پرسش بالا را اینگونه مطرح نموده است: « خوش بینی آوریل ( فروردین) گذشته، در باره آغاز مذاکرات وین، در مورد پرونده هسته ای ایران، یا از بین رفته و یا در حال از بین رفتن است. برگزاری دوره هفتم مذاکرات در وین، که قرار بود ابتدای ماه جاری میلادی( ژوئن ۲۰۲۱) انجام بشود. هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. این مساله نیازمند تحلیل نیست. ایرانی ها به واسطه های اروپائی خود به صراحت گفته اند؛ که ترجیح می دهند، مذاکرات را تا آمدن رئیس جمهور جدید در ماه « آگوست » ( مرداد ) پیش رو به تعویق بیندازند. » ؛ ( انگار قرار است که جنایتکاری همچون سید ابراهیم رئیسی معجزه کند؛ و با یک تدبیر فراتر از آنچه که سلف هایش تا کنون نموده اند. رژیم منحط و جنایت پیشه آخوندی شان را، از آغاز استقرار خویش در پست ریاست جمهوری نابخردانه شان، به اوج بی همتائی در عالم سیاست ارتقاء بدهد. ) ؛ زهی خیال باطل و امید تحقق نیافتنی !

وی ( طونی عیسی ) این تصمیم و کنش سران خودمحور حاکمیت رسوای آخوندی در ایران را، تلاش حکومت نه جمهوی و نه اسلامی!! برای فشار بر واشنگتن، با استفاده از عامل زمان توصیف نموده، و در این باره نوشته : « تهران ( دست اندر کاران حکومت آخوندی ) معتقد است؛ که دولت بایدن عجله دارد. تا که با کم ترین زیان، از پرونده مذاکرات خارج شود. تا به وعده های انتخاباتی اش، در باره متوقف کردن ورود پر هزینه به بحران های خاورمیانه عمل کرده باشد؛ و دلیل عجله اش را هم، خروج از افغانستان می دانند.» !

او در ادامه بیان دیدگاهش در این باره می افزاید: اما در واشنگتن هم برخی محکم می گویند؛ که برداشت ایران از موضع آمریکا عجولانه است. دولت بایدن با خروج از افغانستان، رقبایش را در موضع پر دردسری قرار داده، و حتی جبهه هائی را علیه شان باز کرده، که آنان را تهدید هم می کند.» !

طبق ادعای این نویسنده در روزنامه لبنانی : دولت بایدن مثل دیگر پرونده ها، در پرونده هسته ای نیز، مسیر سخت گیرانه تری با حکومت اسلامی در ایران در پیش گرفته، چرا که در مذاکرات وین، بازگشت خودکار به توافق ۲۰۱۵ را نیز رد نموده، و شروط سختگیرانه تری گذاشته است. از جمله این شروط، تعهد تهران به نص صریح توافق و روح آن، و مرتبط کردن اجرای تعهدات خودش به پرونده موشک های « بالستیک » ، و حذف نفوذ منطقه ای و تروریسم ایشان، و همچنین مرحله ای نمودن تفاهم میان آمریکا و ایران را هم رد کرده است. یعنی موافقت در مرحله اول، با بازگشت به توافق وین، بدون شرط و در حال بحث گذاشتن پرونده های دیگر در مراحل بعدی خواهد بود !

این تحلیلگر در مورد موضع سختگیرانه هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا علیه رژیم ایران می گوید: « در این خصوص هیاتی از کنگره ایالات متحده، شامل اعضائی از هر دو حزب، اخیرا به وین رفت؛ تا فعالیت های مرتبط با گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد ایران را بررسی کند. این دو حزب، مواضع سختگیرانه ای در باره ایران اتخاذ کرده اند و می گویند: همه ما در این پرونده، هم نظریم. آمریکا نباید بدون شروط لازم به توافق ۲۰۱۵ بلز گردد. همه شرایط تغییر کرده، و باید شرایط جدیدی را در نظر گرفت. » !

به راستی، هر بار که مطلب جدیدی در ارتباط با مواضع آمریکا( به ویژه دموکرا ت ها ) نسبت به حکومت اشغالگر ملاهای حاکم بر ایران، می بینم و می خوانم و می شنوم. باری دیگر، خشم همیشگی از بازی های سیاسی و فریبکارانه این دو( سران دولت های آمریکا و حکومت پلید ملاها )، که همه اش بر اساس تصمیم گیری های این ارباب و نوکران شان در سال ۱۹۷۹ میلادی شکل گرفته اند و ادامه دارند به سراغم می آید؛ و به یاد می آورم که اینها، با چه دوز و کلک هائی، کشور ما را به چنین سرنوشت شومی دچار کرده اند؛ و چگونه ملتی آزاده را، اسیر امیال بی منطق و قدرت پرستانه خودشان نموده اند؟!

جنگ سرد دروغینی که ایشان ( ایالا متحده و رژیم آخوند ) ، که از آغاز روی کار آمدن حکومت ننگین ملاها میان خودشان برقرار ساخته اند. تعریف همیشگی خارج نمودن جهان از دو قطبی بودن آن است؛ که ضمن آن، ایالات متحده تنها قطب قدرتمند در دنیای کنونی باقی بماند؛ و کشور روسیه ( دیگر قطب قوی و رقیب آمریکا در دنیای کنونی نباشد.) ؛ و از حیطه نفوذی که در شرایط فعلی بر حکومت اسلامی دارد حذف و خارج گردد!

سوآل اینجاست، که چنین تمهیدات سیاسی میان دو قدرت نیرومند کنونی در دنیا( آمریکا و روسیه )، چرا باید با تخریب سرنوشت مثبت پیشین مردم ایران، به یک شرایط نامساعد و منفی کنونی برای آنها تنزل یابد؟ تا آنانی که از باب ایجاد برتری برای خودشان، و توفق طلبی بر یکدیگر، ملت نسبتا مرفه یک سرزمین باستانی در چهار دهه گذشته را، وارد مخاصمه های سیاسی خودشان بکنند؛ و در این رابطه، ابتدا حکومت مستقل و کارآمد ایشان را فرو بریزند؛ و سپس با ایجاد یک جنگ سرد ظاهری و سیاستمدارانه میان خود و نوکران دست نشانده خویش در حکومت اسلامی، سناریوی تمسخرآمیز مبارزه با هسته ای شدن یک حاکمیت استبدادی و جنایتکار در ایران کنونی را به نمایش بگذارند؟!

مردم ایران در حدود چهل و اندی سال پیش، به امکانات پیشرفته کنونی در عرصه تکنولوژی و کامپیوتر دسترسی نداشتند. تا بدانند که ابر قدرت ها چه بر سر ایشان می آورند؟ اما اکنون، خوشبختانه در سراسر مملکت، حتی در روستاهای میهن شان نیز، به امکانات کامپیوتری دسترسی دارند( البته اگر شرائط بی برقی های کنونی مرتفع بشوند؟ ) خودشان خواهند توانست؛ با آگاهی هائی که در زمینه های گوناگون به دست می آورند؛ به هر شکل ممکن، جهت ایجاد یک خیزش ملی علیه اشغالگران دیارشان، خود و نسل های بعدی خویش را، از گزند مصیبتی به نام حاکمیت پلید ملاهای سودجو و قدرت پرست برهانند؛ و در گذر این به پاخیزی قهرمانانه، فراموش نشدنی ترین اقدام دلاورانه از سوی یک ملت میهن پرست را، در صفحات زرین تاریخ کشور همواره سربلند و نامدار خویش، برای خودشان به ثبت تاریخ افتخار آمیز ایران آریائی برسانند. تا که از این پس، هیچ ابر قدرت سودپرستی نتواند. برای یک سرزمین کهن و مردمان نیک اندیش آن، چنین برنامه ریزی های خودخواهانه را، به مرحله اجرا بگذارد !

مطلب قبلیدرخواست پناهندگی ۲۰ هزار مترجم و مهندس افغان از آمریکا
مطلب بعدیاعزام خودرو حمل متوفی از مشهد به زاهدان
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.