پس از چهار ماه نقض گسترده حقوق زنان درویش زندانی و بی‌توجهی مسئولین به خواست زندانیان، روز دوشنبه ۲۱ خردادماه زنان درویش روزه‌دار در اعتراض به وضعیت بد نگهداری، عدم برخورداری از امکانات مناسب درمانی و ممنوعیت تماس با بیرون از زندان، در محوطه‌ی راهروی زندان قرچک دست به تحصن آرام می‌زنند. ساعت ۱۹:۳۰ عصر همان روز، عوامل زندان به جای شنیدن صدای اعتراض آنها و رسیدگی به خواسته‌های قانونیشان، تعدادی از زنان جرائم عادی که دارای مجازات‌های سنگین هستند را تحریک و با درویشان درگیر می‌سازند. این درگیری تا ساعت ۲۰:۳۰ همان شب ادامه می‌یابد و زنان درویش به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند.
نگهبان وقت در آن شب خانمی به نام منصوری بوده است.

فریاد الله‌اکبر و یاعلی زنان درویش در زندان طنین‌انداز می‌شود.

زندان در آن شب به دلیل اتحاد و همراهی آنها، موفق به جداسازیشان از یکدیگر نمی‌شود و درب‌های سالن را به روی آنها بسته نگه می‌دارد و امکان ورود و خروج زنان درویش سلب می‌شود. تا اینکه ظهر چهارشنبه ۲۳ خردادماه ساعت ۱۵:۳۰ مأمورین یگان حفاظت و تنی چند از مسئولین زندان به اسامی آقایان: محمدی (رئیس زندان)، رضا حلوایی (فرمانده قرارگاه یگان حفاظت)، سرافراز (رئیس حفاظت اطلاعات)، باقری (فرمانده یگان حفاظت)، عبداللهی (معاون یگان حفاظت)، کربلایی (مأمور یگان حفاظت) و همچنین خانم‌ها: میرزایی (معاونت سلامت)، شاه علی (رئیس اندرزگاه مشاوره)، محمودی (رئیس دایره اجرای احکام)، صحرایی (رئیس حراست)، سعادت (رئیس اداره بازرسی) و خوش‌رفتار (مأمور یگان حفاظت) در محل راهروی داخلی زندان حاضر و با نادیده گرفتن شئونات اخلاقی و اسلامی، گیسوان زنان درویش را کشیده و با ضربات متعدد باتوم و شوکر به آنها حمله می‌کنند.

به طوری که لباس تن این خانم‌ها پاره می‌شود. دستور استفاده از شوکر و باتوم را رضا حلوایی فرمانده قرارگاه یگان حفاظت زندان صادر می‌کند و با بی‌شرمی به همراه کربلایی از مأمورین یگان با تلفن همراه شخصی اقدام به تصویربرداری از وضعیت نامناسب و پوشش پاره‌پاره زنان که ناشی از ضرب و جرح مأمورین بود می‌نمایند. هنوز کسی پاسخگوی سرنوشت آن تصاویر ضبط‌شده توسط مأمورینی که باید حافظ نوامیس مردم باشند، نیست.

 یکی از مأمورین این حادثه زمانی که زنان درویش زیر مشت و لگد، فریاد الله‌اکبر سر داده و یاعلی‌گویان از مولای درویشان مدد می‌طلبیدند با باتوم بر دهن خانم شکوفه یداللهی می‌کوبد به شکلی که هنوز بعد از گذشت قریب ۱۰ روز از آن فاجعه، وضعیت این بانوی درویش وخیم گزارش می‌شود.

زنان درویش که بعد از خدا یاوری جز خویش در آن شکنجه‌گاه برای هم سراغ نداشتند دستان مجروح خویش را در دست هم گره می‌زنند که مبادا آنها را از یکدیگر جدا کنند. اما با ضربات متعدد شوکرهای برقی و باتوم همگی را نقش بر زمین کرده به طوری که خانم‌ها سپیده مرادی بر اثر شدت ضربات بیهوش، مریم فرسیابی از ناحیه گردن و پا به‌شدت مجروح و آویشا جلال‌الدین نیز از ناحیه گردن به‌شدت آسیب می‌بینند و حال آنها وخیم گزارش شده است.

درنهایت زنان درویش را از هم جدا کرده و هر کدام را به سالن‌های جداگانه‌ای منتقل می‌کنند. در همین اثنا خانم دکتر نازیلا نوری که از ادامه‌ی درمان منصرف شده و روز سه‌شنبه ۲۲ خرداد خود را با صدور بیانیه‌ای اعتراضی از بیمارستان مرخص کرده بود و از درب پشت زندان به منظور پنهان نگاه داشتن وضعیت دیگر زنان درویش، مستقیماً به سلول انفرادی منتقل می‌شود با شنیدن فریاد یاعلی دیگر همکیشان خود زیر باران باتوم و شوکر، مسئولین زندان را به مدارا با اسیر فرامی‌خواند و به این برخورد سبعانه اعتراض می‌کند. اعتراضی که به موجب آن اکنون قریب ۱۰ روز است در سلول انفرادی به سر می‌برد.

این زنان پس از این اقدام دست به اعتصاب غذا می‌زنند که حال جسمی برخی از آنها وخیم گزارش می شود و امنیت جانی آنها را به مخاطره انداخته است.

بی‌خبر نگاه داشتن خانواده‌ی زنان درویش از فجایع رخ‌داده در زندان قرچک با دستور ممنوعیت ملاقات و تماس تلفنی، راه را بر خشونت رفتار مأموران در قرچک هموار کرده تا چنین بی‌پروا حریم اخلاق و شرع و قانون را بشکنند. به طوری که در روز سه‌شنبه ۲۲ خرادماه خانواده‌ی خانم شکوفه یداللهی از شیراز جهت ملاقات وی به زندان مراجعه می‌کنند اما علاوه بر جلوگیری از ملاقات، به خانم یداللهی اطلاع نمی‌دهند که خانواده‌ی او برای ملاقات آمده‌اند.

مدتی قبل نیز خانم الهام احمدی یکی از زنان درویش زندانی در فایل صوتی منتشره در فضای مجازی، از وضعیت نامناسب زندان و نقض حقوق زندانیان و شکنجه‌های کلامی و رفتاری زنان درویش از سوی مسئولین زندان قرچک پرده برداشت، اما فرافکنی و عدم رسیدگی مقامات قضایی و سازمان زندان‌ها به خواسته‌های قانونی زندانیان، جنایتی دیگر را رقم زد.

به گزارش مجذوبان نور؛ دادستان عمومی و انقلاب قرچک در اقدامی عجولانه صبح پنج‌شنبه ۲۴ خرداد، هرگونه برخورد و خشونت علیه زنان درویش در زندان قرچک را تکذیب کرد و رستمی دادیار ناظر بر زندانیان امنیتی نیز به جای رسیدگی فوری به این امر، فقط در مقام انکار وقایع بر آمد در حالیکه با مجهز بودن زندان‌های کشور به دوربین‌های مداربسته و تجهیزات الکترونیکی که همواره مقامات سازمان زندان‌ها از وجود آن در زندان‌ها به خود می‌بالند راه را بر هر انکار و تکذیبی می‌بندد و جنایت و خشونت علیه این زنان در محیط بسته‌ی زندان مکتوم نمی‌ماند و با بازبینی دوربین‌ها و حتی فیلم‌های ذخیره‌شده در تلفن‌های همراه مأمورین حاضر در صحنه، اثبات این امر به راحتی میسر می‌باشد.

مقاله قبلیسازمان ملل: طی سه روز ۲۲۰ پناهجو در دریای مدیترانه غرق شدند
مقاله بعدی«ریچارد کلایدرمن» وارد ایران شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.