بنابه گزارش ارسالی وضعیت و شرایط زندانی سیاسی علی سلانپور در اثر شکنجه های وحشیانه بازجویان وزارتاطلاعات بسیار حاد می باشد و بازجویان ولی فقیه به این مسئله اکتفا نکرده بلکه مانع درمان این زندانی سیاسی هستند و قصد زجرکش کردن وی را دارند.

متن گزارش ارسالی به قرار زیر است:

قابل توجه نهادها و سازمانهای حقوق بشری در مورد وخامت وضعیت جسمی و حفظ جان زندانی سیاسی علی سلانپور.وی که به اتهام ارتباط با مجاهدین در تاریخ ۲۸\۹\۸۹ بازداشت و ۷ ماه و نیم در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ وزارت اطلاعات سپری کرده ( ۹۴ روز انفرادی ) در رابطه با درمان صدمات وارده به وی و معالجه آنها هیچ اقدام قاطعی صورت نمی گیرد .
شرح صدمات وارده :

ـ تشنج ، سردردهای شدید، سرگیجه ، عدم تمرکز حافظه، ناشی از زدن شوکر به پشت گردن وی که با مصرف دارو تا حدی کنترل می شود .
ـ ضرب و شتم و لگد زدن به دستگاه تناسلی که منجر به له شدن بیضه چپ وی گردیده ( حدود ۵۰ روز ترشح خون از مجرای ادرار داشته ) به دلیل عدم درمان قطعی ، عفونت های مکرر و درد غیر قابل تحمل شدیدا وی را آزار می دهد.
ـ شکستن انگشت کوچک دست راست وی که در حال حاضر تقص عضو دارد و از بند اول انگشت خم نمی شود.
ـ صدمه شدید به ستون فقرات و آسیب دیدگی مهره های گردن و کمر و آسیب مچ های دست و پای وی ( بر اثردست بند و پابند زدن از پشت همراه ضرب و شتم به مدت چندین ساعت) .

در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ وزارت اطلاعات به دلیل وخامت حالش چندین بار مجبور شدند وی را به بیمارستان قمر بنی هاشم ( بیمارستان وزارت اطلاعات ) اعزام کنند. در ۲۳\۴\۱۳۹۰ بدون ارسال پرونده و شرح حال پزشکی اش به بند ۳۵۰ اوین منتقل می شود . با وجود مشکلات عدیده و درد شدیدی که داشت بهداری اوین ( پزشکان )! داروهای مختلف از جمله مسکن ها و داروهای آرامش بخش تجویز و از اعزامش به مراکز درمانی خودداری می کردند.

از پاییز سال گذشته به دلیل حادتر شدن مشکلاتش وضعیت وی رسانه ای شد و مجبور شدند با معاینه و تایید پزشکی قانونی زندان اوین مجوز اعزام وی به مراکز درمانی را صادر کنند. ولی هر بار از بستری شدن وی جهت درمان قطعی و جراحی جلوگیری به عمل آوردند. در چند نوبت اعزام به بیمارستانهای شهدای تجریش و مدرس ، پزشکان متخصص اورولوژی ( در رابطه با صدمه به دستگاه تناسلی ) بعد از انجام معاینات و آزمایش و سونوگرافی گفته بودند که به غیر از مسکن تراپی اجازه انجام کار دیگری را نداریم.

در تاریخ های ۲۳\۱۱\۹۲ و ۲۴\۱\۹۳ و ۲۸\۲\ ۹۳ به بخش مغز و اعصاب و ستون فقرات بیمارستان شهدای تجریش اعزام شد و هر بار پزشک متخصص ( دکتر امیر سعید صدیقی ) دستور بستری اورژانسی وی را می داد. ولی پاسیاران اعزامی همراه وی با گفتن اینکه وی اجازه بستری شدن ندارد مانع می شدند و پزشک هم به تجویز داروهای مختلف بسنده می کرد.

در تاریخ ۲۸\۲\۹۳ پاسیار اعزامی همراه وی به نام علی کریمی نه تنها مانع بستری شدن بلکه حتی مانع تزریق آمپول کورتون تجویز شده توسط پزشک جهت تزریق در بین مهره های ستون فقرات او شد.( قابل توجه است که تمامی صدمت وارده به وی در ام ـ آرـ-آی از ناحیه مغز و گردن و کمر و دیگر آزمایشات و سونوگرافی از ناحیه تناسلی به اثبات رسیده است. )

وی را در تاریخ ۱۱\۳\۹۳ بدون هیچ گونه درمان قطعی به همراه ۶ نفر دیگر از همبندیانش از بند۳۵۰ زندان اوین به زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. در تاریخ ۲۶\۵\۹۳ از زندان گوهر دشت کرج به بیمارستان شهدای تجریش اعزام شد . این بار پزشک مربوطه ( امیر سعید صدیقی) به وی گفت الان می توانیم برای جراحی بستری کنیم ولی ۳ روز بعد از عمل بایستی به زندان منتقل و دوران نقاهت را در زندان سپری کنی !!( جراحی ۴ مهره گردن و ۲ مهره کمر) و با عدم موافقت وی را به زندان منتقل می کنند. ( انتقال وی با درد شدید ستون فقرات و ناحیه تناسلی با وسیله نقلیه نا مناسب و در فشار بین ۲ پاسدار شدت دردش بیشتر) و بدلیل بی حسی سمت چپ بدن ( دست و کمر و پا ) توان حرکتی اش تقریبا از بین رفته که احتمال دارد فلج بشود.
بر اثر مصرف بیش از اندازه داروهای تجویز شده مختلف و مسکن ها دچار ناراحتی معده و دستگاه گوارش ـ مشکل حاد کلیوی و کبدی هم شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، اعمال وحشیانه و قرون وسطایی بازجویان ولی فقیه پدر خوانده (داعش) را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به اعدام ها، شکنجه های وحشیانه و سرکوب خونین مردم ایران و اعمال تروریستی در منطقه و جهان خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای (پدرخوانده داعش) و سایر آخوندهای همدست وی را به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۳۱ شهریورماه۱۳۹۳ برابر با۲۲ سپتامبر ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیگزارش فیگارو از حضور ۳۰۰ نیروی سپاه پاسداران در شکست محاصره آمرلی
مقاله بعدیدیوید فینچر: شبیه هیچکاک نیستم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.