بنابه گزارشات رسیده چکیدن آب از سقف و جاری شدن آن به درون سلولها ، خیس شدن رختخواب و لباسهای زندانیان و نبود وسایل گرم کننده، زندانیان را در شرایط سخت و زجر آوری قرار داده است.

درطی چند روز گذشته بارندگیهای شدید در زابل باعث جاری شدن آب به درون سلول زندانیان و خیس شدن رختخواب و لباسهای آنها شده است  وعدم امکانات  گرم کننده شرایط را بر زندانیان غیر قابل تحمل نموده است.زندانیان امکان استراحت ندارند و هر اعتراضی نسبت به این شرایط منجر به انتقال آنها به سلولهای انفرادی قرنطینه شده و شکنجه های وحشیانه زندانیان را به همراه دارد.

زندانبانان، زندانیانی را که به این شرایط اعتراض می کنند  ابتدا عریان می کنند و بدن آنها را با آب سرد خیس می کنند و سپس آنها را به ستونی می بندند و با ضربات لگد و مشت و کابل زندانیان بی دفاع را برای مدت طولانی تحت شکنجه های وحشیانه قرار می دهند.

از جمله زندانیانی که در پی اعتراض به این شرایط به بند قرنطینه منتقل شده اند و تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند می توان  حسن پیری ۲۷ ساله و حسین … را نام برد.

از طرفی دیگر شکنجه های طاقت فرسا و غیر انسانی  منجر به از دست دادن تعادل روحی تعدادی از زندانیان جوان شده است. این زندانیان در سلول به حال خود رها شده اند و با تجویز دوز بالایی  از متادون آنها را معتاد نموده اند. اسامی تعدادی از زندانیانی که در اثر شکنجه های وحشیانه  تعادل روحی خود را از دست داده اند عبارتند از: علی سنسولی ۲۶ ساله، احمد میر احمد و حسین لک زهی که در اثر شکنجه های وحشیانه دست وی شکسته شده است و بدون درمان به حال خود رها شده است و همچنین احمد جهان تیغ .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ اسامی تعدادی از شکنجه گرانی که زندانیان بی دفاع را تنها به خاطر اعتراض به شرایط غیر انسانی به سلولهای انفرادی منتقل می کنند و آنها را تحت شکنجه های وحشیانه قرار می دهند ،به قرار زیر می باشد: مهودی رئیس زندان که خود شخصا  زندانیان را شکنجه می کند و یا به افراد زیر دست خود  دستور می دهد تا اعمال ضدبشری را علیه زندانیان بکار ببرند،رضایی رئیس حفاظت زندان، رضا آذر پا معاون مدیر داخله، این جنایتکار علیه بشریت جنون شکنجه علیه  زندانیان را دارد ، علی سرکرجی ازماموران گارد ویژه  زندان،حسن پودینه از ماموران گارد ویژه زندان، محمد رهداد از ماموران گارد ویژه زندان، مصطفی شهرکی از ماموران گارد ویژه زندان.

مقاله قبلیفیگارو: ایران و حزب الله در خط مقدم جبهه در سوریه
مقاله بعدیممانعت بازجویان وزارت اطلاعات از درمان زندانی خالد حردانی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.