گزارشي از قشم؛ منطقه آزاد، شهرداري و فرمانداري..

0
250

گزارش دریافتی یک هموطن از ایران..

بسيار خنده دار و مايه بهت است وقتي داخل شهر قشم يك چرخي مي زني و به اينجا و آنجا سرك مي كشي تا از اوضاع شهر باخبر شوي. در قلب شهر، دفتر مديريت منطقه آزاد و ادارات و سازمان هاي تابعه را مشاهده مي كنيد كه بسيار فريبنده اند؛ عجب مديريت عريض و طويلي! كمي آن سوتر، تابلوي فرمانداري به چشم مي خورد و كمي آن طرف تر، شهرداري قشم است كه اظهار وجود مي كند؛ آن هم شهري كه طول خيابان اصلي آن تنها 7/3 كيلومتر است. اين همه مسئول يا شايد بهتر است نامسئول در قشم هستند كه هر يك خود را متولي بخشي از آن مي دانند كه بسيار هم با هم تداخل اختيارات دارند و بخشي از به هم ريختگي قشم از آن ناشي مي شود. مثلاً سال گذشته مجوزهاي صنفي را به نام مجوز فعاليت هاي اقتصادي سازمان منطقه آزاد تأييد و صادر مي كرد، اما امسال همان مجوز را به نام پروانه كسب شهرداري صادر مي كند. از آنجايي كه فرمانداري نيز بايد در اين بازي باشد و براي اعلام وجود در كار بقيه سنگ اندازي مي كند تا سهمي گرفته باشد. وقتي جواني با 34 سال سن از ميز حراست دانشگاه آزاد با خيزي به بلندي يك پارتي كلفت، يك شبه پشت ميز فرمانداري بنشيند، بيش از اين نمي توان انتظار داشت. براي خودباروي هم كه شده سعي مي كند در هر كاري دخالت كند! اما مشكلات اصلي مردم كه نياز به كار و پشتكار دارد، چون از بخور بخور كافي برخوردار نباشد، سال هاست روي زمين مانده است: وضع خيابان هاي ناهموار قشم، عدم مديريت گردشگري شهري كه شعارهاي متعددش روزنامه ها را پر كرده، چرا بوميان اين همه فقيرند و توسعه قشم عمدتاً به نفع مهاجران و مقامات غيربومي تمام شده، آن حلبي آباد ورودي قشم كه تنها 500 متر با ساختمان فرمانداري فاصله دارد كه هنوز با همان شكل و شمايل خود پا برجاست و تو گويي يكي از عجايب هفتگانه قشم است كه بايد همواره با آن بماند و هزار مشكل و چراي ديگر.

مدير سازمان كه يا خبري از ايشان نيست و يا ساكت گرفته نشسته! آيا منطقه آزاد مدير ندارد يا نه، ايشان دنبال تنش نيست و نمي خواهد با فرماندار و بقيه مشكل پيدا كند؟ به تازگي هم ستاد تنظيم بازار تشكيل شده يا به عبارت بهتر، برخوردها تشديد شده؛ آن هم براي اقلام خرد و ريز: شما چرا ميوه تان گران است؟ چرا كرايه تاكسي زياد است؟ چرا…؛ اما جالب است كه جناب فرماندار نمي پرسد چرا اقلام سنگيني مثل كرايه مسكن زياد است!؟ شايد ايشان هم مثل مديران قبلي از چند واحد ناقابلي برخوردار شده اند! چون ايشان از اهالي جنوب اند و اجاره خانه ها شامل مستأجرها و مهاجران مي شود؟

نه آقا؛ قانون تنها براي نانوايي ها و راننده تاكسي ها و مواردي است كه هر روزه به چشم آيند! وقتي جويا مي شوي، مثلاً براي چه در همه جاي ايران، هر سال كرايه تاكسي افزايش مي يابد، اما كرايه قشم بايد به دو سال پيش برگردد؟ جواب مي شنوي: «بذار انتخابات تمام شود»! شهرداري را هم زياد بازي نمي گيرند. شايد تصور مي كنند كه كار شهرداري همان جمع كردن زباله ها از سطح شهر است و بس. جالب آن كه، شهرداري قشم همان يك كارش را نيز درست انجام نمي دهد و يك دور در سطح شهر، گوياي همه چيز است. علارغم ساخت و سازها، بي نظمي در همه جاي قشم به چشم مي زند. اگر مسئولان متنوع قشم نمي خواهند خيلي به مغزشان فشار بياورند، لااقل همان مديريت كيش را در اينجا كپي كنند كه آنجا به هيچ وجه مشكلات قشم را ندارد يا مديران سابق كيش را در قشم به كار گمارند تا لااقل اين يك لقمه اي كه باواسطه آشنايي از گلو پايين مي برند، حلال باشد.