گزارشی از قشم؛ منطقه آزاد، شهرداری و فرمانداری..

0
68

گزارش دریافتی یک هموطن از ایران..

بسیار خنده دار و مایه بهت است وقتی داخل شهر قشم یک چرخی می زنی و به اینجا و آنجا سرک می کشی تا از اوضاع شهر باخبر شوی. در قلب شهر، دفتر مدیریت منطقه آزاد و ادارات و سازمان های تابعه را مشاهده می کنید که بسیار فریبنده اند؛ عجب مدیریت عریض و طویلی! کمی آن سوتر، تابلوی فرمانداری به چشم می خورد و کمی آن طرف تر، شهرداری قشم است که اظهار وجود می کند؛ آن هم شهری که طول خیابان اصلی آن تنها ۷/۳ کیلومتر است. این همه مسئول یا شاید بهتر است نامسئول در قشم هستند که هر یک خود را متولی بخشی از آن می دانند که بسیار هم با هم تداخل اختیارات دارند و بخشی از به هم ریختگی قشم از آن ناشی می شود. مثلاً سال گذشته مجوزهای صنفی را به نام مجوز فعالیت های اقتصادی سازمان منطقه آزاد تأیید و صادر می کرد، اما امسال همان مجوز را به نام پروانه کسب شهرداری صادر می کند. از آنجایی که فرمانداری نیز باید در این بازی باشد و برای اعلام وجود در کار بقیه سنگ اندازی می کند تا سهمی گرفته باشد. وقتی جوانی با ۳۴ سال سن از میز حراست دانشگاه آزاد با خیزی به بلندی یک پارتی کلفت، یک شبه پشت میز فرمانداری بنشیند، بیش از این نمی توان انتظار داشت. برای خودباروی هم که شده سعی می کند در هر کاری دخالت کند! اما مشکلات اصلی مردم که نیاز به کار و پشتکار دارد، چون از بخور بخور کافی برخوردار نباشد، سال هاست روی زمین مانده است: وضع خیابان های ناهموار قشم، عدم مدیریت گردشگری شهری که شعارهای متعددش روزنامه ها را پر کرده، چرا بومیان این همه فقیرند و توسعه قشم عمدتاً به نفع مهاجران و مقامات غیربومی تمام شده، آن حلبی آباد ورودی قشم که تنها ۵۰۰ متر با ساختمان فرمانداری فاصله دارد که هنوز با همان شکل و شمایل خود پا برجاست و تو گویی یکی از عجایب هفتگانه قشم است که باید همواره با آن بماند و هزار مشکل و چرای دیگر.

مدیر سازمان که یا خبری از ایشان نیست و یا ساکت گرفته نشسته! آیا منطقه آزاد مدیر ندارد یا نه، ایشان دنبال تنش نیست و نمی خواهد با فرماندار و بقیه مشکل پیدا کند؟ به تازگی هم ستاد تنظیم بازار تشکیل شده یا به عبارت بهتر، برخوردها تشدید شده؛ آن هم برای اقلام خرد و ریز: شما چرا میوه تان گران است؟ چرا کرایه تاکسی زیاد است؟ چرا…؛ اما جالب است که جناب فرماندار نمی پرسد چرا اقلام سنگینی مثل کرایه مسکن زیاد است!؟ شاید ایشان هم مثل مدیران قبلی از چند واحد ناقابلی برخوردار شده اند! چون ایشان از اهالی جنوب اند و اجاره خانه ها شامل مستأجرها و مهاجران می شود؟

نه آقا؛ قانون تنها برای نانوایی ها و راننده تاکسی ها و مواردی است که هر روزه به چشم آیند! وقتی جویا می شوی، مثلاً برای چه در همه جای ایران، هر سال کرایه تاکسی افزایش می یابد، اما کرایه قشم باید به دو سال پیش برگردد؟ جواب می شنوی: «بذار انتخابات تمام شود»! شهرداری را هم زیاد بازی نمی گیرند. شاید تصور می کنند که کار شهرداری همان جمع کردن زباله ها از سطح شهر است و بس. جالب آن که، شهرداری قشم همان یک کارش را نیز درست انجام نمی دهد و یک دور در سطح شهر، گویای همه چیز است. علارغم ساخت و سازها، بی نظمی در همه جای قشم به چشم می زند. اگر مسئولان متنوع قشم نمی خواهند خیلی به مغزشان فشار بیاورند، لااقل همان مدیریت کیش را در اینجا کپی کنند که آنجا به هیچ وجه مشکلات قشم را ندارد یا مدیران سابق کیش را در قشم به کار گمارند تا لااقل این یک لقمه ای که باواسطه آشنایی از گلو پایین می برند، حلال باشد.