محوطه بیرونی ایستگاه قطار مرکزی شهر کلن صحنه تجمع صدها ایرانی در ابراز همبستگی و همدلی با اعتراضات مردم داخل کشور بود. در قطعنامه مراسم از اروپا خواسته شد سفیران خود را در اعتراض به سرکوب مردم، از ایران فرا بخواند.

محسن بنایی به کنجکاوی رهگذران اشاره کرد و افزود: «خیلی‌ها نمی‌دانند موضوع چیست و سوال می‌کنند، زیرا رسانه‌های آلمانی به اخبار ایران دیر پرداختند و اعتراض‌ها را را اول ندیده گرفتند.  متاسفانه سخنگوی صدراعظم آلمان هم تظاهرات ایران را به افزایش قیمت بنزین تقلیل داد در حالی که ما می‌دانیم بنزین بهانه است و این دمل چرکینی بود که با موضوع بنزین سر باز کرد. ما این را برای افرادی که سوال می‌کنند توضیح می‌دهیم.»

حمید مهد‌ی‌پور، مدیر انتشارات فروغ نیز گفت: «طرفداران سلطنت، گروه‌های چپ و شماری از کردهای ایرانی در جمعیت حضور داشتند و در مجموع، تجمع مشترکی با مسالمت برگزار کردند. پرچم شیر و خورشید در دست بسیاری از شرکت‌کنندگان بود.»

Köln Iraner demonstrieren für Menschenrechte im Iran

آقای مهدی‌پور حضور جوان‌ها در تجمع کلن را چشمگیر خواند و از مشاهده نسلی در مراسم یاد کرد که هرگز در تجمعات مشابه قبلی ندیده بود: «عجیب است که جوان‌ها این قدر زیاد بودند. گویا کسانی هستند که تازه به آلمان آمده بودند و من آنها را نمی‌شناختم. رهگذران هم با دقت سوال‌هایی طرح می‌کردند و کمابیش از طریق اخبار در جریان بودند.»

شهلا فرید، کنشگر حقوق زنان و فعال سیاسی گفت: «برنامه‌گذاران اعلام کرده بودند که هر کس می‌تواند با پلاکارد خودش بیاید اما شعارها مرکزی خواهند بود. دو سه مورد اختلاف نظر و بحث بین جمعیت در زمینه شعارهای خاص پیش آمد که جدی نبود و گردهمایی با مسالمت برگزار و تمام شد.»

Köln Iraner demonstrieren für Menschenrechte im Iran

خانم فرید، ترکیب متنوع جمعیت و حضور زنان و جوان‌ها در گردهمایی حمایتی کلن را بارز خواند و از تجمع دیگری نیز خبر داد که کردهای ترکیه به موازات اجتماع ایرانی‌ها برگزار می‌کردند و کردهای ایرانی در آن حضور داشتند: «در قطعنامه پایان تجمع، از کشورهای اروپایی خواسته شد که سفیران خود را از جمهوری اسلامی  فرا بخوانند و از مبارزات و مقاومت مردم ایران پشتیبانی کند. مسدود کردن اینترنت نیز در این قطعنامه محکوم شد.»

به گزارش دویچه وله؛ پیش‌ از این، شهرهای دیگری در اروپا از جمله هلسینکی، مالمو، آمستردام، لندن، پاریس، هامبورگ، برلین، فرانکفورت، وین و… شاهد گردهمایی‌ ایرانی‌ها در اعلام همبستگی با معترضان داخل کشور بوده‌اند. در شهرهای برلین و فرانکفورت این تجمعات با شعار “گرانی بهانه است، کل نظام نشانه است” مقابل سفارت و سرکنسولگری جمهوری اسلامی برگزار شدند.


مقاله قبلیواقعیتی چهار دهه ای نمایان شد؛ و بر تمامی جهانیان آشکار گشت! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مقاله بعدیوزیر خارجه عربستان نسبت به مماشات با جمهوری اسلامی هشدار داد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.