گاهی هم لازم است، که به خودمان تبریک بگوئیم! بقلم محترم مومنی روحی

0
113

از آنجائی که متأسفانه میهن مان، نزدیک به چهار دهه متوالی، به خاطر حضور بدترین حکومت های موجود در عرصه کنونی جغرافیای جهان، در اسارت و اشغال حاکمیت منفور آخوندهای یک لا قبا و یک تومانی دیروز، و میلیاردرهای دزد و جنایتکار کنونی حاکم در ایران، دستخوش سخت ترین نوع زندگانی شده اند؛ و به همین دلیل در حادترین شرایط ممکن از نابسامانی های زندگی شان به سر می برند. بسیاری از صاحب نظران مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، در داخل و خارج از کشورمان، ناگزیرند که در بیشتر مواقع و موارد، به بیان کاستی های موجود در مملکت اشاره نمایند؛ و هنگام ارائه خط مشی یاری رساننده به هم میهنان خویش، به مسائلی آکنده از غم و حسرت در جامعه کنونی کشور شان بپردازند. تا بتوانند مطالب مطرح شده خودشان را، ملموس تر بیان کنند. با این امید که خوانندگان و شنوندگان مطالب طرح شده از سوی این کارشناسان، به آسانی بتوانند؛ آنچه را که اینها می گویند؛ را بهتر و آسان تر درک نمایند. به بیان برخی از موارد پیشرفت های هم میهنان موفق در خارج از ایران اشاره ای مختصر بنمایم !

به دلیل آنکه اگر نه درون میهن مان، بلکه در ممالک بیگانه که ایرانیان در آنها زندگی می کنند؛ هم میهنانی در آن کشورها حضور دارند؛ که با کارهائی که تا کنون نموده اند؛ به ویژه در راستای مسائل علمی، موجبات افتخار خود و بقیه هم میهنان خویش را فراهم آورده اند. در کنار آنچه که از ناملایمات در زندگی ناخوشآیند بعضی از ایرانی ها سراغ داریم. به بعضی از نمونه هائی که موجبات شادمانی ما را فراهم می آورند اشاره کنیم. و به داشتن این نوابغ هوشمند که افتخاراتی را برای ایران و ایرانی پدید می آورند؛ به خودمان تبریک بگوئیم. زیرا: ” شکر نعمت، نعمت ات افزون کند*** کفر، نعمت از کف ات بیرون کند.” !

دارا خسـروشـاهـی
دارا خسـروشـاهـی

حضور یک فامیل برجسته در کشور ایالات متحده آمریکا، که تعدادی شان در پست ها و مشاغل بسیار مهمی به خدمات خویش مشغول می باشند. نه فقط برای دولتمردان آن سرزمین، و نه فقط برای خودشان، بلکه برای ما که تا کنون، نه آنها را دیده ایم و نه ایشان را می شناسیم. اسباب افتخار و شادمانی را به وجود می آورد !

حضور آقای دارا خسروشاهی در شرکت مسافربری بین المللی ” اوبر ” ، ظهور ایرانی تبارها در صنعت فنّ آوری آمریکا را چشمگیرتر کرده است. ” ظهور آمریکاییان ایرانی‌تبار در صنعت فنّ آوری “، عنوان گزارش مهمی است؛ که ” نیوز بایتس ” ، سایت خبری اینترنتی هندی، پس از سپرده شدن اداره امور شرکت عظیم اوبر به یک آمریکایی ایرانی تبار منتشر کرده است!

سایت خبری اینترنتی نیوز بایتس در این باره نوشته است؛ که رفتن دارا خسروشاهی از مدیریت شرکت خدمات مسافرتی بین‌المللی ” اکسپدیا ” به شرکت اوبر، برای احراز مقام مدیریت این شرکت بین‌المللی مسافربری زمینی معروف، پدیده‌ای می باشد؛ که از مدتی پیش در آمریکا ظاهر شده است. نیویورک ‌تایمز، روزنامه پرتیراژ آمریکایی نیز، نیمی از صفحه اقتصادی خود را، به تشریح کارنامه او(دارا خسروشاهی ) اختصاص داده است. دارا خسروشاهی دو سال قبل با درآمد سالانه نزدیک به نود و پنج میلیون دلار، یکی از بالاترین درآمد ها را، به عنوان یک مدیر عامل در آمریکا  داشت. درآمد ” اکسپیدیا ” در دوره مدیریت آقای خسروشاهی، از دو میلیارد دلار در سال ۲۰۰۵ میلادی، به هشت میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ افزایش یافته است!

امید کردستانی
امید کردستانی

دانیال گلترود، تحلیلگر مسائل اقتصادی در این باره می‌گوید. آقای خسروشاهی جزو گزینه‌های سرشناس برای احراز مقام مدیر عاملی اوبر بود. او می‌گوید: ” در جریان گزینش، نام‌های بزرگی مطرح بود، مگ ویتمن، از هیولت پکرد (اچ پی)، جفری ایملت، از جنرال الکتریک. اما ورود خسروشاهی به صحنه، بهترین گزینش بود. چرا؟ چون هم در اکسپدیا و هم در اوبر، آنچه مطرح است؛ انتقال مردم از یک نقطه به نقطه دیگر است. اصل موضوع نیز همین است؛ او کسی است که به باور من، از عهده این کار بر می‌آید. ” !

هادی و علی پرتوی
هادی و علی پرتوی

این تحلیلگر می‌گوید، آقای خسروشاهی باید وجهه مخدوش اوبر، که ناشی از شکایت‌های قانونی، دایر بر مواردی از آزار و اذیت جنسی می باشد را پاک کند؛ و اوبر را از زیان‌دهی که گرفتار آن است به سوددهی برساند. چند تن از بستگان آقای خسرو شاهی نیز، از سرمایه گذاران بزرگ در صنعت فنّ آوری هستند. برادرش امیر خسروشاهی، بنیانگذار شرکت هوش مصنوعی، به نام ” نروانا ” است؛ که شرکت ” اینتل ” سال گذشته آن را، به مبلغ چهارصد میلیون دلار خریده است. دو فامیل دیگر دارا خسروشاهی، در خلق صفحات گسترده گوگل، نقش مهمی داشته اند؛ که برنامه‌ای کاربردی در وب به شمار می آید!

برداران دوقلوی پرتوی هم، که از فامیل خسروشاهی ها هستند؛ نام‌های بزرگ دیگر در صنعت فنّ آوری در آمریکا می باشند. علی پرتوی، یکی از بنیانگزاران شرکت ” لینک اکسچیج ” است؛ که مایکروسافت بیست سال قبل، آن را به مبلغ دویست و شصت میلیون دلار خریداری کرده است. هادی پرتوی نیز، یکی از بنیاگزاران شرکت بازشناسی گفتار موسوم به ” تل می نت ورک ” بود؛ که آن را هم مایکروسافت ده سال قبل، به مبلغ هشتصد میلیون دلار خریده است!

موفقیت آمریکائی‌های ایرانی تبار از خانواده خسروشاهی، به شرح زیر فراتر می‌رود. ” پیر امیدوار ” ، بنیانگزار وب سایت تجاری غول آسای ” ای بی ” است؛ ” امید کردستانی ” در رده مشاور ارشد بنیانگزاران گوگل بود؛ که از دو سال قبل، رئیس اجرایی هیأت مدیره توییتر شده است!

مریم میرزاخانی
مریم میرزاخانی

آمریکایی‌های ایرانی تبار، غیر از موارد تکنولوژی، در پیشبرد علم نیز نام آور هستند. در میان فهرستی طولانی از این نام آوران، می‌توان به نام شادروان مریم میرزاخانی فقید اشاره کرد؛ که اولین زنی در جهان بود، که نشان بسیار مهم ” فیلدز ” در رشته ریاضی را دریافت کرده بود. انوشه انصاری هم اولین فضانورد ایرانی و نخستین زن گردشگر فضائی است. همچنین، بابک فردوسی در برنامه مریخ نورد ” کنجکاوی ” سهم ویژه‌ای دارد؛ و فیروز نادری، که پس از سالها فعالیت در ناسا، در مقام مدیر کل اکتشافات منظومه شمسی، و مدیر پروژه مریخ بود بازنشسته شده است!

پروفسور فیروز نادری، انوشه انصاری
فیروز نادری، انوشه انصاری

با آرزوی این که ایرانیان دانشمند دیگری در سراسر دنیا، بر افتخارات روزافزون هم میهنان خویش بیفزایند. امیدوارم که این نام آوران عرصه های گوناگون علوم مختلف، به زودی زود در خانه پدری و مام میهن شان، از تلاش های مفید خود، برای باز گرداندن ایرانزمین، به آنچه که توسط حاکمیت میهن پرستانه شاهنشاه آریامهر در نزدیک به چهل سال پیش، طراحی و برنامه ریزی شده بودند؛ تا که ایران را همپای ممالک مترقی جهان پیش ببرند. این دانشمندان برجسته ایرنی، هم در کشور آباء و اجدادی خودشان، عامل خدمات سازنده در این سرزمین اهورائی باشند!

محترم مومنی

 

مطلب قبلیاعتصاب غذای آفرین چیت‌ساز روزنامه‌نگار زندانی
مطلب بعدیسیارکی که از بیخ گوشمان گذشت
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.