گارفیلد گربه محبوب تلویزیون و سینما 35 ساله شد.

به گزارش خبرآنلاین، گارفیلد 19 ژوئن 1978 پا به عرصه قصه‌های مصور گذاشت.

او که مخلوق جیم دیویس است، از قصه‌های مصور به دنیای تلویزیون و سریال انیمیشن سر درآورد و بعدا وارد سینما شد. گارفیلد حالا معروف‌ترین و محبوب‌ترین گربه دنیای هنر است و بسیاری از تکه‌کلام‌هایش بین مردم رایج شده است.

دیویس اولین بار در سال 1978 ایده خلق گربه‌ای تنبل و ترزبان را در ذهن پروراند و بعد با طراحی قصه‌ای در 19 ژوئن 1978 این گربه متولد شد و 41 روزنامه هم آن را منتشر کردند. دیویس نام این گربه را از نام پدربزرگش جیمز ای. گارفیلد دیویس وام گرفته است.

 جیمز رابرت “جیم” دیویس (James Robert “Jim” Davis)، خالق کمیک‌استریپ‌های گارفیلد، در ۲۸ جولای سال ۱۹۴۵ در شهر ماریون، واقع در شرق ایالت ایندیانا به دنیا آمد و در شهر فرمونت ایالت ایندیانا بزرگ شد. در یک مزرعهٔ کوچک همراه مادرش بتی و برادرش دیو و بیست و پنج گربه بزرگ شد. به گفتهٔ دیویس، اسم گارفیلد رو از اسم پدر بزرگش گرفته و خصوصیاتش رو از ترکیبی از تمام بیست و پنج گربه‌ای که داشته درست کرده. کودکی دیویس در مزرعه همسان زندگی جان، صاحب گارفیلده که در مزرعه بزرگ شده.

قصه‌های گارفیلد تا کنون در بیش از 2500 نشریه چاپ شده‌اند‌ و در دو سریال و دو فیلم تلویزیونی نیز بازی کرده است.

گارفیلد تنبل است، عاشق لازنیاست، شرور است، خودخواه است و با همه اینها محبوب میلیون‌ها نفر است. آنچه در ادامه می‌خوانید برخی از معروف‌ترین تکه‌کلام‌های گارفیلد است.

 

1. اگر دوست داری لاغر به نظر بیای، با آدمهای چاق‌تر از خودت بگرد.

 

2. من اضافه وزن ندارم، کمبود قد دارم.

 

3. هیچ وقت به یک گربه خندان اعتماد نکن.

 

4. من بی‌نظم نیستم، من چالش سازماندهی دارم.

 

5. پرخورم چون افسرده‌ام، افسرده‌ام چون پرخورم. این یک دور باطله که سال‌ها طول می‌کشه تا به انتها برسه.

 

6. هر وعده غذایی را جوری بخور انگار آخرین غذایی است که می‌خوری.

 

7. گرسنه‌ام، پس هستم.

 

8. تمام شد. من به قله تنبلی و پرخوری رسیدم… چه اندوهناک! بعد از قله دیگر جایی برای فتح کردن نیست.

 

9. وقتی لازانیای خونم کم بشود، بداخلاق می‌شوم.

 

10. حالم از دوشنبه‌ها (اولین روز کاری هفته) بهم می‌خورد.

مقاله قبلیبرداشت نابخردانه بعضی از تحلیلگران مسائل سیاسی در باره انتخابات رژیم آخوندی!
مقاله بعدیعصر ایران: خودسر‌ها دستوری برای حمله به جشن‌ها نداشتند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.