در روزهای پایانی سال ۲۰۱۶ دو انفجار در مقر «حزب دموکرات کردستان» یا اختصارا PDK که حزب منشعب از «حزب دموکرات کردستان ایران» است در شهر کویا واقع در استان اربیل رخ داد. یک روز بعد از آن حزب دموکرات کردستان با صدور اعلامیه‌ای خبر از کشته شدن ۶ نفر از جمله ۲ عضو دفتر سیاسی حزب و مجروح گشتن ۴ تن در این حادثه داد.
هیچ گروهی مسئولیت این دو انفجار را برعهده نگرفته است اما اسماعیل شرفی از مقامات ارشد این حزب ضمن توصیف این واقعه به عنوان حملات تروریستی اظهار داشت که در مورد دخالت جمهوری اسلامی در این انفجارها تردید بسیار اندکی وجود دارد.
بیژن فرهودی در مورد پیامد این حوادث با فرامرز دادرس کارشناس اطلاعاتی در شهر لیون فرانسه گفتگو کرده است.

●برخی اخبار غیر رسمی حکایت از این دارد که انفجارها کار افراد نفوذی بوده و ظاهرا دو نفر هم در این رابطه بازداشت شده اند.
●کردهای ایرانی دچار ضعف‌های حفاظتی و نظامی در برابر جمهوری اسلامی هستند.
●نیروهای چریکی کرد تهدید چندانی برای جمهوری اسلامی نیستند.
●رژیم ایران اکنون نگران تماس‌های خارجی‌ها با نیروهای کرد ایرانی است.
●برخی امیدوارند حادثه اخیر باعث یکپارچه شدن مجدد «حزب دمکرات کردستان» و «حزب دمکرات کردستان ایران» شود.

مقاله قبلی” تلنگر ” بخش شانزدهم، تلنگری به سال کهنه و تلنگری هم به سال نو!
مقاله بعدیشاهنشاه: با پول نفت، رستوران و هتل نخریده‌ایم
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.