کوین کاستنر در بیست و پنجمین سالگرد ساخته شدن فیلم بیسبالی اش با نام «میدان رویاها» در زمینی که آن زمان بازی کرده بود، بیسبال بازی کرد.

در بیست و پنجمین سال ساخته شدن فیلم کلاسیک «میدان رویاها» کوین کاستنر به همان مزرعه ذرت بازگشت و بیسبال بازی کرد.

این بازی با حضور عوامل سازنده فیلم، خانواده هایشان و طرفداران فیلم در همان مزرعه ذرت در آیووا برگزار شد.

فیلم «میدان رویاها» که در سال 1989 ساخته شد درباره یک مزرعه دار ذرت در آیووا است که ناگهان صدایی در وجودش می‌شنود که الهام بخش او برای راه انداختن یک مسابقه بیسبال در مزرعه ذرت می شود. او این کار را می کند و موفقیت بزرگی به دست می آورد و تیم شیکاگو بک ساکس به ندای او پاسخ مثبت می دهد.

کارگردان این فیلم فیل آلدن رابینسون و بازیگر اول آن کوین کاستنر بودند. در این فیلم برت لنکستر نیز ایفای نقش کرده بود.

این فیلم بر ورزش، رابطه پدرها و پسرها و تلاش برای تحقق آرزو تمرکز داشت.

IMG11521289

این فیلم نامزد اسکار شده بود و جایزه بهترین فیلم خارجی سال ژاپن را برد.

کاستنر در چندین فیلم با موضوع بیسبال بازی کرده که «برای عشق به بازی» و «فراتر از خشم» از جمله آنها هستند. او در بازی گلف نیز خبره است.

در همین حال یو.اس.ای.تودی نیز نوشت کوین کاستنر 59 ساله که 7 فرزند دارد با دو فرزند کوچکش در این برنامه حضور داشت و در پاسخ به تفاوت حس پدری در سی و چند سالگی با پنجاه و چند سالگی گفت: هیچ فرقی نمی کند. او گفت خوشحالم که نباید به پشت سرم نگاه کنم و بگویم اشتباه کرده ام. هر دوره ای ویژگی های خودش را دارد. در جوانی سرم خیلی شلوغ بود، خیلی کار برای انجام دادن داشتم و در ازدواج دوم واقعا وقت زیاد دارم و می توانم بیشتر به روابط فکر کنم.

او گفت دوست دارد بچه هایش بیشتر از هر چیز به یاد بیاورند که پدرشان با آنها بازی می‌کرد.

کاستنر امسال با درام فوتبالی «روز انتخاب» راهی پرده های سینماها شد. او امسال با دو فیلم دیگر نیز دیده شده که «سه روز برای کشتن» فیلمی اکشن با زمینه جاسوسی و «جک ریان: سرباز سایه» بودند.

قرار است 21 نوامبر فیلم دیگری از کاستنر از کمپانی دیسنی اکران شود که آن هم درامی با تمرکز بر ورزش است و با عنوان «مک فارلند» بر مبنای یک ماجرای واقعی درباره مربی یکی از دبیرستان‌های کالیفرنیا ساخته شده و داستان قهرمانی یک تیم متمرکز بر اسپانیایی تبارها در دهه 80 را به رهبری یک مربی کارکشته روایت می کند.

مقاله قبلیانصراف اعتراضی دراویش زندانی بند 350 از حق ملاقات با خانواده
مقاله بعدیخطر یورش ” داعش ” به عراق، به همکاری ایران با آمریکا می انجامد !
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.