فرق ستاره آنها با ستاره ما!

خبری که روز گذشته بر روی خروجی رسانه‎ها قرار گرفت، جالب توجه و البته عبرت آموز بود. “زلاتان ابراهیموویچ” به تیم فوتبال معلولان ذهنی سوئد کمک کرده تا به رقابتهای جام جهانی سفر کنند.

به گزارش مهر، “زلاتان ابراهیموویچ” بازیکن تیم ملی فوتبال سوئد و باشگاه پاریسن‌ ژرمن فرانسه خودش نتوانست در رقابتهای جام جهانی برزیل شرکت کند اما به تیم معلولان ذهنی کشورش کمک کرد تا در رقابتهای جام جهانی معلولان که در برزیل برگزار می‎شود، شرکت کنند.

تیم فوتبال معلولان ذهنی سوئد جواز حضور در این رقابتها را کسب کرده بود اما توان مالی شرکت در این مسابقات را نداشت که با کمک 50 هزار دلاری مهاجم بلندقامت پاریسن ژرمن این امر تحقق می‎یابد.

“استفان جانسون”، کمک مربی تیم معلولان سوئد، گفت: من با زلاتان صحبت کردم و گفتم اگر امکان دارد پیراهن خود را به ما اهدا کند تا از این طریق بتوانیم بخشی از هزینه حضور در برزیل را مهیا کنیم. زلاتان گفت “با این پیراهن چه غلطی می‎خواین بکنین؟ هزینه سفر به برزیل چقدر می‎شه؟ ” وقتی به او گفتیم که هزینه ما برای حضور در این رقابتها 350 هزار کرون می شود، او از ما شماره حساب گرفت و آن را واریز کرد. این باورکردنی نیست. فوق العاده است. من هنوز خودم را نیشگون می گیرم که ببینم آیا این موضوع واقعیت دارد یا نه. سپاس از زلاتان که رویای بلندمدت تیم ما را جامه عمل پوشاند.

خود زلاتان در این خصوص به سایت اتحادیه فوتبال سوئد گفت: “فوتبال باید فارغ از جنسیت، ناتوانی و توانمندی بازیکنان فوتبال، در همه جا برگزار شود. وقتی ما جام جهانی را از دست دادیم، واقعا اندوهگین شدم اما وقتی در مورد تیم معلولان شنیدم، به خودم گفتم هر کاری از دستم بربیاید انجام می‎دهم تا این تیم، جام جهانی را تجربه کند. اصلا جای فکر کردن نبود. اکنون من با آنها جام جهانی را تجربه می کنم.”

اکنون باید نگاهی به ستاره‎های فوتبال خودمان بیندازیم. آنهایی که این روزها حتی شنیده شده برای دور زدن قانون سقف قرارداد، تراکم ساختمانی می پذیرند و از وام بانک‎های خارجی استفاده می‎کنند.

زلاتان به بداخلاقی و یاغیگری شهره است اما همین بازیکن شرور، به راحتی آب خوردن چک 50 هزار دلای می‎کشد. این ستاره ها داعیه مردم دوستی ندارند اما اینچنین رویای معلولان را به واقعیت تبدیل می‎کنند.

این در حالی است که در حال حاضر 10 تا 12 درصد جمعیت ایران را معلولان تشکیل می دهند که 5 درصد آنها معلولان ذهنی هستند و نمی‎توانند به دلیل مشکلات مالی در رقابتهای داخلی و برون مرزی شرکت کنند اما باید دید که آیا هرگز هیچ ستاره ای برای کمک به این جامعه میلیونی پیشقدم می‎شود. البته شاید ستاره‌های فوتبال ما کمتر در اندیشه اینگونه کارهای خیرخواهانه باشند و این در حالی است که جایگاه حرفه ای این بازیکنان با آن ستارگان اصلا قابل قیاس نیست.

باشد که بازیکنان ما مردم دوستی پیشه کنند. البته روی صحبت با آنهایی نیست که آوازه خیرخواهی آنها در همه جا پیچیده است.

مقاله قبلیبانوی ایرانی نخستین برنده زن “مدال فیلدز” ریاضی شد
مقاله بعدیبرای 115 سالگی «آلفرد هیچکاک»
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.