سایت خبری مجذوبان نور با تشکیل کمپین «کوچ دراویش از ایران به اوین» اقدام به نام‌نویسی از داوطلبان کوچ به زندان اوین برای پایان بخشیدن به رفتارهای غیرقانونی‌ آمران و ماموران خودکامه کرده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، در بیانیه‌ای که به این مناسبت منتشر کرده، با اشاره به اینکه “بر شهروندان ایرانی فرض است آنگاه که صاحبان قدرت از محدوده وظایف و اختیارات و جایگاه خود عدول می‌کنند، با اتخاذ مواضع و تدابیری عقلانی و قانونی از سقوط حاکمیت به ورطه خودکامه‌گی پیشگیری نمایند.” آورده است: در زمانی که برادران ایمانی‌مان به جرم دفاع از حریم درویشی و به گناه عدالتخواهی در زندان‌های کشور، هر روز مورد ظلم و تعدی مضاعف قرار می‌گیرند و از ابتدایی‌ترین حقوق اولیه محروم شده‌اند، برای ما چه چاره‌ای باقی می‌ماند جز آنکه در همراهی و همدلی با آن عزیزان و در اعتراض به عدم اجرای قانون، ترجیحا از زندان بزرگی به نام ایران به زندان کوچکتری به نام اوین کوچ کنیم؟

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است و از این لینک نیز میتوانید فرم ثبت نام در کمپین مشاهده و اقدام به نام نویسی کنید:

تبعیت زمامداران و مسوولان نظام از قانون اساسی و قوانین موضوعه، ملاک مشروعیت و مقبولیت حاکمیت است. برخوردهای فراقانونی، بی اعتنایی و تخطی و حتی ستیز با قوانین از سوی متصدیان امور، حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را خدشه‌دار کرده و سکوت در برابر امر غیرقانونی آمران ولو قانونی! و خودسری مسولین، حاکمان را به گرداب استبداد رهنمون می‌کند.

حفظ و تحقق آزادی، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی در زمره حقوق و تکالیف متقابل دولت و ملت است. هیچکس عقلا و شرعا نمی‌تواند حق حیات، آزادی و حقوق قانونی شهروندان را از آنان سلب کند و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش را در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. بر این اساس، بر شهروندان ایرانی فرض است آنگاه که صاحبان قدرت از محدوده وظایف و اختیارات و جایگاه خود عدول می‌کنند، با اتخاذ مواضع و تدابیری عقلانی و قانونی از سقوط حاکمیت به ورطه خودکامه‌گی پیشگیری نمایند.

ما دراویش طریقت نعمت‌اللهی گنابادی سال‌هاست شاهد شقاوت زورمداران، قساوت سیاست‌ورزان مزور و حماقت متحجران مفسد بوده‌ایم و در زنجیره‌ای از محرومیت‌ها، محدودیت‌ها، تبعیض و آزار و اذیت‌ها، مظلومیت را تجربه کرده‌ایم. ایستاده‌ایم و صابرانه، رفتارهای غیرقانونی افراط‌گران را با صدای بلند و با استفاده از شیوه‌های مسالمت‌آمیز و احتراز از هر گونه خشونت، طی شکایات گسترده و مکاتبه با مراجع ذی‌صلاح به اطلاع تصمیم‌گیرندگان و برنامه‌ریزان حکومت رسانده‌ایم.
امروز هیچ مقام و صاحب‌منصبی نمی‌تواند مدعی بی‌خبری از ظلم‌های رفته بر دراویش باشد. حتی بعضی مقامات در حد شعار و در حین مصاحبه با رسانه‌ها صراحتا به مظلومیت دراویش اقرار کرده‌اند اما عملا هیچ حرکت موثری در جهت خلاصی دراویش از این شرایط سخت انجام نشده است.
در تنگنای عدم التزام زمامداران به اجرای قانون، ابواب و منافذ استبداد گشوده شده و هیچ تضمینی برای حفظ کرامت انسانی، آزادی و حرمت دراویش وجود ندارد و تمسک به ظرفیت‌های قانونی برای دفاع از منافع بازمانده راهگشا نخواهد بود.
آنان که از آه و ناله دردمندان همچون هوای حیات‌بخش‌‌ استنشاق می‌کنند، پهن‌دشت میهن‌مان را به زندانی بزرگ مبدل کرده‌اند که در آن نه چشمی بینا برای دیدن و نه گوشی شنوا برای شندین حقیقت و نه دادگسترانی در میان مدعیان دیانت و سیاست وجود دارد.
در زمانی که برادران ایمانی‌مان به جرم دفاع از حریم درویشی و به گناه عدالتخواهی در زندان‌های کشور، هر روز مورد ظلم و تعدی مضاعف قرار می‌گیرند و از ابتدایی‌ترین حقوق اولیه محروم شده‌اند، برای ما چه چاره‌ای باقی می‌ماند جز آنکه در همراهی و همدلی با آن عزیزان و در اعتراض به عدم اجرای قانون، ترجیحا از زندان بزرگی به نام ایران به زندان کوچکتری به نام اوین کوچ کنیم؟ آزادی در کشورمان مترادف مرگ تدریجی و جان‌کندن شده است. از ایران به اوین کوچ می‌کنیم و عطای این آزادی! را به لقای بند و زندان می‌بخشیم.

ماییم و نوای بی‌نوایی         بسم‌اله اگر حریف مایی

در راستای انجام این مهم، سایت مجذوبان نور با تشکیل کمپین “کوچ دراویش از ایران به اوین” اقدام به نام‌نویسی از دراویش و عموم آزادی‌خواهان و میهن‌دوستان می‌نماید و برنامه زمان‌بندی اجرای این طرح را متعاقبا به اطلاع عموم می‌رساند.

مقاله قبلیحافظ ناظری: می‌خواهم با موسیقی انقلابی عاشقانه به‌پا کنم
مقاله بعدیارژنگ داودی به اعدام محکوم شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.