به دنبال واکنش‌ دراویش گنابادی از سراسر ایران و خارج از کشور و طرح درخواست‌های دراویش در شبکه‌های اجتماعی (فیسبوک و توییتر و …)، ایمیل، پیغام‌های خصوصی و تماس‌ها تلفنی و اعلام نگرانی روز افزون نسبت به وضعیت جسمی ۱۰ درویش زندانی در اعتصاب غذا، دراویش گنابادی کمپینی برای درخواست از دراویش زندانی برای پایان دادن به اعتصاب غذای اعتراضی خود ایجاد کرده اند که از این آدرس در دسترس می‌باشد. پیام این کمیپن به شرح زیر می‌باشد:

قوت جبریل از مطبخ نبود
بود از الطاف آن رب ودود 

نگرانی از وضعیت جسمانی برادران دربندمان ما را بر آن داشت تا کمپین تقاضای پایان دادن به اعتصاب غذای دراویش زندانی را شکل دهیم. گرچه هنوز هیچ کدام از خواسته‌ها و مطالبات قانونیمان تحقق نیافته و حتی عوامل انتظامی اجتماع مسالمت آمیز ما در حمایت از خانواده زندانیان را به ضرب باتوم و گاز اشک آور و بازداشت زنان و کودکان پاسخ دادند اما از آنجا که ما اهل صلح و دوستی هستیم و جان دراویش زندانی به جان ما بسته است و همواره برای سلامتی آنها دست به دعا و نیایش بر می‌داریم، وعده‌های مسئوولین در روز ۱۷ اسفند ماه مقابل دادستانی تهران مبنی بر رفع مشکلات موجود را حمل بر صحت نموده و با پیوستن به این کمپین جهانی از برادرنمان می‌خواهیم که به اعتصاب غذای خود پایان دهند و با آنها و اعضای محترم خانواده یشان عهد می‌بندیم در صورتی که خواسته‌های حداقلی آنها محقق نشد بار دیگر می‌آئیم و با حضور گسترده و به طرق مقتضی پیگیر مطالبات آنان خواهیم بود.

اگر یک نیمه گرد آید سپاه مشرق و مغرب
ز دیگر نیمه بس باشد تن تنهای درویشان

نام نویسی در کمپین درخواست برای پایان دادن به اعتصاب غذای دراویش

سایت مجذوبان نور نیز در نامه ای خطاب به دراویش زندانی از آنان درخواست می‌کند که به اعتصاب غذای خود پایان دهند. در قسمتی از این نامه آمده: «به اعتصاب غذایتان پایان بدهید زیرا نشان دادید که این جماعت قانون شکن چندان به دنیا چسبیده‌اند که اولین اصول بشریت را که وفای به عهد باشد، به راحتی آب خوردن زیر پا می‌گذارند. باشد که این آب، راه گلوشان را ببندد که نمرود را پشه‌ای از میان برداشت.» متن کامل این نامه را می‌توانید در زیر مطالعه کنید:

هو
۱۲۱

روزی دو باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور            چون اصل‌های بیخشان از راه پنهان بشکنم

برادران زندانی

برکسی پوشیده نیست که شما خواستار اجرای قانون هستید اما قانون در دست قانون شکنان افتاده است. هر چند درخت خوب و مفید است اما بدگوهران فهمیده‌اند می‌توان با آن چماق و دار درست کرد. فهمیده‌اند قانون خوب است اما آن را ابزار سرکوب کرده‌اند. در چنین اوضاع آشفته‌ای هر چه فریاد قانون خواهان بلند‌تر باشد نشان از سنگین‌تر شدن گوش قانون شکنان دارد. فریاد شما و ما – به آنان که باید – نشان داد که این قافله ترکستان رو که خود را زائران کعبه پنداشته‌اند، چطور به بریدن رگ حیات خویش مشغولند و نمی‌دانند. ما از شما می‌خواهیم به اعتصاب غذایتان پایان بدهید زیرا فریاد رسای شما ممکن است به گوش این جماعت ناشنوا نرسیده باشد اما آنان که مشتاق شنیدن صدای برادری و برابری بشر هستند، به گوش جان آواز خوشایند شما را شنیده‌اند.

به اعتصاب غذایتان پایان بدهید زیرا نشان دادید که این جماعت قانون شکن چندان به دنیا چسبیده‌اند که اولین اصول بشریت را که وفای به عهد باشد، به راحتی آب خوردن زیر پا می‌گذارند. باشد که این آب، راه گلوشان را ببندد که نمرود را پشه‌ای از میان برداشت.

از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند           من لاابالی وار خود استون کیوان بشکنم

مقاله قبلیفیلمبرداری «سریع و خشمگین 7» به ابوظبی رسید
مقاله بعدیشکایت ۲۸ درویش زن آسیب دیده در سرکوب تجمع مقابل دادستانی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.