کلینت ایستوود کارگردان و بازیگر سرشناس سینمای آمریکا که ۳۱ ماه می سال ۱۹۳۰ در سانفرانسیسکو متولد شد روز یکشنبه ۹۰ ساله شد.

تاد مک کارتی منتقد سینمایی به این مناسبت نوشت: با این همه خوشبختی که کلینت ایستود در زندگی‌اش داشته؛ از ظاهر خوب گرفته تا استعداد درخشان- ماندگاری فوق‌العاده او تا امروز هم قابل توجه است. یکشنبه ۳۱ می او ۹۰ ساله می‌شود، که به خودی خود یک نشانه استثنایی است و بیشتر ما از دیدن آن در هر جایی از زندگی هیجان‌زده می‌شویم و تبریک می‌گوئیم، تولدت مبارک، کلینت!

وی در ادامه می‌گوید: فراتر از رسیدن به این نقطه عطف از زندگی و اینکه قادر به ایستادن روی دو پا باشی، نعمت غیرمعمول در وجود این توانایی است که بتوانی کارهایی را که دوست داری انجام بدهی و هنوز هم آنها به خوبی از پس انجام آنها برآیی. خیلی‌ها نمی‌توانند حتی چنین ادعایی داشته باشند. بنابراین باید در این لحظه، قدردانی خود را نثار کلینت کنیم و این لحظه دلپذیر را با او باشیم.

وی در ادامه به مروری بر زندگی و کارهای ایستوود در مقایسه با دیگر چهره‌های سالخورده پرداخته است.

مک کارتی می‌نویسد: وی به عنوان یک بازیگر بتدریج فشار پدال پا را در این بخش کم کرده و در طول یک دهه اخیر تنها در دو فیلم بازی کرده است. اما فعالیت کارگردانی وی همچنان بدون رکود، ادامه یافته است. وی در دهه هشتاد سالگی‌اش هشت فیلم ساخته که برابر با همان رقمی است که استیون اسپیلبرگ که ۱۶ سال از وی جوان‌تر است در این دوره ده ساله ساخته است. در این میان یکی از آنها یعنی «تک تیرانداز آمریکایی» یکی از برترین فیلم‌های سال ۲۰۱۵ بود که نه فیلم دنباله‌دار بود و نه از انیمیشن‌های دیزنی.

وی یادآوری می‌کند این در حالی است که هالیوود همیشه در جستجوی استعدادهای جدید و پویاست که معمولاً بیست و چند ساله باشند و طی دو، سه دهه بعدی فعالیتشان شکوفا شوند. آنها بتدریج شروع به کم‌رنگ شدن می‌کنند و هر چند ناخواسته در نهایت غروب می‌کنند.

وی سپس یادی از وایلدر و کیوکر می‌کند که در دهه ۱۹۸۰ ام‌جی‌ام آنها را در حالی که ۷۴ و ۸۱ سال داشتند به کار گرفت و هر دوی آنها تصمیم گرفتند به بازسازی فیلمی از دهه‌های پیش بپردازند. اما در نهایت سالخوردگی بر آنها غلبه داشت و هر چند وایلدر خوشحال بود که سرپاست و پس از هفت سال دارد دوباره فیلم می‌سازد، کیوکر با همکاری ژاکلین بیسه و کندیس برگن داشت کار را پیش می‌برد و در نهایت ناکامی‌های خلاقانه و مالی هر دو فیلم نشان داد که کارگردان‌های دوره طلایی هالیوود قربانی کاهش انرژی جسمی و تمرکز فکری خود شده بودند. وی یادآوری می‌کند که همین امر درمورد چاپلین، فورد، هیچکاک، هاوکس، لانگ، مینلی، پرمینگر، کازان و زینه‌مان هم اتفاق افتاد.

این منتقد در ادامه می‌گوید امروز اوضاع متفاوت است و برخی از کارگردان‌ها هنوز دارای انگیزه، انرژی و نشاط خلاقیت در دوران بازنشستگی خود هستند که از جمله آنها می‌توان به اسکورسیزی، آلمادوار، شریدر، اسپیلبرگ، پولانسکی، ورنر هرتسوگ، ریدلی اسکات، ارول موریس، اسپایک لی (هرچند تازه ۶۳ سال دارد)، برادران کوئن (گرچه ۱۲۷ سال هوش و هوشمندی مشهود است) و فردریک وایزمن ۹۰ ساله همیشه بی‌سن اشاره کرد.

وی یادآور می‌شود که هر گاه شاهد کارهای کلینت بوده مجموعه به طور غیرمنتظره‌ای ساکت و فاقد هیاهو بوده و هر کسی که سر سِت فیلمبرداری بود داشت کار را سریع و کارآمد انجام می‌داد، زیرا همه می‌دانند رئیس قرار نیست کسی را که با این هدف هماهنگ نباشد تحمل کند.

حتی وقتی کلینت سال‌های متمادی با اعتماد به نفس و جاه‌طلبی و پیش‌رفت، هرگز کند نشد. وی از سال ۱۹۷۱ تاکنون ۳۸ فیلم سینمایی کارگردانی کرده است در حالی که اسپیلبرگ از سال ۱۹۷۴ که با «بزرگراه شوگرلند» شروع کرد ۳۲ بار پشت دوربین قرار گرفته است که شامل فیلم هنوز اکران نشده «داستان وست ساید» هم می‌شود.

مک کارتی می‌افزاید: در میان کارگردان‌های بزرگ آمریکایی که هنوز کار و زندگی می‌کنند، تنها کسی که از نظر بهره‌وری از کلینت ایستوود پیشی می‌گیرد وودی آلن است که در ۸۴ سالگی، نویسنده و کارگردان رقم باورنکردنی ۵۰ فیلم بلند در طول ۵۱ سال بوده است. گرچه او نتوانست «یک روز بارانی در نیویورک» را سال پیش در آمریکا اکران کند، اکنون دارد جدیدترین فیلمش را با عنوان «زنان ریفیکین» جلو می‌برد.

وی از دیگر چهره‌های شاخص جهان در این سن و سال، از مانوئل دی اولیویرا فیلمساز پرتغالی یاد می‌کند که ۵ سال پیش در ۱۰۶ سالگی درگذشت و سال پیش از آن او آخرین فیلم کوتاهش را با عنوان «پیرترین مرد بِلِم» ساخته بود. آخرین فیلم بلند وی سال ۲۰۱۲ به پایان رسیده بود؛ یعنی وقتی فیلمساز ۱۰۳ سال داشت.

مک کارتی می‌نویسد این شانس را داشت که چند سال پیشتر اولیویرا را در مهمانی کن ببیند و آن زمان او ۱۰۰ سال داشت و بسیار شاد بود که آنجاست و تازه از رم آمده بود و همان روز صبح یک دیدار خصوصی با پاپ داشت. وی می‌افزاید: او بسیار خندید از اینکه من به او گفتم باید تنها مرد جهان باشد که صبح پاپ را دیده و شب در مهمانی کن حضور یافته است.

این منتقد همچنین از میان دیگر چهره‌هایی که از ۶۵ یا ۷۰ سالگی گذشته‌اند و هنوز فعال و خلاق هستند از ژان لوک گدار یاد می‌کند که در ماه دسامبر ۹۰ ساله می‌شود هرچند بیشتر این روزها فیلم‌هایی برای مخاطبان منتخب خودش می‌سازد، آلن رنه که سال ۲۰۱۴ در ۹۱ سالگی درگذشت، کریس مارکر که در ۹۱ سالگی در سال ۲۰۱۲ درگذشت، آلخاندرو خودورفسکی که «رقص واقعیت» را در ۸۵ سالگی ساخت و اریک رومر کارگردان نامی موج نوی فرانسه که فیلم بلند نهایی‌اش «داستان عاشقانه آستریا و سلادون» را سال ۲۰۰۷ در ونیز به نمایش درآورد و وقتی ۸۹ ساله بود در سال ۲۰۱۰ درگذشت.

به گزارش مهر به نقل از ددلاین، وی می‌افزاید: به نظر می‌رسد گرایش به سمت استفاده بیشتر از فرصت‌ها و شکیبایی افراد مسن در سینما هم مثل سیاست وجود دارد؛ هر چند در هالیوود خیلی بهتر از پس این کار برآمده‌اند تا در واشنگتن دی‌سی.

مقاله قبلیحمله سایبری جمهوری اسلامی به تاسیسات تصفیه آب اسرائیل به هدف ضربه زدن به غیرنظامیان
مقاله بعدیزمان برگزاری لیگ قهرمانان آسیا مشخص شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.