سه شهروند آمریکایی که جلوی یک حمله تروریستی را گرفتند، در جدیدترین فیلم بازیگر و کارگردان کارکشته آمریکایی نقش خودشان را ایفا خواهند کرد.

در حرکتی غیرعادی کلینت ایستوود از آنتونی سدلر، الک اسکارلاتوس و اسپسنر استون خواسته در فیلم بعدی اش که «قطار ۱۵:۱۷ به پاریس» نام دارد، نقش خودشان را بازی کنند. این فیلم داستان سه آمریکایی را تعریف می کند که جلوی یک تروریست را در قطاری که به سمت پاریس حرکت می کرد، گرفتند.

جنا فیشر، جودی گریر و ری کوراسانی هم در این فیلم نقش شخصیت قهرمانانی واقعی را ایفا خواهند کرد. سه بازیگر دیگر هم نقش نسخه های جوان تر سدلر، اسکارلاتوس و استون را بازی می کنند. این انتخاب ایستوود شبیه حرکتش در فیلم «گرن تورینو» است که غیر از خودش در نقش اول، از مجموعه بازیگرانی تقریبا ناشناخته استفاده می کرد.

بعد از منتشر شدن این خبر که این پروژه قرار است فیلم بعدی ایستوود بعد از «سالی» که بسیار پرفروش شد باشد، او جستجویی گسترده برای پیدا کردن بازیگرانی را آغاز کرد که قرار است نقش این سه آمریکایی را بازی کنند. مدتی پیش به نظر می رسید که استودیو  ایستوود انتخاب های شان را کرده اند، اما در لحظه آخر آن ها تصمیم گرفتند که از خود سدلر، اسکارلاتوس و استون استفاده کنند.

منابع آگاه می گویند با وجود اینکه این سه نفر نقش های قابل توجهی در این فیلم ایفا خواهند کرد، انتظار می رود فیلم از دوران کودکی آن ها آغاز شود و داستان دوستی آن ها را تا لحظه ای تعریف کند که زندگی شان را برای همیشه تغییر داد. یعنی نقش آن ها در این فیلم یک نقش اول کامل نخواهد بود.

این فیلم با اقتباس از کتابی نوشته سدلر، اسکارلاتوس و استون ساخته می شود و جفری ای. استرن و بروس برمن مسئولیت تهیه کنندگی اجرایی آن را بر عهده خواهند داشت. دوروتی بلیسکال فیلمنامه این پروژه را خواهد نوشت.

در همراهی با تیم مور، کریستینا ریورا و جسیکا مایر، ایستوود فیلم را تهیه خواهد کرد. کمپانی های برادران وارنر و ویلج رودشو آن را در مناطق مختلف توزیع می کنند.

این فیلم هم از روند اخیر فیلمسازی ایستوود پیروی می کند که او ترجیح می دهد داستان زندگی قهرمانان واقعی را روی پرده سینما ببرد. فیلم های قبلی اش یعنی «تک تیرانداز آمریکایی» و «سالی» هم همینطور بودند و توانستند در باکس آفیس عملکرد بسیاری خوبی داشته باشند.

به گزارش مهر به نقل از ورایتی، پیش از اینکه ایستوود تصمیم بگیرد «قطار ۱۵:۱۷ به پاریس» پروژه جدیدش خواهد بود، داشت احتمال ساخت چند فیلم دیگر از جمله «شانس غیرممکن» را در نظر می گرفت که داستان یک زن بشردوست به اسم جسیکا بیوکنن را تعریف می کند که در حین کار کردن در سومالی ربوده شد، اما مدتی بعد توسط کماندوهای نیروهای ویژه ارتش آمریکا نجات پیدا کرد.

مقاله قبلیمریم میرزاخانی به سرطان مبتلا شد
مقاله بعدیشبه‌جزیره جنوبگان شکست
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.