کفاشیان می گوید نگران اساسنامه است و وزارت ورزش قول داده تا ابتدا اساسنامه فدراسیون فوتبال را تصویب کند .

بازی جدید علی کفاشیان با مسئولان وزارت ورزش کلید خورد. او سرانجام در انتخابات فدراسیون فوتبال ثبت نام نکرد. دلیل هم خیلی ساده بود. اینکه سازمان بازرسی کل کشور و وزارت ورزش صراحتا گفته بودند اساسنامه ای که 8 سال است مبنای فوتبال ایران شده و در فیفا به تائید رسیده، مصوبه هیات دولت را ندارد.

این چیزی شبیه به شوخی معروف مهران مدیری در پاورچین بود که مدیری با داشتن کارشناسی ارشد، دوم ابتدایی را نگذارنده بود!

در دولت محمود احمدی نژاد اعلام شده بود اساسنامه فدراسیون فوتبال در هیات دولت تصویب شده است.

اساسنامه ای که اصلا نیازی به تائید هیات دولت نداشت اما به اصرار کیومرث هاشمی و دوستانش در کمیته انتقالی چون یک سوی میز مذاکرات، محسن صفایی فراهانی بود، برای اینکه بعدا برای شان گران تمام نشود، گفتند اساسنامه را به هیات دولت می برند.

اساسنامه به هیات دولت رفت و اعلام شد تصویب شده . در همان دولت این اساسنامه شد مبنای کار فدراسیون و حتی وزرای ورزش بعدی با اینکه با کفاشیان مشکل داشتند، به این دلیل که می دانستند لو دادن ماجرا از یک سو برای خودشان خوب نیست و از سوی دیگر دردسر بزرگ برخورد جدی فیفا را به همراه می آورد، اصلا حرفی نزدند و تنها مدارا کردند تا دوباره تعلیق نشویم. چون فیفا تنها همان اساسنامه ای را از ایران به رسمیت می شناسد که در سال 1387 به تصویب رسانده است.

حالا اما سازمان بازرسی کل کشور و وزارت ورزش می گویند اساسنامه به تائید دولت نرسیده و اصلا وجاهت قانونی ندارد. این اساسنامه اگر روی هوا برود یعنی فوتبال باید با همان قوانینی پیش برود که وزیر ورزش مثل دوره مهرعلیزاده می توانست رئیسش را برکنار کند. همان قانونی که بر اساسش، علی آبادی دادکان را برکنار کرده بود و تعلیق را در پی داشت.

بر همین اساس هم بود که کفاشیان حالا از سوی محمود گودرزی متهم است که در سفر یک روزه اش به مالزی، هشدار داده تا فوتبال ایران را تعلیق کنند. از سوی دیگر هم می گوید حق عزل رئیس فدراسیون را دارد. از سوی دیگر کفاشیان که زیر فشارها، در انتخابات ثبت نام نکرده است، می داند برگزاری انتخابات با شرایط فعلی و تعیین نشدن تکلیف اساسنامه امکان پذیر نیست، پس می گوید: «آنها قول داده اند ابتدا اساسنامه را تصویب کنند. بعد انتخابات برگزار شود و درستش هم همین است. »

او می داند که این تعویق و این تصویب یعنی برگشتن اساسنامه و تغییراتش به فیفا و نظر کارشناسی آنها. این پروسه یعنی برگزاری مجدد پروسه انتخابات. اتفاقی که مجددا اجازه ثبت نام به کفاشیان رامی دهد. هرچند اگر خیلی متواضعانه بگوید: «امروز فکر کردم بودنم به فوتبال ضربه می زند و ثبت نام نکردم اما بعدا به این نگاه می کنم که اگر حمایت همه جانبه باشد، بیایم و کاندیدا شوم.»

به گزارش خبرآنلاین؛ او همچنان مهره هایش را بهتر از وزارت ورزش و سازمان های دیگر در صفحه شطرنجش حرکت می دهد.

فاطمه پاقلعه نژاد

مقاله قبلیمحمدجواد لاریجانی: گزارش احمد شهید آبکی است
مقاله بعدیفرانسه: در صورت لزوم مجازات‌های جدیدی علیه ایران اعمال می‌شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.