کشورهای متجدد خاورمیانه به پیش، اینک زمان اقدامات ضروری و صریح؛ بقلم دکتر کاوه احمدی

0
491

واقعاً غیرقابل تصور بود بین دو کشور امارات و عربستان که تا آن میزان در گذشته و بهار عربی با هم همراه و همدل در تصمیمات شان در خاورمیانه بودند، اختلاف انداخت. اما چرا؟ روسای آن دو کشور به همراه مصر نخستین کشورهایی بودند که در مقابل تصمیم شیطانی عقبگرد خاورمیانه به یک قرون وسطی اسلامی ایستادند و آن را به شکست کشاندند. حقیقتاً به جادوگری نیاز بود که پس از علم شنگه ای که ترکیه بر سر خاشقچی بر علیه عربستان و ولیعهدش راه انداخت، روابط را در این مدت کوتاه چنان برگرداند که بن سلمان به ترکیه و اردوغان به عربستان سفر کند. دلیلش روشن است ترکیه نیاز مبرم به پول هنگفت دارد. واقعیت این است که سلاح های تولیدی ترکیه در رده 3 و 4 جهانی قرار دارد و همان پهپاد بیرقدار معروفشان کپی از یکی از پهپادهای اسرائیلی است و علت موفقیت اش هم نه خود پهپاد، بلکه ارتقاء آن به جنگ شبکه توسط ناتو بوده است. مهمتر از آن، توان تکنولوژی کشورهایی است که مدام سلاح های خود را به روز کنند و در مقاطع سخت، کدهای امنیتی شان را در اختیار دشمنان تان قرار ندهند. اسرائیل در جنگ گذشته بین روسیه و گرجستان، کدهای امنیتی پهپادهای خود را که به گرجستان فروخته بود، پنهانی در اختیار روسیه قرار داد. همچنان که پنهانی به سی. آی. ای اطلاع داد که شاه ایران می خواهد به کمک اسرائیل، پنهانی به سلاح هسته ای دست یابد و یک دوست و متحد مطمئن، چنان که می پندارید نیست. اساساً اسرائیل از طریق همین نوع فروش کشورهای متحدش (از جمله شاه سابق ایران و پادشاه اتیوپی) به ابرقدرت ها و قدرت های جهانی است که سال هاست توسط ابرقدرت ها مورد استثناء قرار می گیرد. کشور چین هم توان تکنولوژی پهپادی و هم نظامی را دارد که در دنیا تراز اول است و هم مدام ارتقاء شان می دهد و به روز شان می کند. نه فقط امور نظامی، بلکه همان گونه که همگان آگاه اند، چین در همه زمینه ها امروز تولید و صادرات دارد و بهترین محصولاتش نه فقط جزو بهترین ها در دنیاست، بلکه به خاطر هزینه تولید کمتر، بسیاری از رقبا را از صحنه بیرون کرده است. کشورهای عربی برای آینده صنایع، تکنولوژی و تسلیحات نظامی به راحتی می توانند چین، روسیه و حتی کره جنوبی را جایگزین ترکیه کنند و به ویژه محصولات صنعتی بسیار بهتر از چین را جایگزین محصولات ترکیه کنند “تا زمانی که ترکیه به رفتارهای غیرمسئولانه اش پایان بخشد”؛ خاک کشورهای عربی و منطقه را که اشغال کرده ترک کند و از آب به عنوان سلاح بر علیه مردم منطقه سوءاستفاده نکند و از هر نوع باجگیری دست بردارد.      

باری، واقعاً نیاز به یک بازی چند سویه در خاورمیانه بود تا آمریکا، روسیه و چین را بر سر آمدن متحجرترین و تروریست ترین حکومت خاورمیانه، یعنی طالبان متوحش یک دل و یک زبان کرد. به هر طرف دروغی را فروختند که آنان واقعیت اش را می خواستند. حتی به سازمان ملل قبولاندند که طالبان با گذشته فرق کرده اند. تنها یکسال کافی بود که ثابت شود آنان هیچ تغییری نکرده اند، بلکه درحقیقت این استراتژیست هایی که می خواهند ابرپروژه منطقه ای یک جاده یک کمربند چین را به شکست بکشانند، نیاز دارند تا دقیقاً از افغانستان و آسیای میانه آن را قطع کنند. آن هم با تروریستی که آرام و خزنده در آنجا رشد کند تا پس از مدتی از راه های مختلف سرریز شود به آسیای میانه. زمانی خواهند فهمید که دیر شده، درست مثل زمانی که از کنفرانس قطر مدام تبلیغ می کردند که طالبان تغییر کرده و مثل گذشته نیست و طالبان هم قول داده بودند، افکار قرون وسطایی شان را به افغانستان برنگردانند، اما به صراحت زیرش زدند.

یادم هست که چهار دهه پیش نیز شوی مشابه ای راه انداختند برای عقبگرد عربستان و عده ای سلفی جهادی به مسجد الحرام حمله کردند و خواستار بازگشت به بربریت پیش از اسلام با نام اسلام شدند. نتیجه ای هم که می خواستند گرفتند، همان شو کافی بود تا به مقامات عربستان بقبولانند که مردم شما مسلمان هستند و این واکنش شان به سبب باز کردن درهای تجدد به سوی کشورتان بوده و باید اسلام واپسگرا را دوباره سازماندهی کنید. دیدیم که تغییرات بسیار مهم و تاریخ ساز ولیعهد عربستان در جاهلیت زدایی از اسلام در عربستان با هیچ قیام و حتی مخالفت جدی روبرو نشد.

اما اینان کیستند که دیو را فرشته می کنند و انسان های مترقی را هیولا جلوه می دهند. آنان استراتژیست ها، ماموران امنیتی و لابی هایی در خاورمیانه هستند که کارشان دقیقاً بازگشت به قرون وسطای تاریک اسلامی هست تا چپاول ملت ها و ممالک به همراه روی کار آوردن اسلام گرایان به ظاهر ضد غرب و بیگانه و در عمل و در پشت صحنه دست نشانده و نوکرشان باشند. این ماموران و استراتژیست ها و لابی ها در رده های میانی حاکمیت ها قرار دارند که هر چیزی را می پزند و لقمه می کنند تا حاکمان لقمه های شان را نوش جان کنند و اختلافات و آشتی ها بر آن اساس و با هدایت شان صورت می گیرد. چند مورد را ذکر می کنم تا مقامات و حاکمان خاورمیانه شناخت مکفی از اهمیت کلیدی اطلاعاتی از پشت صحنه را که در اختیارشان می گذارم، به عینه رویت و درک کنند.

نزدیکی “عربستان به چین و روسیه” مایه نگرانی این استراتژیست ها و کاسبان بحران شد، پس دو ترجمه مختلف از یک پدیده در دو سویه بازی دادند تا مایه کدورت و بهم خوردن رابطه عربستان با روسیه شود. به ولیعهد عربستان گفتند که عربستان در صورتی که به عنوان میانجی صلح اوکراین و روسیه کنفرانسی برگزار کند، موجب ارتقاء جایگاهش در جهان و روسیه می شود، پس از مقامات عربستان تاییدیه گرفتند. به مقامات روسیه گفتند که غرب با وساطت عربستان می خواهد کنفرانسی را به نام صلح برقرار کند و فریب نخورند. خبر عدم آمدن روسیه به کنفرانس را هم دیر دادند تا کار از کار گذشته باشد. “نقشه شان هم موفق بود” و مقامات روس این رفتار عربستان را غیردوستانه تعبیر و بیان کردند، چون توسط کاسبان بحران این گونه پخته شده بود.

عربستان و امارات برادران همدوش هم بودند، سعی کردند ابتدا بین شان رقابت ایجاد کنند، در جنگ یمن و حضورشان آنجا و در لیبی …. سپس در گام دوم همین شکاف رقابتی را به دشمنی و تخریب برنامه های دیگری تفسیر و به خورد رهبران دو کشور دادند. رهبران امارات و عربستان و کشورهای همسو عربی می بایست “ارتباط شان را تا حد ممکن و هر چه بیشتر مستقیم” کنند و از این نظر دست “واسطه های فرصت طلب” که بدنبال شیطنت هستند، قطع شود. همفکری و همیاری شما و حتی نقش های مکمل تان ضروری است و قرار نیست هر دو یک کار را انجام دهید. مثلاً در سوریه، امارات ضمن روابط با سوریه می تواند در کارهای عمرانی (تاکید می کنم کارهای عمرانی و خیریه برای جنگ زدگان و اشتغالزا برای جوانان با نظارت مستقیم خودش) با نظارت خودش شرکت کند. عربستان روابط را در همین سطحی که هست با سوریه نگه دارد. در یمن، امارات از نیروهای سکولار حمایت کند و عربستان نیروهای حاکمیتی پیشین را که با حوثی ها می جنگند، رهبری کند. این دو نقش متفاوت، اما مکمل متحدانی بادرایت است.

مورد سوم، دستگیری و حبس اشخاصی بود که یا در فساد اشتهار داشتند و یا قصد براندازی حاکمیت کنونی عربستان را داشتند. به رهبران عربستان تاکید کردم، بندر بن سلطان به عنوان بزرگترین تهدید عربستان را حذف کند. حتی متذکر شدم که او حامیان بسیار قدرتمندی در آمریکا دارد که مانع تان می شوند، (همان گونه که شاه می خواست خمینی را بکشد و مانعش شدند) شما توجهی نکنید و کار ضروری تان را بکنید. بن سلطان حبس شد، ولی برای همیشه حذف نشد. عربستان به جای لابی بندر بن سلطان، یکی از کارکشته ترین سفیرانش را گذاشت، دید روابط با آمریکا بایکوت است. برادرش را گذاشت، باز پشت صحنه قدرت بایکوت اش کردند و اصرار داشتند تا دختر بن سلطان که محجبه هم هست، به جایشان باشد. مقامات عربستان چنین کردند و به سرعت تمامی روابط قدیم احیاء شد. این یعنی حداقل یک کانون در آمریکا (نه چند کانون دیگر) هست که اصرار دارد اسلامگرایان در عربستان و خاورمیانه به قدرت برسد با تمام ویرانی، جنگ های داخلی و جنایاتی که تاکنون به بار آورده اند. بنابراین، رهبران عربستان باید با تداوم گرایش به روسیه و چین به این کانون که از بن سلطان و باندهای به جای مانده اش حمایت می کند، بفهماند، دوری ما از شما، یعنی خودتان ضرر می کنید و ما روابط گرم با غرب را به قیمت نابودی کشورمان بدست اسلام گرایان را نمی خواهیم. تمام.

متاسفانه هر روز که می گذرد رفتارهای غیرمسئولانه و فرصت طلبانه ترکیه بیشتر عیان می شود. کشورهای عربی پتانسیل های بسیاری برای گرفتن حقوق مردم شان دارند، که از آن استفاده نمی کنند یا شاید توجه ندارند. ترکیه بخشی از خاک کشورهای سوریه و عراق را اشغال کرده و از آب نیز برای فشار به مردم منطقه استفاده می کند. اینک نیاز شدید به دلارهای کشورهای عربی دارد. خیلی راحت و صریح اعلام کنید که ترکیه باید خاک کشورهای عربی را ترک کند و به مرزهایش برگردد، و گرنه روابط تجاری و توریستی با او گام به گام توسط کشورهای متحد عربی قطع می شود. اگر این کار را نکنید ترکیه سدهایی را با همین دلارهای عربی و توریست های عرب تکمیل می کند که به بحران انسانی بزرگ برای کشورهای عراق، سوریه و ایران بدل خواهد شد. از آب به عنوان اهرم فشار جهت باجگیری و تجاوزات بیشتر بهره می گیرد. همان طور که در مورد عضویت فنلاند و سوئد از سایر کشورهای ناتو باجگیری کرد.

کشور عراق با توسعه بندر فاو، کار و راه ترانزیت یک تجارت بزرگ از بندر فاو به اروپا را در پیش گرفته است. به ترکیه قولش را داده است. عجب! “این در تاریخ ثبت خواهد شد”، و عراقیان از آن به عنوان لکه ننگی یاد خواهد کرد، در حالی که کشور ترکیه بخشی از خاک کشورمان را اشغال کرده و مرتب بمباران نموده و کشتار مستمر از مردم محلی راه انداخته، سیاست ندان های ما، “یک جایزه بزرگ” هم به آنان دادند که از طریق فاو در کانون ترانزیت کالاهای بین المللی هم قرار بگیرند تا خدای نکرده اگر به خاطر هزینه های هنگفت بمب و موشک دچار کمبود بودجه شدند، خدای نکرده کم و کسری نیاورند!! وقتی تا این حد سیاست ندان هستیم، دیگر چه نیاز به دشمن داریم. “تصمیمات نپخته و نسنجیده خودمان” بزرگترین دشمن مان هستند.

عراق خیلی راحت از طریق اردن، سوریه و لبنان می تواند این خط ترانزیت را تعقیب کند. الان می بینید در اروپا بحث امنیت انرژی بیش از پیش مطرح است و کشوری مثل اردن، مثل سوریه، مثل عربستان و مصر هیچ گاه تهدید برای عراق نبوده و نیستند، اما ترکیه برای صادرات نفت و گاز اقلیم کردستان، ابتدا یک قراداد پنهانی بدون دخالت عراق با اقلیم بست با قیمت بسیار نازل و چون بخش قابل ملاحظه ای از ثروت و اموال مقامات اقلیم کردستان عراق در ترکیه گرو هست، مدام از آنان امتیازات یک طرفه بیشتر می گیرد. اینک نیز دبه کرده تا جریمه ای که دادگاه های بین المللی او را کرده اند، به عراق ندهد و از این رو صادرات نفت و گاز اقلیم را مدام قطع کرده و بازی می کند تا به خواسته ناحق اش تن دهند. این آینده روابط ترانزیت شما با ترکیه و هر رژیمی یاغی دیگری در منطقه است. دیگر خود دانید.

کشورهای عربی، به خصوص عربستان و بانک های اسلامی شان و مراکز خیریه باید در انحصار مدیریت و حسابرسی دولت باشد. آن ها کماکان به اسم خیریه برای تروریست خرج می شوند و کلاس های طالبان و اسلامگرایان در پاکستان دایر است و چون کشتزار تولید تروریست هستند. با مقامات انتخابات اخیر پاکستان که روابط نزدیکی نیز دارید، به ایشان بگویید که از این پس فقط از مدارس و دانشگاه های سکولار در پاکستان حمایت مالی می کنید و آنان نیز برای آینده مردم خودشان باید کلاس طالبانی و مکتب خانه ها را ببندند. بر همین مدارس و دانشگاه ها و هر پروژه خیریه دیگری باید نظارت کنید. کانال های میانی خیریه ها آلوده هست و تا مسئولانش تغییر نکنند، روال گذشته را ادامه می دهند. به آنان هم بگویید تا گام های عملی تان را در سکولار سازی کشورتان برندارید هیچ سرمایه گذاری ترانزیتی برای پاکستان نمی توانید بکنید و نمی خواهید تیشه به ریشه خودتان بزنید.

این را هم بیافزاییم که تحولات بسیاری در پیش است هم در خاورمیانه و هم اروپا و جهان. کشورهایی که مسیر درست را برگزینند خود و مردمشان را نجات می دهند و کشورهایی که راه جاه طلبی و کشورگشایی در پیش گیرند، فروپاشیده خواهند شد. خرس سیبری نیز بزودی از خواب زمستانی بیدار خواهد شد و فرزندانش را دوباره در آغوش می گیرد؛ “در قفقاز و آسیای میانه و آفریقا” که تمام ژئوپولتیک این مناطق را تغییر خواهد داد.