آیا این روز‌ها تمام توجهات معطوف به سیاره ناهید است؟ کشف شاخص زیستی فسفین در جو بالایی ناهید در ماه گذشته توجه زیادی را به خود جلب کرد. البته هنوز محققان از کشف فسفین اطمینان کسب نکرده‌اند و پژوهش در این زمینه ادامه دارد. اکنون گروهی از محققان ادعا کردند که در جو سیاره ناهید آمینواسید گلیسین را کشف کرده‌اند.

مقاله‌ای که این اکتشاف را اعلام کرده دارای این عنوان است «کشف ساده‌ترین آمینواسید گلیسین در جو ناهید». نویسنده اصلی دکتر آریجیت مانا دانشمند پژوهشگر در بخش فیزیک دانشگاه میدناپور در غرب بنگال هند است. این پژوهش در یک مقاله پیش چاپ در وبسایت arxiv.org منتشر شده است. به این معنی که هنوز بررسی نشده و در ژورنالی چاپ نشده است.

پانصد نوع آمینواسید شناخته شده وجود دارد، اما تنها ۲۰ آمینواسید در کد ژنتیکی وجود دارد؛ “گلیسین” ساده‌ترین آن‌ها است. اگرچه گلیسین و دیگر آمینواسید‌ها از علایم وجود حیات نمی‌باشند، اما برخی از عناصر سازنده حیات را ایجاد می‌کنند. در واقع، عناصر پروتیین را می‌سازند. آن‌ها همچنین اولین مولکول‌های آلی بودند که روی زمین ظاهر شدند. گلیسین برای رشد پروتیین‌ها و سایر ترکیبات زیستی اهمیت دارد. محققان به‌منظور شناسایی گلیسین در جو ناهید از آرایه میلی‌متری بزرگ آتاکاما (آلما) به همراه طیف‌سنجی استفاده کردند. آن‌ها این آمینواسید را در عرض‌های میانی، نزدیک خط استوای این سیاره پیدا کردند. این ناحیه مکانی بود که سیگنال‌های علایم گلیسین قوی‌تر بود.

‌نویسنده در مقاله خود نوشته: «کشف این آمینواسید در جو ناهید می‌تواند کلید درک مکانیسم‌های تشکیل مولکول‌های پروبیوتیک، در اتمسفر سیاره ناهید باشد. جو بالایی ناهید ممکن است تقریباً همان روش بیولوژیکی را تجربه کند که میلیارد‌ها سال پیش زمین تجربه کرده است». این دو جمله تأثیر فوق‌العاده‌ای دارند. آیا ممکن است نوعی فرآیند‌های زیستی در ابر‌های ناهید در جریان باشند؟ ممکن است این فرایند یکی از کلید‌های درک این مکانیسم باشد و یا احتمالا از همان فرایندی پیروی کند که در زمین رخ داده است. این چه مفهومی دارد؟

ابتدا فسفین، سپس گلیسین

کشف نشانه‌های دیگری از حیات در سیاره‌ی زهره

در اواسط سپتامبر ۲۰۲۰ گروهی از محققان گزارش دادند که در جو بالایی ناهید، فسفین را کشف کردند (گریوز و همکاران، ۲۰۲۰). فسفین بر روی زمین وجود دارد و می‌تواند یک نشانگر زیستی باشد. همچنین می‌تواند به‌طور شیمیایی ایجاد شود، اما برای درست شدنش به مقدار زیادی انرژی نیاز است. این آمینواسید قبلا در سیاره زحل و مشتری کشف شده است، جایی که انرژی زیادی برای تولید آن وجود دارد؛ اما ناهید انرژی لازم برای ایجاد آن را ندارد.

آن گروه از محققان که فسفین را کشف کردند نسبت به یافته‌های خود محتاط بودند. آن‌ها در مقاله خود، تقریباً با منابع تحقیقات دانشمندان دیگر برای ارائه دلیل حضور فسفین بدون استناد به حیات، دفاع کردند. اکنون اخترشناسان به روش‌هایی روی آوردند تا بتوانند بدون توجیهی برای حیات “وجود فسفین” را ثابت کنند.

سپس دو هفته بعد گروه دیگری از دانشمندان این کار را انجام دادند. آن‌ها در مقاله خود، به نام چشم‌انداز فرضیه، گفتند که آتش‌فشان‌ها می‌توانند فسفر را تشکیل دهند. ما فرض می‌کنیم که مقادیر کم فسفید‌های تشکیل شده در گوشته از طریق فرآیند‌های آتش‌فشانی به سطح ناهید منتقل می‌شوند؛ و به دنبال آن به اتمسفری منتقل می‌شوند که در آن می‌توانند با آب یا اسیدسولفوریک به‌منظور تشکیل فسفین، ترکیب شوند.

کشف فسفین پیش‌زمینه‌ای برای این کشف آخر فراهم می‌کند. هر دو کشف بخشی از سؤالات بزرگ‌تر در مورد سیاره ناهید هستند: اینکه در سیاره ناهید حیات و یا پتانسیل حیات وجود دارد؟ یا این مواد شیمیایی ارتباطی با حیات ندارند؟ بتازگی محققان منطقه‌ای در اتمسفر ناهید شناسایی کرده‌اند که شاید بتواند میزبان حیات باشد. این مسئله مقدمه‌ای عجیب‌وغریب و غیرمعمول از دید ما خواهد بود.

ناهید در بیشتر موارد میزبان خوبی برای حیات نیست. اتمسفر این سیاره اسیدی است، دما آن‌قدر بالاست که فضاپیما را ذوب می‌کند و فشار جو آن له کننده است؛ اما در ابر‌ها در ارتفاع بین ۴۰ تا ۶۰ کیلومتری بالاتر از سطح، دما آن‌چنان مرگ‌آور نیست. در این ارتفاع، محدودۀ دما از منفی یک درجه سانتی‌گراد تا ۹۳ درجه سانتی‌گراد می‌باشد.

این بسیار بحث‌برانگیز است، اما برخی از دانشمندان فکر می‌کنند نوعی حیات ساده در آنجا می‌تواند زنده بماند، تولیدمثل دائمی کند بدون آنکه حتی سطح سیاره را لمس کند. فسفین به‌راحتی تجزیه می‌شود، بنابراین باید به‌طور متوالی تولید شود تا بتواند تشخیص داده شود. حیات در آن ارتفاع می‌تواند منبع فسفین باشد.

به‌تازگی در عرض‌های میانی سیارۀ ناهید طیف‌های گلیسین مشاهده شد. این کشف جدید گلیسین تنها بر رمز و راز و شک و تردید می‌افزاید. محققان در مقاله خود پیشنهاد کردند سلول‌های هادلی می‌توانند مسئول تأمین مکانی برای زندگی باشند. جریان هادلی در عرض‌های جغرافیایی میانی می‌تواند بیشترین ثبات را به‌منظور شرایط پشتیبانی از حیات فراهم کند با زمان-های گردش ۷۰ تا ۹۰ روز که برای تولیدمثل میکروبی (همانند زمین) کافی است.

فرارو نوشت؛ همچنین کشف ِ گلیسین با کشف فسفین در این سیاره مطابقت دارد. توزیع گلیسین وابسته به عرض جغرافیایی به‌طور کلی با محدوده کشف فسفینی که اخیراً کشف‌شده و با مرز بالاتر سلول هادلی مطرح شده، مطابقت دارد. جایی که گاز بین عرض‌های جغرافیایی بالاتر و پایین‌تر گردش می‌کند.

مقاله قبلی۱۲ سال حبس برای رئیس پیشین هلال احمر
مقاله بعدیمورگان اورتگاس: ما هرگز به توافق هسته‌ای جمهوری اسلامی باز نخواهیم گشت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.