ماه گذشته یک مومیایی عجیب و غریب کشف شد که با دقت خاصی درون ماده های مومیایی پیچیده شده بود. این مومیایی به حالت کاهن های معبد بودایی نشسته است و در همان شکل نیز مومیایی شده است.

نکته جالب در مورد این مومیایی سالم ماندن آن در طول این سال ها و همچنین نحوه کشف شدن آن است. پلیس زمانی که در بازار سیاه یکی از مناطق خلافکار مغولستان مشغول گشت زدن بود با این مومیایی روبرو شد.

یک مرد قصد داشت این مومیایی را در بازار سیاه به فروش برساند که دستگیر شد و حالا از این گنجینه ملی به خوبی محافظت می شود تا کسی دست به آن نزند. یک کاهن معبد اعتقاد دارد که این مومیایی زنده است و در یک حالت آرامش قرار گرفته که تنها به افراد خاص می رسد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛  پزشکان به دنبال آن هستند تا علت سالم ماندن مومیایی را بدست آورند و همچنین صحت اینکه این مومیایی در حالت کما به سر می برد یا خیر را نیز خیلی زود بررسی خواهند کرد.

مقاله قبلیعضوی از خانواده سامان نسیم زندانی محکوم به اعدام: حکم ۳۰ بهمن ماه اجرا می شود
مقاله بعدیدستآوردهای حکومت اسلامی بعد از سی و شش سال کامل !
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.