خانه اخبار کشف مورچه جهنمی؛ خون‌آشام با شاخ آهنین

کشف مورچه جهنمی؛ خون‌آشام با شاخ آهنین

0
558

دانشمندان نوع جدیدی از مورچه جهنمی را پیدا کرده‌اند که یک شاخ فلزی روی آن قرار دارد و احتمال می‌رود که خون‌آشام باشد.

دهان مورچه جهنمی مجهز به زائده‌های فلزی است که از طریق آن خون دشمنانش را می‌نوشد.

خوشبختانه مدت زیادی است که این حشرات منقرض شده‌اند اما دانشمندان به تازگی کهربایی 98 میلیون ساله‌ از این گونه پیدا کرده‌اند که جزئیات خیره‌کننده‌ای، شامل یک اندام فلزی روی آرواره، را از این موجود ماقبل تاریخی به نمایش می‌گذارد.

این گونه جدید که «Linguamyrmex vladi» نام دارد متعلق به خانواده «مورچه‌های جهنمی»، گروهی منقرض‌شده است که دوره کرتاسه زندگی می‌کردند، است. ویژگی خاص این گونه زائده دهانی متحرک و عجیب و غریبشان بود.

مورچه‌های جهنمی از اجداد موجودات کوچک امروزی نیستند بلکه از اجداد یک گروه اصلی از حشرات به شمار می‌روند که قبل از ظهور جد مشترک تمام مورچه‌های امروزی منقرض شد.

با توجه به ویژگی‌های ترسناک مورچه‌های جهنمی، باید خوشحال باشیم که این روزها فقط با مورچه‌های آتشین و مورچه‌های گلوله‌زن دست و پنجه نرم می‌کنیم.

به جای آرواره‌های رو به پایین سنتی، «L. vladi» دارای تیغ‌های داس مانند بزرگی است که رو به سمت بالا قرار دارند؛ ویژگی که در هیچ مورچه امروزی پیدا نمی‌شود.

در عکس زیر آرواره معمولی یک مورچه امروزی را می‌بیندید:

636407719848288644

و این هم تصویر نزدیکی از آرواره‌های مورچه جهنمی تازه کشف شده است:

636407719846878393

به نظر می‌رسد که آرواره‌های شاخ مانند این گونه با موهای محرک احاطه شده‌است که شبیه به ساختار مشابهی است که مورچه‌های فک تله‌ای امروزی از آن استفاده می‌کنند؛ این موها به آرواره مورچه کمک می‌کند تا با سرعت وحشتناکی کاملا بسته شوند.

همچنین این مورچه‌ها دارای زائده شاخ مانندی روی فک خود بودند. دانشمندان احتمال می‌دهند که مورچه‌های جهنمی از این اندام برای چنگ زدن به طعمه، بعد از این که آرواره‎های پایینی رو به سمت بالای خود را درون بدن طعمه فرو کردند، استفاده می‌کرده‌اند.

دانشمندان متوجه یک کانال لوله مانند بین زائده آرواره پایینی این مورچه قرار دارد؛ احتمالا مورچه‌های جهنمی مکیدن غذا را به جویدن آن ترجیح می‌دادند چرا که این آرواره عجیب و غریب برای عمل جوییدن مناسب نبوده است.

به گزارش آنا به نقل از ScienceAlert، این گونه در قبر کهربایی خود در کنار یک لاروی بزرگ سوسک سرگین کشف شده است که می‌تواند طعمه مناسبی (با بدن نرم) برای چنین شکارچی (مکنده مایعات) باشد.

مقاله قبلیجام قهرمانان بزرگ جهان؛ پیروزی ایران بر آمریکا در نبردی تماشایی
مقاله بعدیشوم ترین طرح سپاه پاسداران علیه ملت ایران! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.