باستان‌شناسان فسیل موجودی به اندازه کلاغ را در جنوب آلمان پیدا کرده‌اند که پیوند گم‌شده بین پرندگان و دایناسورهاست.

نتایج مطالعات اخیر نشان می‌دهد که این موجود 150 میلیون سال قبل در جنوب آلمان زندگی می‌کرده و پیوند گم‌شده بین دایناسورها و پرندگان است. این موجود که «کهن بال» نام دارد، در جزیره کوچکی در مدیترانه تکامل یافت و به چندین گونه متنوع تبدیل شد. کهن‌ بال یا آرکئوپتریکس، دایناسوری گوشتخوار از دوره ژوراسیک است.

کهن بال از زمان کشف، بیش از 150 سال پیش، یکی از موضوعات همیشگی در مباحث بوده است. برخی از دانشمندان ادعا می‌کنند که این موجود یکی دیگر از صدها گونه دایناسور پردار است، در حالی که برخی دیگر معتقدند که این موجود کلاغ مانند اولین پرنده‌ای است که روی زمین ظاهر شده است.

حالا نتایج یک آنالیز جدید از قدیمی‌ترین و کامل‌ترین گونه کشف‌شده از این موجود مرموز نشان می‌دهد که آن پیوند گم‌شده بین دایناسورها و پرندگان است.

این یافته‌ها حاکی از آن است که دایناسورها تکامل یافتند و به پرندگان تبدیل شدند.

باستان‌شناسان با بررسی آخرین فسیل کشف‌شده توانستند که کهن بال را از نزدیک‌ترین خویشاوندانشان جدا کند. نزدیک‌ترین خویشاوندان نزدیک این موجود شامل ترسناک‌ترین دایناسورهای ددپایان (زیرراسته‌ای از دایناسورهای گوشتخوار و دوپای آغازین از خانواده سوریسکین‌ها) از جمله تی‌رکس و ولاسیرپتر و پرندگان ابتدایی که در انتهای زنجیره تکامل قرار دارند، می‌شود.

همچنین دانشمندان در فسیل کهن بال جدید ویژگی‌هایی را مشاهده کرده‌اند که در فسیل‌های قبلی قابل شناسایی نبوده است.

به گفته باستان‌شناسان، کهن بال از بسیار جهات شبیه به دایناسورهای شکاری پیشرفته بوده است. تاکنون 11 فسیل از کهن بال کشف شده است که همگی در سنگ‌های رودخانه «التمول» در جزایر دوونو پیدا شده‌اند.

به گزارش آنا از DailyMail، این دایناسور حدود یک کیلو وزن داشته و در اواخر دوره ژوراسیک زندگی می‌کرده است. در آن زمان اروپا یک مجمع‌الجزایر بود و به خط استوا نزدیک‌تر بود.

مقاله قبلینامه مهدی کروبی در هفتمین سال حصر به خامنه‌ای: یکبار مناظره آزاد فراهم آورید تا درباره انتخابات ۸۸ صحبت کنم
مقاله بعدیابراز امیدواری رئیس «سی آی ای» به قیام مردم ایران علیه مداخلات حکومت در منطقه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.