کلمبیا از کشف لاشه کشتی افسانه‌ای سن ‌خوزه در سواحل این کشور خبر داده است. این کشتی در سال ۱۷۰۸ در حالی که گنجینه گرانبهایی را به سمت اسپانیا حمل می‌کرد، غرق شد. ارزش این محموله دست‌کم یک میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.
یک تیم کارشناسی شامل پژوهشگران کلمبیایی و خارجی موفق شدند تا بقایای کشتی افسانه‌ای “سن خوزه” را که ۳۰۷ سال پیش به زیر آب فرورفته بود، در آب‌های سواحل کارائیب متعلق به کلمبیا پیدا کنند.

خوان مانوئل سانتوس، رئیس‌جمهور کلمبیا، در یک نشست خبری گفت که “این ارزشمندترین گنجینه‌‌‌ای است که در تاریخ بشریت کشف شده است”.

این کشتی بادبانی اسپانیایی که در اصطلاح به آن “گالئون” می‌گویند، بخشی از ناوگان فیلیپ پنجم، پادشاه وقت اسپانیا بود که در سال ۱۷۰۸ به فرمان وی محموله‌های ارزشمندی از طلا، نقره و دیگر اشیای گرانبها را از مستعمرات اسپانیا در قاره آمریکا بار زده تا از طریق اقیانوس اطلس به اسپانیا بیاورد.

گالئون به نوعی کشتی بادبانی بزرگ گفته می‌شود که دارای سه یا چهار دکل بود و در نیمه دوم سده شانزدهم و نیز در سده هفدهم به عنوان کشتی‌های جنگی یا بازرگانی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

کشتی سن‌‌ خوزه در مسیر خود به سوی اسپانیا با کشتی‌های بریتانیایی روبرو شد که برای بدست آوردن گنجینه ارزشمندش به روی آن آتش گشودند. کشتی سن‌خوزه با ۶۰۰ ملوان روی عرشه، به شدت آسیب دید و غرق شد.

تنها تعداد انگشت‌شماری از ملوانان توانستند از این مهلکه جان سالم به در ببرند.

برآوردهای مختلف از ارزش گنجینه
تا کنون تیم‌های کارشناسی متعددی به امید یافتن بقایای کشتی سن‌خوزه راهی آب‌های اقیانوس اطلس شده بودند، اما همه آنها در نهایت ناکام مانده و تنها توانسته بودند تا لاشه کشتی‌های دیگر را کشف کنند.

تیم پژوهشی بین‌المللی که اینک موفق به کشف لاشه سن‌خوزه شده، جریان وزش باد و حرکت موج‌ها، در مسیر حرکت کشتی سن‌خوزه در ۳۰۷ سال پیش را مورد بررسی قرار داده است. در کنار آن کارشناسان دست به تحقیقات گسترده‌ای نیز در آرشیو‌های تاریخی اسپانیا و کلمبیا زدند.

مانوئل سانتون، رئیس‌جمهور کلمبیا، گفته است که لاشه سن‌خوزه روز ۲۷ نوامبر امسال، در محلی یافت شده که تا پیش از آن گمان آن نمی‌رفته است. وی اضافه کرده، که در کنار لاشه سن‌خوزه، بقایای دستکم پنج کشتی غرق شده نیز پیدا شده است.

شهردار کارتاگنا، شهری که لاشه سن‌خوزه در سواحل آن یافت شده، این کشف را “رویدادی بی‌سابقه برای کشور” توصیف کرده است. گفته می‌شود گنجینه بارشده روی این کشتی، احتمالا بزرگترین و ارزشمندترین گنجینه‌ای است که تا کنون به زیر آب رفته است.

سانتوس در نشست خبری خود ارزش سکه‌های طلا، نقره، جواهرات و سنگ‌‌های قیمتی موجود در کشتی سن‌خوزه را دستکم یک میلیارد دلار کنونی برآورد کرد. کلمبیا ارزش این محموله طلا و جواهرات را ۴ میلیارد دلار تخمین می‌زند.

یک شرکت آمریکایی که از سال ۱۹۸۱ ادعای مالکیت بر بخشی از گنجینه سن‌خوزه را دارد، ارزش آن را ۱۷ میلیارد دلار اعلام کرده است.

به گزارش دويچه وله،کارشناسان تیم تحقیقاتی گفته‌اند که کشتی سن‌خوزه را از روی توپ‌های برنزی منحصربه‌فرد روی عرشه‌اش شناسایی‌کرده‌اند. روی این توپ‌ها و صندوق‌های بار زده شده نقش دلفین حکاکی شده بوده است.

ارنستو مونته‌نگرو، رئیس مؤسسه تاریخ و انسان‌شناسی کلمبیا، گفته است که هیچ تردیدی وجود ندارد که لاشه یافت شده متعلق به کشتی سن‌خوزه است.

مقاله قبلیروز دانشجو با حضور نیروهای امنیتی در دانشگاه تهران
مقاله بعدیتایید خبر شلیک هفت گلوله بر پیکر ملی پوش ایران
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.