فیلمنامه نوشته «استنلی کوبریک» که بعد از بیش از ۶۰ سال پیدا شده فاصله کمی تا تکمیل دارد و می‌تواند به یک فیلم بلند سینمایی تبدیل شود.

فیلم «راه‌های افتخار» به عنوان اولین درام جنگی کلاسیک «کوبریک» یکی از قدرتمندترین فیلم‌های ضد جنگ تاریخ سینماست و همچون فیلم حماسی «اسپارتاکوس» دیگر ساخته وی از شاهکارهای سینمایی محسوب می‌شوند و حالا یک فیلمنامه گمشده از این کارگردان بزرگ پس از بیش از ۶۰ سال پیدا شده که بخش عمده آن نوشته شده و با تکمیل می‌تواند به یک فیلم بلند سینمایی تبدیل شود.

این فیلمنامه که «راز سوزان» نام دارد اقتباسی از رمان کوتاهی نوشته «اشتفان تسوایگ» در سال ۱۹۱۳ است و داستان آن درباره مردی است که با یک کودک ۱۰ ساله دوست می‌شود تا از این طریق خود را وارد خانواده این کودک کند، فیلمنامه‌ای که داستان آن رابطه‌ای عکس با فیلم «لولیتا» دارد.

«کوبریک» این فیلمنامه را در سال ۱۹۵۶ و با همکاری «کالدر ویلینگهام» نوشت که سال بعدش با وی برای نگارش فیلمنامه درام جنگی «راه‌های افتخار» نیز همکاری کرد. این فیلمنامه توسط «ناتان آبرامز» پروفسور فیلم در دانشگاه بنگور ولز و یکی از متخصصین سینمای «کوبریک» پیدا شده و اعلام کرده بسیار از پیدا کردن این فیلمنامه که گمان می‌شد برای همیشه گم شده هیجان زده شده است.

وی این فیلمنامه را در حالی پیدا کرده که مشغول تحقیق برای نگارش کتاب جدیدش با عنوان «چشمان باز کاملا بسته: استنلی کوبریک و ساخت آخرین فیلمش» بوده که قرار است سال آینده میلادی از سوی انتشارات آکسفورد منتشر شود.

این پروفسور فیلم همچنین گفت هواداران «کوبریک» خبر داشتند که «کوبریک» قصد ساختن چنین فیلمی را دارد اما هیچ‌کس نمی‌دانست این فیلمنامه تا حد زیادی کامل شده است. وی زمانی دست به نگارش فیلمنامه «راز سوزان» زده که نسبتا چهره ناشناخته‌ای بود و تازه فیلم جنایی «کشتن» را ساخته بوده است.

«استنلی کوبریک» در طول دوران فعالیت سینمایی خود تنها ۱۳ فیلم بلند ساخت اما با این وجود یکی از اساتید بزرگ تاریخ سینما محسوب می‌شود که رویکردی افراطی به جزئیات در فیلم‌هایش داشت.

فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی»‌اش، مرزهای استفاده از تکنیک‌های جلوه‌های بصری را در هم شکست و در جدیدترین رتبه‌بندی وب سایت سینمایی “سایت اند ساوند” در رتبه ششم برترین آثار تاریخ سینمای جهان جای گرفته است.

وی که یک آمریکایی بود اما بیشتر عمر خود را در بریتانیا زندگی کرد در سال ۱۹۹۹ و چند ماه پس از ساخت آخرین فیلمش «چشمان باز کاملا بسته» با بازی «تام کروز» و «نیکل کیدمن» درگذشت.

به گزارش ایسنا به نقل از گاردین، «راههای افتخار»، «اسپارتاکوس»، «لولیتا»، «دکتر استرنجلاو»، «پرتقال کوکی»، «بری لیندون»، «درخشش» و «غلاف تمام فلزی» از دیگر آثار شاخص این کارگردان بزرگ سینماست.

مقاله قبلیتابلو کوچه شجریان در روستای «بیاره» دنا پائین کشیده شد
مقاله بعدی«فغانی،‌ سخندان و منصوری»؛ قاب ماندگار ایرانی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.