دانشمندان جمجمه 3000 ساله‌ای را در مزرعه‌ای در نورث‌آمبرلند کشف کرده‌اند که متعلق به مرد جذابی از دوره عصر برنز است.

مجموعه‌ای استخوان در یک زمین کشاورزی در نورث‌آمبرلند، شهری در شمال شرقی انگلستان، پیدا شده است که به گفته محققان متعلق به مردی جذاب با لبخندی زیبا از عصر برنز است.

باوجود این که بیش از سه هزاره از مرگ این مرد می‌گذرد اما متخصصان زیبایی او را فوق‌العاده نامیده‌اند.

این استخوان‌های 3500 ساله در یک گودال تدفینی، یک ساختار سنگی تابوت مانند، در یک مزرعه پیدا شده است. صاحب این زمین کشاورزی در حال آماده کردن زمین برای کشت بوده است که به طور اتفاقی متوجه این گودال تدفینی می‌شود.

سانیتا نزیرویک، متخصص پزشکی قانونی دانشگاه دربی، استخوان‌های تازه کشف شده را مورد بررسی قرار داد تا اطلاعات بیشتری درباره صاحب آنها به دست آورد که متوجه نکته جالب توجهی شد.

نزیرویک تاکنون بقایای هزاران نفر را آنالیز کرده است اما تقارن استخوان‎های این مرد عصر برنز باعث شگفت او شد.

وی در این باره می‌گوید: «آنالیزهای استخوانی نشان می‌دهد که این مرد فوق‌العاده جذاب بوده و لبخند زیبایی هم داشته است. با توجه به دوره‌ای که این مرد در آن زندگی می‌کرده، داشتن دندان‌هایی به این زیبایی حیرت‌آور است».

به گفته متخصصان دندان‌های این مرد عصر برنز بهتر از دندان‌های اکثر افراد امروزی است.

یافته‌های اخیر با دانش عمومی درباره اسکلت‌های عصر برنز تناقض دارد. اسکلت‌های عصر برنز معمولا دندان‌های کرم‌خورده دارند که ناشی از رژیم غذایی سخت و بهداشت دهانی پایین است.

با این حال این مرد باستانی نورث‌آمبرلند نه تنها دندان‌هایی سالم و زیبا داشته که بلکه صورت خوش سیمایی هم داشته است.

نزیرویک در این باره می‌گوید: «فرم صورت این مرد بسیار زیباست».

متخصصان پزشکی قانونی می‌توانند با بررسی پنج نقطه روی جمجمه فسیل، جنسیت آن را مشخص کنند که این پنج نقطه شامل ابرو، چانه، خط صورت و پشت سر می‌شود.

براساس تجزیه و تحلیل‌های نزیرویک، این جمجمه به احتمال 60 الی 70 درصد متعلق به یک مرد است.

سن این مرد عصر برنز در حین مرگ حدود 17 تا 21 سال بوده است. همچنین براساس اندازه‌گیری‌های استخوان درشت نی، قد این مرد خوش سیما 1/72 تا 1/79 سانتی‌متر بوده است.

متاسفانه تقریبا غیرممکن است که بتوان مشخص کرد این مرد چگونه مرده است چراکه روی استخوان‌های او هیچ اثری از ضرب و شتم وجود ندارد.

به گزارش آنا از DailyMail، با توجه به این که استخوان‌های این مرد در یک گودال تدفینی و پیچیده شده در پتوی موی دم اسب پیدا شده، محققان حدس می‌زنند که فرد مهمی بوده است.

مقاله قبلیاتهام سنگین تشویق به فساد برای نرگس حسینی
مقاله بعدیسوء استفاده « پدر خوانده » از بی کفایتی های نوکران خود! محترم مومنی روحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.