باستان‌شناسان موفق به کشف جمجمه قدیمی‌ترین زن هلندی و یک استخوان گاومیش حکاکی‌شده 13 هزار و 500 ساله در منطقه‌ای از دریای شمال شدند که زمانی پلی بین بریتانیا و اروپای شمالی بوده‌است.

بخشی از جمجمه یک انسان متعلق به ماقبل تاریخ را زیر دریای شمال پیدا کرده‌اند که قدیمی‌ترین زن هلندی نامیده شده است. به گفته باستان‌شناسان، این استخوان 13 هزار سال قدمت دارد.

همچنین استخوان حکاکی‌شده گاومیشی هم در سایتی در آن نزدیکی کشف شده است. این یافته‌ها قدیمی‌ترین انسان شناخته‌شده مدرن هلندی است و اولین اثر هنری است که تاکنون در دریای شمال پیدا شده است.

ماهیگیران هلندی جمجمه و استخوان گاومیش را به صورت جداگانه در اطراف ساحل «داجر» پیدا کرده‎اند. این ساحل همیشه زیر آب نبوده است، در واقع نه هزار سال قبل پلی بوده که قاره اروپا را به جزایر بریتانیا مرتبط می‌کرده است.

دانشمندان بر این باورند که این جمجمه متعلق به زنی جوان یا میان سال بوده است که در هنگام مرگ 22 تا 45 سال سن داشته است.

جوامع شکارچی ماقبل تاریخی زمانی که سطح آب دریای شمالی 80 متر بوده است، در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند.

636556914929106175

استخوان حکاکی‌شده گاومیش

دکتر مارسل نیکاس، باستان‌شناس ارشد، در این باره می‌گوید: «این جوامع شکارچی در دشت‌ها زندگی می‌کردند. احتمالا یک فصل به بریتانیای امروزی می‌رفتند و فصل بعدی در هلند امروزی می‌ماندند».

وی در ادامه افزود: «این قلمروی غرق‌شده در حال حاضر اهمیت زیادی برای ما و درک ما از گذشته دارد».

آنالیزهای شیمیایی از جمجمه نشان می‌دهد که گوشت حیوانات شکارشده بخش قابل توجهی از رژیم غذایی این زن را تشکیل می‌داده است.

جوامع شکارچی در آن دوره از اولین کسانی بودند که وارد جنگل‌های داجرلند شدند. وقتی گونه‌هایی مانند ماموت پشمالو به دلیل گرم شدن منطقه منقرض شدند، حیواناتی مانند گوزن و گاومیش به جنگل‌ها نقل مکان کردند و شکارچیان انسانی نیز به دنبال آنها وارد جنگل شدند.

به گزارش آنا از DailyMail، دکتر لوک امکریوتز، باستان‌شناس موزه ملی هلند، در این باره گفت: «آن دوره زمان تغییر بود و این افراد اولین کسانی بودند که با این تغییرات کنار آمدند و تبدیل به شکارچیان واقعی جنگل شدند. اجدا ما همزمان با گسترده شدن جنگل در شمال و غرب، گسترش یافتند».

مقاله قبلیسر و کله یک گیاه عجیب پس از 150 سال دوباره پیدا شد
مقاله بعدیاستیون هاوکینگ: می‌دانم قبل از «انفجار بزرگ» چه اتفاقی افتاده است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.