یک نفر از کسانی که در تظاهرات علیه حمایت گروه‌ حزب‌الله لبنان و جمهوری اسلامی از رژیم بشار اسد، در مقابل سفارت ایران در بیروت شرکت داشت، به ضرب گلوله کشته شد.

یکی از سخنگویان ارتش لبنان که نخواسته نامش فاش شود دیروز شنبه به خبرگزاری فرانسه در بیروت، اعلام کرد: یکی از جوانانی که در حمله‌ هواداران حزب الله لبنان به تجمع مخالفان این حزب در مقابل سفارت ایران، زخمی شده بود کشته شد.

هنوز مشخص نیست که فرد کشته شده جزو هواداران حزب الله بوده یا از مخالفان این گروه. اما خبرگزاری رویترز نوشته که مقتول یکی از شیعیان لبنان بوده است.

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان؛ این خبرگزاری اضافه کرده که در تجمع دیروز، سنی‌ها، مسیحیان و حتی شیعیان مخالف حزب الله نیز حضور داشتند.

اما یکی از عکاسان خبرگزاری فرانسه که شاهد تجمع دیروز مقابل سفارت ایران در بیروت بوده، گفته که درگیری طرفداران و مخالفان حزب الله چند دقیقه به طول کشید.

بر این اساس، امروز برخی از جوانان لبنانی به نزدیکی سفارت ایران در لبنان آمده بودند تا نسبت به دخالت ایران و حزب الله در بحران سوریه اعتراض کنند، اما پس از گروهی از افراد مسلح و باتوم به دست، به آنان و همچنین خبرنگارانی که در آنجا حاضر بودند حمله کردند.

این درگیری با دخالت ارتش لبنان به پایان رسید و نیروهای این ارتش با گذاشتن ایست های بازرسی خیابانهای منتهی به جنوب بیروت، جایی که مقر حزب الله لبنان است، عبور مرور در این خیابان ها را به کنترل خود در آوردند.

مقاله قبلیجلوگیری از غذا خوردن بوکسورها به دلیل بدهی..!
مقاله بعدیکمک آمریکا به متحدان خود برای مقابله با حملات سایبری ایران
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.