کسری نوری٬ فعال حقوق دراویش طی یادداشت کوتاهی هشدار داده است که در صورت عدم رسیدگی به وضعیت بیماری دراویش زندانی بند 350، دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

کسری نوری٬ درویش زندانی محبوس در زندان نظام استان فارس پس از با خبر شدن از اتفاقات روزهای اخیر در بند ۳۵۰ زندان اوین، طی یادداشت کوتاهی خبر داد که در صورت عدم رسیدگی به وضیعت جسمی دراویش بند 350 تا پایان روز شنبه، از سحر روز یک شنبه دست به اعتصاب غذای اعتراضی خواهد زد.

این زندانی سیاسی گفته است “از مسئولین می خواهم که از التهاب فضای جامعه بپرهیزند و بیش از این ظلم به دراویش را آشکار نسازند. اما در صورتی که تا پایان روز شنبه اقدامی برای درمان برادرانم صورت نگیرد، از سحر روز یکشنبه اعتصاب غذای اعتراضی خود را آغاز خواهم کرد “.

گفتنی است فشار مسئولین قضایی در امور درمانی دراویش زندانی، ادامه دار شده است، سه شنبه گذشته عدم انتقال افشین کرم پور از فعالان حقوق دراویش بند 350، با وجود درد شدید به بیمارستان، به بازگشت اعتراضی دو تن از دیگر دراویش زندانی بستری در بیمارستان (اقایان حمیدرضا مرادی و مصطفی دانشجو) به زندان انجامید.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ کسری نوری٬ در ۲۷ دی ماه سال گذشته نیز به همراه صالح الدین مرادی، در اعتراض به انتقال هفت تن از دراویش زندانی به بند ۲۰۹ زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود که نهایتا پس از ۹۰ روز و با رسیدن به خواسته خود و انتقال دراویش زندانی به بند ۳۵۰ به اعتصاب غذای خود پایان داد.

مقاله قبلیگریه دنباله دار کیهان برای فرهاد رهبر به چه معناست!؟
مقاله بعدیتغيير و اصلاح در اينجا و آنجاي خاورميانه؛ مصر همچنان اميد اعراب
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.