کریمه استان سی و دوم روسیه !!

0
168

اینکه روسیه چند استان دارد را خبر ندارم؛ اما از آنجائی که میان استاد و شاگرد( پوتین و رژیم آخوندی ) رابطه آموزش دادن و آموزش پذیرفتن برقرار است؛ در موارد متعددی استاد به شاگرد می آموزد؛ گاهی هم عکس قضیه صادق است و استاد از شاگرد خویش یاد می گیرد. وقتی سران خودکامه جمهوری ننگین اسلامی، کشور سوریه را استان سی و دوم خودشان معرفی می کنند؛ چرا روسها کریمه را یکی از استانهای خویش ندانند؟!

شورای فدراسیون روسیه( مجلس سنای روسها) اعلام نموده است، اگر منطقه کریمه اوکراین در رفراندومی تصمیم بگیرد که از اوکراین جدا شده و به روسیه ملحق گردد؛ این مجلس از آن تصمیم حمایت خواهد کرد. بیان این نکته مانند آن است، که به یک فرد نابینا بخواهند دو چشم بینا بدهند، و او از این تصمیم پشتیبانی بکند. بدیهی است که ملحق شدن کریمه به روسیه، یکی از پیروزی های شگرف و غیرمنتظره برای حاکمان روسیه خواهد بود. مضافا به اینکه تحقق یافتن چنین موضوعی و برداشتن این گام، استوار شدن شالوده کشورگشائی های بیشتر این کشور در آینده نه چندان دور را مثمر ثمر خواهد نمود!

حدود بیست سال پیش، روسها به دلیل استیصال مالی در کشورشان، ناگزیر گردیدند که بخشی از اندوخته های گرانقیمت موزه ملی خویش را به حراج گذاشته و بفروشند. تا بتوانند اندکی از مشکلات اقتصادی خودشان را برطرف نمایند. هنوز از زمره چنین مسائل و مشکلاتی در این مملکت وجود دارند؛ و روسیه نمی تواند فقط با تکیه نمودن به فروش دو محصول گاز و نفت کشوراش، نابسامانی های مالی خودش را سر و سامان بدهد؛ و اندام سرمازده و منجمد خود را، به آسانی از زیر بار این مشکل عظیم برهاند!

فریب دادن حاکمیت بی کفایت رژیم آخوندی، و گمراه ساختن دولت ناکارآمد بی خردان در حکومت جنایتکاران پلید اسلامی، که نه جمهوری است و نه اسلامی، تا به کی می تواند ادامه داشته باشد؟ تا چه وقت خواهند توانست، برای کسب امکانات مالی و پول نقد از ایران، جهت حل کردن مشکلات عدیده اقتصادی شان، به بهانه ایجاد تأسیسات اتمی برای آخوندهای زیاده طلب و قدرت پرست، ایشان را بچاپند و مبالغ گزافی را از آنها بگیرند و هیچ کاری برای آنها انجام ندهند؟!

بالاخره آخوندها و رمالان خرفت حکومتی در این جمهوری واپسگرای متحجر، به این حقیقت آشکار پی خواهند برد؛ که روسها تا کنون آنها را بازی داده بوده اند؛ و از ابتدا نیز قصد راه اندازی رآکتور اتمی بوشهر، و احداث نیروگاه های دیگر را برای آنها نداشته اند. بلکه همه تلاش روسها در پی آن بوده، که آخوندهای تازه به دوران رسیده رژیم به اصلاح اسلامی را، به هر طریق ممکن سرکیسه نمایند؛ و از خوان همیشه گسترده ایرانزمین، نقائص اقتصادی کشورشان را تصحیح بکنند، و مشکلات فراوان مالی خودشان را از پیش رو بردارند!

برای تحقق بخشیدن به این امر مهم، از موضوع اختلاف میان ایران و آمریکا، بهترین بهره برداری های سیاسی را نمودند؛ شعار بی جا و ظاهری و نمایشی ” مرگ بر آمریکا ” ، که با درفشانی های بی خردانه آخوند خرفتی چون خمینی جلاد، که مدام تکرار می کرد: ” هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید. ” ، موجب شد که نوکران بی مقدار بنیانگزار کودن جمهوری عقب مانده اسلامی، در هر گردهمآئی که دارند؛ یک خط در میان، این شعار را سر بدهند. و نادانسته و غیر آگاهانه به دیگر دشمنان سرزمین ما چنین پیامی را القاء نمایند: ” بفرمائید، حالا نوبت شماست که از دارائی های ملی مردم ایران، خود و کشورتان را از چنگ ورشکستگی برهانید. ” !

اینگونه، همسایه شمالی ما پنداشت؛ که حق او به خاطر همسایگی نزدیک با ایران، برای ربودن اموال ایرانیان بیش از دیگران است! از اینرو، یک دقیقه هم فرصت را از دست نداد؛ و برای بریدن گوشهای دولتمردان جمهوری منفور اسلامی، و فریفتن ایشان برای سودجوئی های بیشتر، از هیچ کوششی در این رابطه فرو گذاری نکرد. در نخستین گام تجاوزگرانه خویش، ابتدا سهم ۵۰ درصدی ایران از سطح و کف بزرگترین دریاچه جهان( دریای مازندران) را، به یازده درصد تقلیل داد. سپس با بستن قراردادهای مربوط به ارسال تجهیزات مربوط به تکمیل شدن نیروگاه اتمی بوشهر، بخش بزرگی از تعهد هزینه مالی این همکاری با جمهوری منحوس آخوندی را از ایشان مطالبه نمود؛ سپس بعد از مدتی طولانی، فقط یک محموله از تجهیزات مورد نظر، که عبارت بود از مقداری باطری و وسایل جزئی دیگر را به آخوندها تحویل داد!

پس از به روی کار آمدن دولت یازدهم جمهوری اسلامی به ریاست حسن روحانی، و انتشار خبر گفتگوهای پنهانی روحانی و وزیر امور خارجه اش محمد جواد ظریف، با ریاست جمهوری ایالات متحده و جان کری وزیر امور خارجه آمریکا، به ویژه بعد از چند سخنرانی سید علی خامنه ای، و ارائه پیشنهاد رهبر انقلاب اسلامی برای نوش جان کردن جام زهر( به اجرا گذاشته شدن نرمش های قهرمانانه)، که حاکی از رضایت ضمنی خامنه ای برای گشایش باب گفتگو با آمریکا، و ایجاد دوباره روابط سیاسی – اقتصادی با ینگه دنیا بود. روسها را به ورطه ناامیدی از سوء استفاده های بیشتر از ایران انداخت؛ آنگاه نقشه های بایگانی شده خودشان، برای تجاوز به کشورهای همجوار را، از آرشیو کشور گشائی خویش خارج ساخت؛ تا همانطوری که آخوندها مدعی استان سی و دوم ایران بودن سوریه هستند؛ روسها نیز استانهای جدیدی از دیگر کشورها را، ضمیمه مملکت خویش بکنند. در این رهگذر، شبه جزیره خودمختار کریمه در اوکراین، نخستین سرزمین است که استان سی و دوم روسیه می شود!

زمستان ۲۵۷۲ شاهنشاهی هلند

محترم مومنی روحی

 

مطلب قبلیبیانیه مادران پارک لاله ایران به مناسبت روز جهانی زن و حمایت از” کمپین ۱۰ روز با بهاره هدایت”
مطلب بعدیسئوالات عجیب در گزینش دانشکده صدا و سیما: سال ۸۸ به کی رای دادی؟ چرا؟
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.