رئیس ستاد انتخاباتی مهدی کلهر در نامه‌ای اعلام کرد که او از نامزدی کناره‌گیری نکرده و خواستار تجدید نظر در احراز صلاحیت این نامزد داوطلبی انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم شد.

به گزارش ایسنا، متن نامه محمدباقر جوان‌بخت به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

به اطلاع می‌رساند آقای مهدی کلهر نامزد دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری همانگونه که بارها نیز اعلام کرده‌اند به صورت مستقل در انتخابات نامزد بودند، لذا به نفع شخص یا جناحی کناره‌گیری نکرده‌اند و در تاریخ 96/2/1 طی نامه‌ای مکتوب به شورای محترم نگهبان خواهان رسیدگی مجدد به احراز نشدن صلاحیت خود شده‌اند.

دکتر محمدباقر جوان‌بخت

رئییس ستاد مرکزی مهدی کلهر

مهدی کلهر، فرزند میرزا عبدالعلی تهرانی و برادر مرتضی تهرانی و مجتبی تهرانی می‌باشد که از علما و مجتهدین معروف تهران می باشند و مشاور رسانه‌ای محمود احمدی نژاد و سمت مشاور سازمان صداو سیما را در کارنامه فعالیت‌های خود داشته‌است. وی پیش از این در مصاحبه ای در مورد جاودانه شدن زنده یاد ندا آقا سلطان گفته بود: ” ندا آقاسلطان دختر ساده ای بود و نمی دانست بعد از فیلمی که بازی می کند و در آن خودش را به مردن می زند در آمبولانس واقعاً کشته می‌شود. آن هم به دست همین آقای پزشک؛‌ فراری به انگلیس.”

مقاله قبلیدیدار نماینده پوتین با ابراهیم رئیسی
مقاله بعدیاوما تورمن رییس داوران بخش «نوعی نگاه» جشنواره کن شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.