مراسم روز درختکاری با حضور محمود احمدی نژاد، اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی مشترکا برگزار شد.

به گزارش رسانه های درون مرزی، احمدی نژاد در کنار دو یارش که مشهور به سران جریان انحرافی هستند، نهالی سه شاخه را کاشتند.

تصاویر منتشر شده نشان می دهد که آنها یک نهال را با یکدیگر کاشته اند.

این سبک کاشتن یک نهال یادآور اقدام سه چهره بزرگ و شناخته شده فلسفه و ادبیات آلمان است.

در سال1789 وقتی خبر انقلاب کبیر فرانسه به آلمان می‌رسد هگل، شلینگ و هولدرلین در حیاط مدرسه‌ای که درس می‌خواندند (مدرسه توبینگن)، درختی را به نام «درخت آزادی» کاشتند.

بعدها هگل و شلینگ به فیلسوفان و اندیشمندان بزرگی تبدیل شدند و هولدرلین نیز شاعری بزرگ شد.

مقاله قبلیاگر همه موجودات زنده در گستره محیط زیست می گنجند؛ پس چرا؟!
مقاله بعدیبیانیه احمدی نژاد درباره اتهامات علیه دولتش
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.