لی آنکریچ که جایزه اسکار را برای ساخت «داستان اسباب بازی ۳» و «کوکو» دریافت کرد از پیکسار انیمیشن استودیوز پس از یک همکاری ۲۵ ساله جدا می‌شود.

وی گفته است قصد دارد وقت بیشتری را با خانواده‌اش بگذراند.

آنکریچ که به عنوان دستیار تدوین در تلویزیون کار می‌کرد، سال ۱۹۹۴ به پیکسار پیوست. او به عنوان تدوین‌گر در اولین فیلم بلند پیکسار یعنی «داستان اسباب بازی» در سال ۱۹۹۵ کار کرد و بعد از کارگردان‌های «داستان اسباب بازی ۲»، «کمپانی هیولاها» و «در جستجوی نمو» شد. او سال ۲۰۱۰ کارگردانی «داستان اسباب بازی ۳» را به تنهایی انجام داد و نامزدی اسکار را در بخش فیلمنامه اقتباسی با جان لستر و اندرو استنتون کسب کرد.

آنکریچ روز جمعه پیکسار را از تصمیمش با خبر کرد. او گفت: نمی‌روم که در استودیویی دیگر فیلم بسازم، بلکه می‌خواهم وقت بیشتری با خانواده‌ام بگذرانم و به کارهایی که علاقه دارم و مدت‌ها به تعویق انداخته بودم بپردازم.

این در حالی است که لستر از بنیانگذاران پیکسار اواخر سال ۲۰۱۷ به دنبال جنجال سوء رفتار جنسی از این کمپانی جدا شد و اوایل همین ماه به اسکای دنس انیمیشن پیوست.

پیتر داکتر که به عنوان رییس خلاق پیکسار اکنون فعالیت می‌کند پیشنهاد برگزاری یک مراسم تجلیل از آنکریچ را داده است.

داکتر گفت: لی وقتی وارد پیکسار شد که ما داشتیم «داستان اسباب بازی» را می‌ساختیم و او از همان زمان تاثیری زیاد بر همه فیلم‌های پیکسار داشت. او به معنای واقعی کلمه به ما فیلمسازان تازه‌کار درباره صحنه‌سازی، ترکیب و برش خیلی چیزها یاد داد. کارشناسی هنری او به عنوان ادیتور و کارگردان یک دلیل اصلی برای کیفیت بالای فیلمسازی ما بود و از وقتی او کارگردانی را برعهده گرفت، توانایی او برای یافتن طنزهای عمیق و احساسات او را قادر ساخت تا برخی از قوی‌ترین فیلم‌هایی را که ما تا به حال ساخته‌ایم خلق کند.

لی آنکریچ ۵۱ ساله که جوایزی چون جایزه آنی را هم در کارنامه دارد، تدوین گر «داستان اسباب‌بازی» در سال ۱۹۹۵ و «زندگی یک حشره» در سال ۱۹۹۸بود. او سال ۱۹۹۹ تدوین‌گری و کارگردانی «داستان اسباب‌بازی ۲» را انجام داد و کارگردان «کمپانی هیولاها» در سال ۲۰۰۱ و «درجستجوی نیمو» در سال ۲۰۰۳بود. او از تدوین‌گران «ماشین‌ها» در سال ۲۰۰۶ و «راتاتویی» در سال ۲۰۰۷بود و در «داستان اسباب‌بازی ۳» ‌در سال ۲۰۱۰ به عنوان کارگردان و نویسنده کار کرد.

او در انیمیشن «دانشگاه هیولاها» در سال ۲۰۱۳ و «دایناسور خوب» در سال ۲۰۱۵ مدیر اجرایی تولید بود و برای فیلم «کوکو» محصول ۲۰۱۷ به عنوان کارگردان، خالق داستان و تدوین‌گر کار کرد.

به گزارش مهر به نقل از ورایتی، «داستان اسباب‌بازی‌ها ۴» با داستان او ساخته می‌شود.

مقاله قبلیحمله اسرائیل به اهداف نیروی قدس سپاه در سوریه
مقاله بعدیسفر فضایی شان پن لغو شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.