داعش با انتشار تصاویری از یک کاخ مجلل اعلام کرد که این امارت متعلق به خاندان پادشاهی قطر را به مقر اصلی خود در شهر پالمیرا (تدمر) سوریه تبدیل کرده است.

به گزارش پایگاه خبری ایلاف، این امارت متعلق به شیخه موزه، همسر امیر سابق و مادر امیر کنونی قطر است که پس از اشغال شهر پالمیرا واقع در مرکز سوریه به دست داعش افتاده است.

دفتر اطلاع‌رسانی داعش در حمص با انتشار تصاویر این قصر در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد: این بنا چند سال قبل و در دوره ریاست‌جمهوری بشار اسد و روابط عمیق وی با حمد بن خلیفه، امیر سابق قطر ساخته شده است.

داعش اواخر ماه گذشته پس از چندین نبرد با نیروهای سوریه، کنترل شهر تاریخی پالمیرا را به دست گرفت.

شیخه موزه در نقاط مختلف جهان املاک بسیاری دارد. روزنامه آبزرور انگلیس اواخر سال گذشته در گزارشی به دارایی‌های این عضو خاندان سلطنتی قطر پرداخت و نوشت وی املاک زیادی از جمله در نزدیکی مسجد اصلی شهر لندن دارد و قصد دارد زمین‌های اطراف مسجد را به یک قصر با مساحت 33 هزار مترمربع که شامل اتاق بازی، سالن ورزشی و استخر است، تبدیل کند.

موزه به عنوان رئیس شورای مرکز ترتیب علوم و توسعه اجتماعی قطر، معاون رئیس شورای عالی آموزش، رئیس شورای مرکز طب و پژوهش‌های پزشکی السدره، رئیس شورای مرکز دموکراتیک و چندین مرکز دیگر فعالیت می‌کند.

مقاله قبلینویسنده «بازی تاج‌ و تخت» خطاب به طرفدارانش: مزاحمم نشوید
مقاله بعدیمحمدحسين صفارهرندی: سوریه٬ لبنان٬ عراق و یمن جور جمهوری اسلامی را می‌کشند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.