ژولیت بینوش بازیگر تحسین شده فرانسوی در گفتگویی سینمایی گفت می داند کیارستمی در حال ساخت فیلمی در چین است.

ژولیت بینوش بازیگر پرقدرت فرانسوی یکی از تحسین‌شده‌ترین بازیگران زن نسل خود است. او اولین بازیگر زنی است که موفق به دریافت تاج سه‌گانه (جوایز بهترین بازیگر زن فستیوال‌های کن، ونیز و برلین) شده است.

بینوش در شماری از بهترین فیلم‌های دهه‌های اخیر بازی کرده و تا به حال با کارگردانان شناخته‌شده‌ای از جمله ژان لوک گودار، عباس کیارستمی و کریستوف کیشلوفسکی همکاری کرده است. او در مصاحبه‌ اخیر خود به سوالاتی درباره خودش، کوئنتین تارانتینو، عباس کیارستمی و کریستن استوارت پاسخ داد.

بینوش در پاسخ به این سوال که او دوست ندارد هنگام فیلمبرداری با کارگردان صحبت کند، گفت که در کل با موضوع بحث درباره فیلم و پروسه فیلمبرداری مشکلی ندارد و به طور مثال مدتی قبل یا بعد از فیلمبرداری درباره فیلم صحبت می‌کند، اما درست در لحظه فیلمبرداری مساله‌ای جداگانه است و او برای خلق اثری جدید نیاز به تمرکز دارد و اگر کارگردان بخواهد در همان لحظه او را کنترل کند، همه چیز به هم می‌ریزد.

ایندی وایر از او پرسید که در نگاه به مسیر حرفه‌ای کاری او فیلم «گودزیلا» به نحوی به چشم می‌آید، بینوش در پاسخ گفت که خود او برای بازی در این نقش پیشنهاد نداد و به خاطر نامه زیبایی که گرت ادواردز به او نوشت، حاضر به بازی نقش کوتاه خود در فیلم شد. او درباره صحنه دراماتیک لحظه مرگ خود در آن فیلم اضافه کرد: کوئنتین تارانتیو به من گفت که آن لحظه اولین باری بوده که او در یک فیلم سه بعدی پرخرج گریه کرده است و برای پاک کردن اشک‌هایش مجبور به درآوردن عینکش شد. من این حرفش را به عنوان یک تعریف پذیرفتم.

مصاحبه‌کننده از بینوش پرسید: به نقل از خبرهای اینترنتی، که همیشه هم راه خطرناکی برای آغاز کردن یک جمله است، شما به عباس کیارستمی اشاره کردید. آیا در حال حاضر برای فیلم خاصی با او کار می‌کنید؟

بینوش در پاسخ گفت: نه، نه من الان در حال کار با او نیستم. خیلی دوست دارم با او در فیلم دیگری همکاری کنم، اما در حال حاضر نقشه خاصی برای انجام این کار ندارم. اما می‌دانم که کیارستمی دارد فیلمی در چین می‌سازد. داستان فیلم درباره زن خدمتکاری است که خانه‌ها را تمیز می‌کند و مسئولیت تمیز کردن هزاران اتاق در یک ساختمان بزرگ را بر عهده دارد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندی‌وایر، بینوش همچنین درباره اینکه آیا به کریستن استوارت در بازیگری‌اش کمک کرده یا خیر هم گفت که بعضی اوقات با توجه به اینکه پتانسیل استوارت را می‌دیده او را تشویق به جلو رفتن کرده، اما هیچ وقت به او درس نداده است. اما بینوش به این نکته هم اشاره کرد که دوست دارد روزی به تدریس بازیگری هم بپردازد.

مقاله قبلی60 سالگی پرافتخارترین کارگردان آسیا
مقاله بعدینقش درست نیروهای ائتلاف در عراق و سوریه؛ مدیریت بحران، به جای حذف یک طرف بحران
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.