بازسازی چهره اسکلت زن هفت هزار ساله تهران به عنوان بخشی از مطالعات مستند نگاری و شناخت ویژگی‌های انسان شناسی انجام شد.

آبان ماه سال گذشته مهسا وهابی دانشجوی باستان شناسی که به صورت کاملا اتفاقی متوجه حفاری های شرکت فاضلاب در خیابان مولوی تهران شده بود، تعدادی سفال را از محل عملیات عمرانی شرکت آب و فاضلاب کشف کرد. این کشف او منجر به همکاری اش با پژوهشکده باستان شناسی و انجام مطالعات روی این بخش از خیابان مولوی شد.

بررسی ها در این محدوده به کشف اسکلتی منجر شد که گفته می شد، متعلق به یک زن تدفین شده در هفت هزار سال پیش بود. پس از کشف این تدفین در خیابان مولوی تهران، پژوهش های باستان شناسی به منظور شناخت ویژگی های انسان شناسی اثر انجام شد.

بخشی از این سلسله مطالعات مستند نگاری اسکلت به منظور بازسازی از چهره بود که با روش های مستندنگاری سه بعدی با استفاده از فن آوری رایانه توسط محمد رضا رکنی، کارشناس پژوهشکده باستان شناسی اجرا شد. برای انجام کار ابتدا اسکلت به صورت فتو اسکن مستندنگاری شده و تصاویر بدست آمده با استفاده از رایانه بصورت نقشه فتوگرامتری شامل نقطه، خط و سطح پوششی از اسکلت درآمد. در مرحله بعد نقشه اسکلت تبدیل به اطلاعات سه بعدی شده و تمام بخش های آن دارای حجم شدند.

رکنی در این باره گفت: لازم بود که با استفاده از بخش های سالم مانده و براساس تقارن هندسی در اسکلت انسان، سایر بخش های تخریب شده یا خارج از دسترسی اثر مدل سازی شوند. این مدل دقیقا براساس حالت درازکش اسکلت تهیه شد تا بتواند حالت آن را به هنگام تدفین نشان دهد.

برای بازسازی چهره اسکلت تدفین شده نیز با استفاده از رایانه ابتدا مدل سه بعدی از جمجمه آن تهیه و بخش های از بین رفته نیز بصورت مدل سازی به آن اضافه شد. مدل آماده جمجمه با ۱۱ شاخص از چشم ها، بینی، گوش ها، گونه ها، لب ها و چانه نشانه گذاری شده و هر نشانه با استفاده از بافت دهی رایانه ای پوشش داده شده و حالت چهره آن بدست آمد.

211661_752

رکنی درباره اینکه چطور رنگ پوست و حالت موهای اسکلت بازسازی شده گفت: از آنجا که اثری از بافت مو وجود ندارد، رنگ پوست و حالت موهای آن سلیقه ای بوده که براساس تناسب چهره بهترین حالت برای آن انتخاب شد. ضمن اینکه تا حدی از نقش مشابه روی سفالهای چشمه علی نیز استفاده کردیم. برای مدل سازی و بازسازی چهره اسکلت هفت هزار ساله تهران از ۵ نرم افزار قدرتمند و استاندارد مدل سازی استفاده شد که هر بخش از کار توسط نرم افزارها بدقت مورد همگام سازی و خطایابی قرار می گرفت.

این کارشناس باستان شناسی مدعی است که نمونه بدست آمده احتمالا تا ۹۵ درصد برابر با چهره واقعی اسکلت است. او گفت: بازسازی چهره برای اسکلت ها معمولا انجام می شود شاید در ایران تصاویر به دست آمده از بازسازی چهره اسکلت ها انتشار داده نشده باشد ولی این کار مرسوم است.

به گفته این کارشناس باستان شناسی، برای به دست آمدن چهره اسکلت خیابان مولوی، تعدادی تصویر واقعی نیز از افراد مختلف، به نرم افزار مربوطه داده شده تا جزئیات بازسازی چهره به واقعیت بیشتر نزدیک شود.

به گزارش مهر؛ با این حال حمیده چوبک رئیس پژوهشکده باستان شناسی بازسازی چهره را یک کار جذاب برای مردم دانست و گفت: معمولا همه مردم دوست دارند بدانند که چهره انسان ها در سالهای گذشته به چه شکل بوده به همین دلیل مرسوم است که با نرم افزارهای مختلف چهره اسکلت ها را بازسازی می کنند. اما به طور حتم نمی توان گفت که این چهره های بازسازی شده تا چه اندازه شبیه به واقعیت است.

مقاله قبلیقسمت دوم «شریر» ساخته می‌شود
مقاله بعدیاعدام حداقل ۳ زندانی در زندان مرکزی زاهدان و کشته شدن یک زندانی در زندان کرج
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.